کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

شمشک به دیزین جاده ای که تکلیفش روشن نیست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 30 خرداد 1396-02:38 ب.ظ

سلام به شما عزیزان!

این جاده کوهستانی، علاوه بر نزدیک کردن مسیر دسترسی پیست دیزین به تهران، یک راه میان بر و نزدیک کننده تهران، خصوصا شرق آن به چالوس از طریق جاده لواسانات و فشم می باشد!

البته اگر از ترافیک فشم در شب های آخر هفته و تعطیل فاکتور گرفته بشه!!

این جاده آن طور که من به خاطر دارم سال های گذشته تقریبا همه ایام سال به جز مواقع بارندگی در پاییز و زمستان باز بود! (لااقل تا گردنه دیزین!)

اما در پی حادثه بهمن زمستان ۱۳۸۸ و جان باختن ۸ نفر سخت گیری ها روی این جاده بیشتر شد و تقریبا در تمام زمستان و با اولین بارش برف بسته می شود. این بسته شدن تا اوایل بهار و قبل از آب شدن برف ها ادامه دارد. تا این جای کار با توجه به حادثه اتفاق افتاده و احتمال ریزش بهمن شاید بتوان ماجرا را تا حدی هضم نمود!!

اما اخیرا و در چند سال گذشته این محدودیت تا اواخر خرداد ماه ادامه می یابد. البته نکته جالب حالت گزینشی برای باز و بسته کردن جاده و عدم اطلاع رسانی درست چه از طریق رسانه ها و چه از طریق اطلاع رسانی در ابتدای جاده است!

مشاهدات خود من در یک ماه اخیر:

۱۳ خرداد جاده باز

۱۴ و ۱۵ خرداد مصادف با تعطیلات بسته!

۲۵ خرداد بسته بدون اعلام قبلی! که البته با کمک مردم و به زور بازگشایی شد! جمعه ۲۶ خرداد باز در حد عبور یک ماشین! و امروز سه شنبه سی خرداد طبق اعلام رسانه ها مجددا بسته! (این مورد را از نزدیک چک نکردم!!)

به نظر این سردرگمی و یک بام و دو هوایی نتیجه اش فقط اتلاف وقت و معطلی مردمی هست که قصد استفاده از جاده را دارند!

اگر حقیقتا این جاده نا ایمن هست، باید مدت مشخصی بسته و ایمن سازی بشه. اگر هم قصد ایمن سازی وجود ندارد برای همیشه بسته و اطلاع رسانی شود.

یا لااقل اگر بنا بر یک روز باز و یک روز بسته به صورت فعلی هست، ابتدای جاده لواسان یا میدان فشم به شکل مناسب و قابل مشاهده ای اطلاع رسانی بشه تا وقت کسی بی خودی تلف نشه و ملت از برنامه شون عقب نمونن!

به خدا اصلا کار سختی نیست!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما قدر آزاد کوه بدانیم!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 27 خرداد 1396-08:58 ق.ظ

یکبار دیگر فرصتی دست داد برای دیدار دلبر، شاهزاده کج گردن و باز از مسیر وارنگرود!

این بار هم به سان بار قبل شب قدری مهمان یار شدیم و از جمالش بهره ها بردیم! برنامه دو روزه و فشرده و پر فشار بود! رفت و برگشت به شاهزاده از وارنگرود بیش از ۴۰ کیلومتر پیاده روی در بر دارد و آمادگی مناسبی می طلبد! این بار شاهزاده با هوایی صاف ولی سرد و طوفانی پذیرای عاشقانش بود!

مسیر نسبت به دیدارهای قبلی کم سبز تر و کم گل تر بود! شاید ما کمی زود آمده بودیم! شاید امسال هوا دیرتر گرم شده بود و یا شاید هم به گفته محیط بانان کاهش باران بهاری مزید بر علت بود!! اما هر چه که بود شاهزاده و باب وارنگرود آن، آن قدر ها زیبا هست که با این شرایط هم بتوان از دیدنش لذت برد!

و تصاویر ما از پابوسی این شاهزاده زیبا در:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله سماموس جبهه جنوبی-۱۳ و ۱۴ خرداد ۹۶

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 21 خرداد 1396-09:37 ب.ظ

با سلام به شما عزیزان. نیمه خرداد به واسطه تعطیلات آن، چند سالی است که فرصت مناسبی برای سفر و البته طبیعت گردی و کوهنوردی شده است. در چند سال اخیر افزایش اشتیاق برای سفر به طبیعت و هجمه به مناطق کوهستانی تغییرات قابل توجهی در طبیعت بکر ایران به دنبال داشته. علاوه بر موج فزاینده گروههای کوهنوردی با پدیده هایی مثل جاده کشی، آفرود، موتور سواری و ... در کوهستان و طبیعت روبرو هستیم. با توجه به عدم نظارت وکنترل جدی در این مورد شاهد آسیب های زیادی به طبیعت هستیم. امروز کمتر منطقه ای در طبیعت ایران می توان یافت که مصون از تجاوز و تخریب انسان مانده باشد.

سماموس بام گیلان یکی از قله های بکر و زیبا با موقعیت و طبیعت منحصر به فردش، یکی از کوه هایی است که از گزند آسیب در امان نیست. این قله زیبا یکی از نزدیکترین بلندی های البرز با ارتفاع بیش از ۳۷۰۰ متر به دریای خزر و کاملا مشرف بر آن می باشد. قله سماموس از شمال به ییلاق جواهر دشت و چابکسر ، از شرق و شمال شرقی به جواهر ده و رامسر، از جنوب شرق به منطقه جنت رودبار و از غرب و جنوب غربی به اشکورات مشرف می باشد. ارتفاعات الموت مثل خشچال و سیالان در جنوب قله خود نمایی می کنند.

مسیر صعود ما از انتهای جاده خاکی واقع در نمک دره در منطقه جنت رودبار رامسر آغاز می شود. مسیری طولانی ما را به ییلاق لپاسر در استان گیلان و در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ می رساند. دشت لپاسر مملو از آب، چمن و گل های زرد رنگ در این موقع سال بوده و مناظر بسیار چشم نوازی در برابر بینندگان قرار می دهد. جای جای آن پوشیده از گل و لای و باتلاق است. داخل دشت کلبه هایی سنگی جهت اجاره وجود دارد. شب منطقه بسیار سرد است و دما در نیمه خرداد به زیر صفر می رسد!!

مسیر صعود قله از یال جنوبی با ادامه پاکوب مشخصی از کنار کلبه ها و در جهت شمال به مرور روی یال قرار گرفته و پس از زمانی حدود ۴-۵ ساعت به قله سماموس منتهی می گردد. ییلاق جواهر دشت و دریای زیبای کاسپین، اگر کمی خوش اقبال باشید، از تپه ای در شمال قله اصلی قابل رؤیت می باشند! بر فراز قله ساختمان امام زاده و به روایتی مقبره شاه سماموس قرار دارد. قله دماوند در دور دست ها چونان همیشه با اقتدار رخ نموده و دلبری می کند!!

قله سماموس و مسیر صعود ما، یکی از مسیرهای متداول موتور کراس که معمولا از قزوین به این سو می آیند، می باشد. مسیر زیر لاستیک های موتور های پر تعداد شخم می خورد و سکوت کوهستان که صدای این موتور ها کاملا آن را از بین برده! به نظر با این همه سر و صدا حیات وحش مدت هاست از منطقه کوچ کرده اند!!

تذکر: این مسیر یکی از طولانی ترین و در عین حال زیباترین مسیرهای صعود به سماموس می باشد. جهت صعود به لپاسر و فرود از آن زمان کافی (حداقل ۴ تا ۵ ساعت) جهت اجتناب از به شب خوردن در نظر بگیرید!

با آرزوی بهروزی! ایام به کامتان باد!!

عکس های برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله تالون ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1396-10:51 ق.ظ

با سلام به شما عزیزان همراه!

فصل بهار و به ویژه ماه اردیبهشت از اهمیت خاصی برای طبیعت دوستان و کوهنوردان برخوردار است. چرا که در اکثر مناطق کشور به خصوص نیمه شمالی، طبیعت از طراوت خاصی برخوردار است. در این زمان هر کسی در حد توان می تواند از طبیعت بهره ببرد. البته به شرطی که متعهد به حفظ آن بوده و از تخریب و آلوده کردن آن بپرهیزد!!

و اما روستای تالون یکی از روستاهای بکر و زیبا در دامنه های جنوبی البرز مرکزی، واقع در غرب استان تهران و نزدیک امام زاده داوود قرار دارد. شاید گذر آزادراه معروف تهران-شمال از نزدیک این روستا و حفر تونل در دل کوه های منطقه در آینده اهمیت آن را بیشتر کند. روستاهای رندان و تالون در جاده ای فرعی منشعب از جاده اصلی امام زاده داوود و در غرب این جاده قرار دارند. این روستاها از نظر جغرافیایی در شمال روستای معروف تر سنگان قرار گرفته اند. این روستاها که در جنوب خط الرأس توچال-پل خواب قرار دارند، به سبب داشتن آبشار به مانند روستای سنگان مورد توجه قرار گرفته اند.

برای رسیدن به آبشار تالون پس از پارک خودرو قبل از ورودی روستا و در ابتدای گیت پروژه آزاد راه، با یک پیاده روی بسیار کوتاه و سبک به پایین آن خواهیم رسید. رسیدن به بالای آبشار از پاکوب سمت چپ مناسب تر است. البته از سمت راست هم می توان با کمی در گیر شدن با سنگ به بالای آبشار و دره پشتی رسید.

ادامه مسیر با دنبال کردن پاکوب در کنار رودخانه به دشت بالایی و گوسفند سرای مسیر می رسد. در این قسمت باید در تعقیب مسیر درست دقت کرد، چرا که بعضی از پاکوب ها به بن بست یا مسیرهای صعب العبور در حاشیه رودخانه منتهی می شوند!

در محل گوسفند سرا به دو دره و یالی پر شیب بین آن ها می رسیم! هر سه آن ها با درجات سختی مختلف به خط الراس و قله که در غرب آن قرار دارد منتهی می شوند! دره سمت راست طولانی تر ولی کم شیب تر است. داخل دره ها و روی رودخانه، در این فصل، پوشیده از برف های به جا مانده از زمستان است!

روی خط الراس در قسمتی از مسیر ناگزیر از در گیری مختصر با سنگ خواهیم بود و بعد از آن با عبور از شیب آخر به قله تالون ۱ می رسیم. اینجا نمای زیبایی از خط الراس توچال و قله های بازارک، لوارک، پلنگچال و ... به چشم می خورد! علامت این قله تابلو یادبود و دکل مخابراتی شکسته روی قله است! به سبب مه آلود بودن و ناپایداری هوا بعد از مدت کمی مسیر بازگشت در پیش گرفته می شود. بازگشت از دره غربی که پرشیب تر است انجام شد که به خاطر خیس بودن خاک فرود راحت و بدون استهلاک صورت گرفت!

منطقه پر از بوته های ریواس و گیاهان دیگر بوده و به نظر می رسد تا اوج زیبایی چند هفته فاصله دارد!

تصاویر برنامه در کانال:

climbinhaze@

بهروز و بهاری باشید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه چی خوبه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1396-08:43 ق.ظ

با سلام و آرزوی اول هفته ای خوش!

مدتی که نمی تونستم کوه برم از کوهنویسی و حواشی اون دور بودم. البته الان هم که برگشتم علی رغم کم فروغ بودن کوهنویسی اما همان فضای سابق در حواشی به چشم می خوره!

قضاوت و نیت خوانی عجولانه در کنار کم ظرفیتی و غرض ورزی هم چنان فضای حاکم بر به اصطلاح نقد است. کسی مقاله ای می نویسد و نظر شخصی خود را درست یا غلط در مورد موضوعی بیان می کند. اما دیگرانی که به هر دلیلی با شخص رابطه خوبی ندارند یا نوشته به مذاقشان خوش نیامده و آن را به خود گرفته اند، به جای پاسخ منطقی از در تخریب و تمسخر شخص و نه پاسخ به منطق و نوشته طرف مقابل وارد می شوند! کسانی که به ظاهر قصد کوچک کردن کسی را دارند ولی در واقع خود کوچک می شوند!!

و خوشه چینانی که در حاشیه این دعواها دانه خود بر می چینند و برای عقده گشایی در آتش اختلاف و بی اخلاقی می دمند! کسانی که خود حتی تاب تحمل یک نظر مخالف ندارند و دیگران را به کینه توزی متهم می کنند!

با این فضا بیگانه نبوده و نیستم. کم ظرفیتی در تمام محافل بی داد می کند و بازار کساد کوهنویسی این روزها نیز چیزی جدا از آن نیست!

شاد و سرخوشم از اینکه دوباره قدم در طبیعت می گذارم و همان بهتر که از حاشیه دور و به آن بی تفاوت باشم! همه چی خوبه اینطوری!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جنگل الیمستان و قله امامزاده قاسم-بازگشت به کوه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1396-10:32 ق.ظ

سلام به خوانندگان عزیز! بعد از ماهها و به واقع بیش از یکسال دوری از کوهنوردی جدی، با حول و قوه الهی و به همراه جمعی از همراهان صمیمی٬ با صعود به قله امامزاده قاسم الیمستان فصل نوینی از کوهنوردی را آغاز نمودم! خدای را شاکرم که این برنامه بدون هیچ مشکلی و در کمال آمادگی سپری شد! همچنین از پزشک خودم آقای دکتر زهتاب کمال تشکر را برای بهبودی حاصل شده دارم.

البته می دانم که این پایان کار نیست بلکه آغازی دیگر است و باید کاملا با احتیاط و عاقلانه به فعالیت سابق برگردم و عجله در این مورد جایز نیست!

در هر صورت روز خوبی را در کنار دوستانی خوب گذراندیم و از طبیعت بهاری کم نظیر جنگل و ارتفاعات مازندران نهایت بهره را بردیم.

عکس های برنامه در:

climbinhaze@

بهترین آرزوها برای تک تک شما!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دره کول خرسان ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 4 اردیبهشت 1396-01:19 ب.ظ

کول خرسان از آن نام هایی است که به تازگی سر زبان ها افتاده. وصف این دره هر طبیعت دوستی را وسوسه می کند! من هم با اینکه نام آن را شنیده بودم برنامه ریزی دقیقی برای دیدن آن نکرده بودم و ناگهانی به فکر اجرای برنامه افتادم. از یکی از کسبه محترم شهر دزفول پرس و جو کردم و ایشان هم لطف کردند و اطلاعات کاملا غلط و گمراه کننده ای در اختیار گذاشتند. مثلا اینکه تا اونجا با ماشین ۱۰ ساعت راهه و جاده اش خیلی بده و منطقه نا امنه و ...

تحقیقات اینترنتی من این داستان ها رو تأیید نمی کرد. نمی خواستم فرصت از دست بره، این شد که جاده شهیون را از دزفول در پیش گرفتم. همینقدر می دانستم که دره نزدیک روستای بیشه بزان قرار داره! با رسیدن به این روستا که حدود سی کیلومتری شمال دزفول هست و پرسیدن از کسبه روستا ابتدای مسیر، که اندکی قبل از ورودی این روستا قرار داره، را پیدا کردم. اهالی من رو از امنیت منطقه و سر راست بودن مسیر مطمئن کردند و تنها از تنها بودن من متعجب شدند!! با پیدا کردن پارکینگ ابتدای مسیر و رؤیت دو عدد مینی بوس مطمئن شدم توی منطقه تنها نیستم و با خیالی آسوده تر از قبل پاکوب مسیر را ادامه دادم. چون دیر شروع کرده بودم و عملا نزدیک ظهر شده بود هوا کمی گرم بود که البته قابل تحمل بود! همون ابتدای مسیر شیب نسبتا تندی بود که به سمت پایین دره می رفت و برای من که بدنم سرد بود و زانومو تازه داشتم از آب بندی خارج می کردم، پیمودنش کمی سخت بود! بعد از ورود به دره پاکوبی که در کنار آب قرار دارد و هر از گاهی از یک سمت دره به آن سو می رود را ادامه دادم. طبیعت سر سبز و بکر، صدای پرندگان و آب رودخانه روح نواز و دل انگیز هستند.

پس از ساعتی دره تنگ تر شده به ورودی تنگه رسیدم. دیواره های بلند، جریان ملایم آب، خزه ها و گیاهانی که در رطوبت اینجا روی دیواره ها رشد کرده اند و آسمان که هر از گاهی رخ می نماید! مسیر دره سراشیبی غیر محسوسی دارد و هر چه پیش می روم تنگ و تنگ تر می شود! در بخش هایی از مسیر تاریکی بر روشنی غلبه دارد و نور خورشید به زحمت کف دره را روشن می کند!

دره در مسیر سیلاب است و عرض آن بسیار کم! در صورت بروز سیلاب هیچ راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد و شاید ارتفاع آب به ده متر برسد!! این را از روی سنگ و چوب هایی که بالای دره گیر افتاده اند می شد فهمید! آن روز هوا تا حدودی ابری بود و با توجه به توضیحات بالا یک چشمم مدام به آسمان بود که نکند بارشی در کار باشد! می دانستم در این صورت فرصت و شانس زیادی برای فرار نخواهم داشت! چندین گروه داخل دره در حال تردد بودند. بعد از چند ساعت ادامه مسیر و نرسیدن به نشانه مشخصی از پایان آن، به جهت نخوردن به شب، با توجه به اینکه دیر هم استارت زده بودم راه آمده را بازگشتم. به هر حال همین مقدار از پیمودن راه نیز به اندازه کافی راضی کننده بود و شاید تمام نکردن مسیر بهانه ای باشد برای دوباره سر زدن به آن!

تصاویری از برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبشار شوی-شکوهی در مسیر زوال ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 28 فروردین 1396-08:07 ق.ظ

هفته گذشته سفری فشرده و پر بار به خوزستان این دیار زیبا و زر خیز داشتم و از چند اثر طبیعی در این استان بازدید کردم.

یکی از آن ها که سال ها آرزوی من بوده، آبشار شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای ایران زمین در مرز استان خوزستان و لرستان بود. سالیان گذشته تنها راه دسترسی آبشار ایستگاه تله زنگ در مسیر راه آهن تهران-اهواز بوده که راه دسترسی نسبتا دشواری محسوب می شده است. در سال های اخیر با جاده کشی و بهسازی مسیر از منطقه شهیون در شمال شهرستان دزفول، جاده ای خاکی تا نزدیک آبشار کشیده شده که دسترسی آن را سهل تر از گذشته نموده است. البته با وجود کشیدن این جاده پیمایش توسط ماشین های سواری چندان سهل نیست و فشار زیادی به آن وارد می کند! بعد از طی این جاده و رسیدن به روستای شوی (امام زاده پیرچل) کوهپیمایی در مسیری مشخص و در کنار رودخانه بعد از حدود یک ساعت ما را به آبشار های مسیر می رساند. آبشار اصلی و معروف شوی در واقع سومین آبشار در این دره است. علی رغم مشخص نمودن مسیر، پیمودن این راه خالی از مشکل برای کوهپیمایان آماتور نیست و در چند قسمت نیاز به عبور از رودخانه و یا دست به سنگ شدن در کنار آن را دارد!

طبیعت منطقه و مسیر بی نهایت زیباست! صدای پای آب در همه جا به گوش می رسد. آبشار اصلی آنقدر زیبا و با شکوه است که چشم از آن نمی توان برداشت و دل نمی توان کند!!

اما متأسفانه صدای تخریب و نابودی این زیبایی ها نیز از فاصله نه چندان دوری به گوش می رسد!! دره را دود جوجه کباب و همهمه مسافران پر تعداد فرا گرفته! چهره نامبارک زباله در مسیر چشم آزاری می کند! و حتی کسی که با شامپو درون رودخانه حمام می کند و ... انگار ما ملت همیشه در صحنه و غیور عادت کرده ایم که هر چه چیزی زیباتر باشد با سرعت و ولع بیشتری آن را زشت کنیم!

باید از عزیزان و مسؤولینی که جاده می سازند پرسید برای حفظ میراث طبیعی هم آیا فکری کرده اند؟! جالب اینجاست که در پارکینگ روستا کمتر ماشین شخصی به چشم می خورد و بیشتر مینی بوس هایی که مشخصا متعلق به تور ها هستند حضور دارند. آیا نهادی وجود دارد که به رفتار تور ها نظارت کند یا رسالت تورها تنها کسب در آمد از طریق بردن گردشگر توجیه نشده و تخریب طبیعت است؟! واقعا چقدر روی ایجاد فرهنگ گردشگری کار می کنیم؟! کاش بخشی از درآمد تور ها و گروه ها صرف فرهنگ سازی و آموزش طبیعت گردی مسؤولانه شود!

بگذریم که هر چه گفته ایم و گفته اند کمتر به گوش کسی فرو رفته و تنها باید با اندوه شاهد زوال روز به روز زیبایی و شکوه طبیعت کم نظیر ایران باشیم. فکر کنم باید خوشحال باشم که آبشار شوی را قبل از نابودی و از بین رفتن به نظاره نشستم!!

عکس های آبشار را در کانال تلگرام وبلاگ به آدرس climbinhaze@ شاهد باشید.

به زودی با گزارش های دیگری به روز خواهم بود!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سال نو و شروعی نو!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 فروردین 1396-01:50 ب.ظ

سلام به شما خوانندگان و همراهان عزیز! سلامی که بعد از غیبتی چند ماهه گرمتر و چسبیدنی تر از همیشه است برایم!

بعد از مدتی که به دلیل آسیب دیدگی و مشغله از کوه و کوه نویسی دور شدم، پس از رفع کسالت نسبی و توان مجدد یافتن برای گام گذاشتن در طبیعت، تصمیم گرفتم تا اینجا را هم خانه تکانی نمایم و چراغی نو روشن کنم!

البته این روزها حال و روز کوهنویسی به سیاق چند سال گذشته نیست و نوع فعالیت ها عوض شده! دیگر کانال های تلگرامی جایگزین وبلاگ ها شده اند و وبلاگستان به محیطی سوت و کور و کم فروغ مبدل شده. چه می شود کرد؟! نمی توان تا ابد مقاومت کرد و از غافله تغییرات جا ماند!

اگرچه خودم به شخصه و تا الان نتوانسته ام با این موضوع کنار بیایم، اما برای رابطه مؤثر تر و آسان تر کانال قله های مه گرفته را در کنار این وبلاگ راه اندازی کرده ام. به این امید که بتوانیم دوباره با هم گفتگو کنیم و رابطه بهتری داشته باشیم. و اما لینک کانال قله های مه گرفته:

climbinhaze@

به امید دیدار بیشتر شما عزیزان!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیر تیغ!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1395-11:08 ق.ظ

سلام به شما. مدتی است اینجا سوت کور است که دلیل آن بر شما پوشیده نیست. آسیب دیدگی مرا به استراحتی اجباری فرستاد و از دنیای کوه و کوهنویسی دور کرد و چراغ این خانه نیز کم فروغ شد.

در این مدت البته مشغول تحقیق و مراجعه به پزشک های مختلف بودم برای گرفتن تصمیم درست! تا اینکه بالاخره تصمیم نهایی را گرفتم و توانستم پزشکی را که بتوانم به طور نسبی به او اعتماد کنم بیابم و خود را به عمل بسپارم!

جراحی acl یا همان رباط صلیبی قدامی جراحی نسبتا ساده ای است که دوران نقاهت و ریکاوری زمان بر و سختی دارد. به طور ساده در این جراحی رباط آسیب دیده با تکه ای از تاندون های اطراف (اوتوگرافت) جایگزین گردیده و با پیچ قابل جذب در استخوان های طرفین زانو محکم می شود. پروسه خون گیری و از سر گیری حیات تاندون جایگزین شده تا یکسال طول می کشد. در این زمان انجام ورزش های مخصوص و بازیابی توان عضلات تحلیل رفته از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در حال حاضر مشغول طی کردن دوران نقاهت هستم و امیدوارم بتوانم در آینده نه خیلی دور به دامن کوه و طبیعت برگردم! به امید آن روز!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رباط صلیبی، مساله اینست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-09:37 ب.ظ

سلام به خوانندگان و همراهان گرامی. در سال جدید فرصت نشده بود تا با شما سخن بگویم. امیدوارم روزهای بهاری خوبی را در ابتدای سال جدید بگذرانید. سال ۹۴ سال خوب و نسبتا پرباری در کوهنوردی برایم بود و برنامه های خوبی چه انفرادی، چه خانوادگی و چه با دوستان اجرا شد. سالی با تجارب کمابیش جدید و صعود هایی به نسبت چالشی در زمستان! فکر می کنم سال گذشته پر تعداد ترین تلاش ها را در این ده سال تجربه کوه ، پشت سر گذاشتم. و البته این تلاش و فشار به نوعی اثر خود را نشان داد و در برنامه پایانی، شیرکوه یزد، پایان تلخی برای سالی پربار رقم زد!

آسیب و درد زانو بین کوهنوردان مساله جدید و ناشناخته ای نیست. آمادگی عضلانی ناکافی، عدم رعایت اصول صحیح گام برداری خصوصا در سرازیری و گاهی اجرای برنامه ای بالاتر از حد توان می تواند منجر به آسیب شود. البته این گاهی با عوامل جنبی و بی ربط به این ورزش همراه می شود و مشکل را حادتر می کند. نوروز چهار پنج سال پیش زمان آغاز یک مشکل مزمن برایم بود. بعد از یک رانندگی ده دوازده ساعته و کلاچ ترمز های پیاپی در ترافیک نوروزی جاده چالوس، احساس کردم مفاصل زانویم بیش از حد خسته و رنجور شده. دو روز بعد حین سوار شدن روی دوچرخه با یک حرکت ساده و یک فشار ناگهانی اندک، صدایی در زانویم احساس کردم و بعد از آن چند روز درد و لنگ زدن و ...

تلاش کردم با مدارا، استراحت، آبگرم و ... بحران را پشت سر بگذارم. چند هفته ای طول کشید تا به وضع نسبتا عادی برگردم و البته ناراحتی هنگام حرکات شدید مثل دویدن هنوز حس می شد. آن سال به دلیل مشغله کمتر کوه رفتم و کم کم اوضاع عادی شد. با احتیاط و البته زانو بند کوهنوردی را مجددا شروع کردم و به مرور به همان دوران قبل برگشتم البته با زانو بند!!

تقریبا مشکل پایم حل شده و تحت کنترل به نظر می رسید و به فعالیت های نسبتا سنگین کوهنوردی بدون مشکل خاصی ادامه دادم. تا برنامه دماوند پارسال! حین برگشت از کوه با خود گفتم که چند سال است مشکلی ندارم و می توانم زانو بند را کنار بگذارم! اما این فکر غلط خیلی سریع غافلگیرم کرد و نشان داد مشکل آتش زیر خاکستر است! خالی کردن و پیچ خوردن و درد خیلی زود دوباره برگشت!! برنامه دماوند به هر شکل گذشت و چون بعدش ناراحتی خاصی احساس نکردم، مساله کما فی السابق پشت گوش افتاد!

و اما شیرکوه! این بار با زانو بند مشکل دوباره تکرار شد! دو سه بار صداهای نگران کننده و درد خیلی بدی حس کردم. نه! این بار مشکل کاملا جدی بود. بعد از برگشت و در ایام عید بیشتر روزها با ناخوشی گذشت و به نوعی با درد از خواب بیدار می شدم!

تصمیم گرفتم این دفعه قضیه را جدی بگیرم! دیروز جواب MRI خبر از پارگی رباط صلیبی (ACL) زانوی راست می داد! نمی دانم این اتفاقا دقیقا کی افتاده! اما آنچه مشخص است سهل انگاری عامل بروز و یا لااقل حاد شدن چنین مشکلی بوده. راستش هنوز نتیجه به اطلاع پزشک نرسیده و نمی دانم کار به جراحی می رسد یا نه؟ اما مشخصا مدتی را باید دور از کوه باشم تا ببینیم که در آینده چه اتفاقی می افتد.

دلیل طرح موضوع هم این بود که اگر احیانا شما هم با چنین مشکلاتی روبرو هستید و مثل من اهل جدی گرفتنش نیستید بهتر است تا دیر نشده و مشکل پیچیده نشده، اقدام کنید! هر چی نباشه امسال سال اقدام و عمله!!

همیشه سالم باشید!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخر سال با طعم شیرکوه یزد - اجازه صعود صادر نشد!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:پنجشنبه 27 اسفند 1394-01:07 ب.ظ

سلام به تمام همراهان و دوستان قله های مه گرفته! پیشاپیش نوروزی تؤام با حال خوش برای تک تک شما عزیزان آرزو دارم!

سال جدید در حال رسیدن بود و من تقریباً مطمئن بودم که برنامه ای برای سفر نوروزی نخواهم داشت. از طرفی انضباط بیش از حدم در محل کار موجب شده بود که مرخصی ها روی هم تلنبار شده و در آستانه سوختن قرار بگیرد! این می توانست فرصت خوبی برای یک سفر ماقبل نوروزی باشد، اما چه می شود کرد وقتی مدرسه محل تحصیل فرزند شما بیش از حد مقرراتی باشد و اجازه یک هفته مدرسه نرفتن صادر نشود! خوب چه می شد کرد؟! ما اهالی کوه در این شرایط همیشه یک جایگزین داریم! بله ... و باز هم کوه!!!
با توجه به فرصت چند روزه هفته آخر سال، امکان سفر به نقاط دورتر فراهم بود. کوه هایی که در ایام معمولی بعد مسافت و نیاز به زمان مانع از فکر جدی بر روی آن ها می شود. همان کوه هایی که به دلیل دوری از پاییتخت بکر تر و ناشناخته تر مانده اند! شیرکوه یکی از گزینه هایی بود که سال ها در فکر صعودش بودم و این فرصت ایجاد نشده بود! جستجو های اینترنتی برای جمع آوری اطلاعات و احتمالا فایل مسیر آغاز شد. با توجه به دوری راه ترجیح می دادم نهایت استفاده را از منطقه ببرم، بنابراین صعود به برفخانه طزرجان این قله زیبا و نسبتاً فنی را نیز در برنامه قرار دادم.
روحیه عمدتاً تکرو و کمابیش خجالتی من سبب می شد که به دنبال پیدا کردن همنورد نروم. از طرفی آخر سال بود و کدام دیوانه ای مثل من پیدا می شد که خانه و زندگی را رها کند و دل در گرو کوه دهد؟! نهایت تلاشم را برای جمع آوری اطلاعات مطمئن و قابل اتکا انجام دادم. البته می دانستم فایل های مسیر که روی سایت ویکی لاک قرار داده می شوند، لزوما قابل اتکا و استناد نیستند و علاوه بر داشتن بعضی خطا ها و نقایص اطلاعات آنها تابع شرایط فصل است. یعنی ممکن است هر مسیری در هر فصلی قابل استفاده نباشد و ... 
اما مشکل مهم دیگر من عدم دسترسی به اطلاعات به روز فصلی و میزان برف و یخ منطقه و مسیرها بود. با توجه به گرمای زود رس هوا در آخر زمستان حدس می زدم که باید با برف و یخ کمی مواجه شوم که بعداً فهمیدم لااقل در مورد برفخانه تصور کاملا اشتباهی بود! سایت های هواشناسی را چک کردم که نوید هوای آفتابی همراه با باد زیاد را می داد! البته راجع به باد پیش بینی درستی بود. اما هوای آفتابی؟!! زهی خیال باطل ... 
اصلا یکی از جذابیت های کوهنوردی به همین غیر قابل پیش بینی و کنترل بودن این طور شرایط است و اگر بخواهیم صد در صد مطمئن گام برداریم شاید هیچگاه مجاب به گام برداشتن در این مسیر نشویم!
این بار بر خلاف اکثر اوقات مقدمه کمی طولانی شد!! و اما اصل داستان! دوشنبه 24 اسفند 94 عازم یزد و ده بالا شدم. مشخصا هدف روز اول برنامه رسیدن و استقرار در پای مسیر بود. از تهران تا یزد و سپس تفت و ده بالا را بدون معطلی خاصی پیمودم و حدود 5:00 بعد از ظهر به ده بالا رسیدم. در ورودی این روستا و پس از فاصله اندکی در سمت راست مسیر محله شیخ علیشاه و شیرکوه با تابلویی مشخص شده است. تقریبا در انتهای محله و نزدیک به آغاز مسیر کوهنوردی، مسجدی وجود دارد که درب آن همیشه باز است و از امکان روشنایی و برق هم برخوردار می باشد و محل نسبتاً خوبی برای شب مانی است. اما تقریباً هیچگونه امکانات دیگری از جمله گرمایش، شیر آب و دستشویی و ... در تاریخ مراجعه من وجود نداشت و باید از قبل پیش بینی شود!! موقع رسیدن فهمیدم عجله بیش از حدم باعث شده پر کردن کپسول گاز را فراموش کنم و این برای سه روز برنامه کوهنوردی فاجعه بود! این شد که داخل روستا پرسان پرسان سراغ جایی که گاز پر کنند را گرفتم و بالاخره با کمی خوش شانسی در روستای هم جوار ده بالا یعنی طزرجان آن را یافتم. طزرجان مسیر اصلی صعود به برفخانه نیز هست! با ورود به این روستا و رؤیت نمای با ابهت و پر از برف و یخ برفخانه متوجه شدم که در صورت تلاش کار سختی برای صعود خواهم داشت! در هر حال برنامه اصلی و اولیه من شیرکوه بود و سعی کردم فعلاً بر روی آن تمرکز کنم.
صبح روز دوم با توجه به مشخص بودن مسیر و به کمک فایل آن پیاده روی آغاز شد. روستای ده بالا از حد تصور من سردسیر تر بود طوری که درختان هنوز سبز نشده بودند و تنها برخی از درختان مملو از شکوفه های صورتی بودند! طبیعت دامنه کوه هم هنوز تقریباً در خواب زمستانی بود و تک بوته هایی را می شد در آستانه رویش دید! پس از پیمایش شیب ابتدایی مسیر به صخره هایی بلند و زیبا قبل از ورودی دره نجیب می رسیم. مسیر با تراورس از زیر این صخره ها و اندکی فرود، با رفتن به طرف مقابل دره، عملاً وارد دره نجیب می شود. دره نجیب در واقع دهلیزی پر شیب و نسبتاً طولانی است که علائم راهنما و سنگچین هایی مسیر صعود را کمابیش نشان می دهد و با کمی دقت می توان راه را از میان آن پیدا کرد. بعد از پایان این دهلیز به نزدیک خط الراس و پناهگاه شیرکوه می رسیم! پیمایش این مسیر در شرایط بدون برف و البته کوله سنگین حدود 4 تا 5 ساعت زمان احتیاج دارد. ارتفاع پناهگاه در حدود 3450 می باشد!
با اینکه پیش بینی هوا شناسی هوای آفتابی بود، اما موج بارش که از غرب وارد کشور شده بود ارتفاعات شیرکوه را نیز تحت تأثیر قرار داد! از همان ابتدای صبح و حتی شب قبل از آن قله شیرکوه و دیگر قلل منطقه در ابر فرو رفته بود و هوا چندان برای صعود ایده آل نبود! با رسیدن به پناهگاه ساعتی استراحت کردم و منتظر بهتر شدن شرایط جوی شدم. یکی دو ساعتی گذشت و تغییری حاصل نشد! یعنی نه شرایط بهتر می شد و نه بدتر! هوای ابری بدون بارش قابل ذکر و البته همراه با باد! با وجود دو دل بودن با اتکا به فایل مسیر و البته توکل به خدا تصمیم گرفتم تلاشم را انجام دهم و مسیر را به سمت قله در پیش گرفتم. کلا مسیر شیرکوه از پناهگاه به سمت قله بر خلاف بخش نخست، دارای شیبی ملایم و البته بسیار طولانی است. همچنین حالت تپه ماهوری مسیر یابی را در شرایط آب و هوایی بد دشوار می کند. اگرچه میله هایی در برخی نقاط نصب شده اما در صورت بروز مه و کولاک و کاهش میدان دید، اصلا تعداد آن ها کافی به نظر نمی رسد. بدون توجه به زمان ساعاتی را به سمت قله حرکت کردم. با وجود باد و بارش جزئی اما شرایط چندان دشوار نبود و میدان دید کافی! اما با نزدیک شدن به غروب شرایط کاملا وارونه شد و علاوه بر شدت گرفتن باد و بارش، دید به شکل محسوسی کم شده امکان تشخیص ادامه مسیر ممکن نبود! با جی پی اس گوشی تلفن همراه موقعیت خود را چک کردم. ارتفاع 4014! از نظر ارتفاعی فاصله چندانی تا قله 4075 متری شیرکوه نداشتم. اما از نظر مسافت ظاهرا هنوز مقدار قابل توجهی مانده بود!!
ادامه مسیر نه تنها عقلانی که حتی ممکن هم نبود! کمی نگران بازگشت بودم. تا حدودی از رد پاها و کمی حس ششم کمک گرفتم. می دانستم سمت راستم دره عمیق و پرتگاه هولناکی است. پس ترجیح می دادم حتی الامکان نزدیک به خط الراس و مایل به چپ مسیر را ادامه دهم. به دلیل ترس از دشارژ باطری گوشی در هوای سرد و طوفانی مدام آنرا چک نمی کردم و برای مواقع بحرانی تر نگه داشته بودم!
بعد از مدتی به جایی نزدیک خط الراس رسیدم که سرعت وزش باد  بسیار شدید بود و ابرها با سرعت از روی سرم می گذشت. برداشتن حتی یک گام غیر ممکن بود و فقط سعی می کردم باد از روی زمین بلندم نکند! یک لحظه پایین مسیر را از لابلای ابرها دیدم! کویری زیبا و بی انتها!!! مطمئناً ادامه مسیر درست نبود! با زحمت به گوشی متوسل شدم! بله ترس از پرتگاه سمت راست باعث شده بود زیادی به چپ بکشم و در مسیر اشتباه قرار بگیرم. خوشبختانه به موقع متوجه شدم و با اصلاح جهت حرکت و البته استفاده از حواس و ابزار بالاخره بعد از ساعتی سالم به پناهگاه برگشتم!
روز روز من نبود و با همین میزان تلاش هم خیلی خطر کرده بودم، بدون رسیدن به نتیجه! تلاشم برای شیرکوه به پایان رسید. شب به امید بهبودی هوا و ادامه تلاش این بار روی برفخانه به خواب رفتم!
صبح روز بعد (چهارشنبه 26 اسفند) هوایی صاف و ایده آل البته باز هم همراه با وزش باد در شیرکوه و اطراف حاکم بود. صعود شیرکوه در این هوا کاملا دست یافتنی به نظر می رسید! اما دیگر انگیزه برای تلاش دوباره روی آن نداشتم و حواسم روی قله دشوار برفخانه متمرکز بود. با توجه به وجود برف قابل ملاحظه و دورنمای نا امید کننده مسیر چندان به صعود موفقیت آمیز به آن نیز خوشبین نبودم و تنها می خواستم تلاش و حضور در دامنه های برفخانه را تجربه کنم.
اما تمام این تصورات و بیم و امید های من ساعتی بعد رنگ باخت! حین فرود از دره نجیب شیب مسیر کار خودش را کرد و آسیب دیدگی مزمن زانوی راستم دوباره یادش آمد که حالی از من بپرسد! یکی دو بار از شدت درد نقش زمین شدم. رؤیای من برای تلاش روی برفخانه رنگ باخت و آرام و لنگ لنگان خود را به پای مسیر رسانده و با خیالی راحت عازم شهر و خانه شدم. به هر حال این هم یک جور تقدیر بود!
شیرکوه کوهستانی زیبا و آلپی کوچک و مصفا در قلب کویر ایران است. امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانم تلاشم را روی این کوهستان ادامه دهم!
با آرزوی ایامی خوش، تصاویر برنامه تقدیم شما باد:










نوروزتان بهاری باد!! 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسی برگزیده از دماوند...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 19 بهمن 1394-10:21 ب.ظ

چندی پیش در سفر به منطقه زیار و لاسم در نزدیک پلور تصویری از دماوند زیبا ثبت کردم. این قاب خاطره در سایت summitpost مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و به عنوان عکس برگزیده هفته انتخاب شد. و اینک آن را به خوانندگان عزیز قله های مه گرفته تقدیم می کنم:

سایز واقعی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریزان - زمستانی گرم!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:جمعه 16 بهمن 1394-09:41 ب.ظ

سلام به شما! ریزان یکی از قله های شناخته شده البرز مرکزی واقع در منطقه لواسانات و در نزدیکی روستای افجه قرار دارد. افجه یکی از روستاهای مورد توجه کوهنوردان و طبیعت دوستان است. قرار داشتن دشت زیبای هویج یا گرچال، آبشار و دشت سوتستون، قله های ساکا، آتشکوه، ریزان، پرسون، اندره و ... در نزدیکی این روستا و همچنین راه تاریخی گردنه افجه بشم به لار، مجموعه کاملی از طبیعت گردی و کوهنوردی را در فصول مختلف سال در اختیار علاقمندان قرار داده است. البته از اقبالی که اخیرا جماعت چشمه باز به این منطقه خصوصا دشت گرچال نشان داده اند، که حاکی از اشباع شدن کوههای تهران و سر ریز دوستان به اطراف است، باید نگران بود و در آینده بسیار نزدیک شاهد تبدیل این منطقه زیبا به زباله دانی خواهیم بود!!

پیش از این و در سال های گذشته دو تلاش برای صعود ریزان داشتم. اولی زمستانه و ناموفق بود که ناشی از بلد نبودن مسیر و دومی در بهار و موفق! طبعا این سومین برنامه با توجه به تجارب قبلی باید موفق از آب در می آمد که اینطور هم شد. هوایی ایده آل و البته بیش از اندازه گرم و پاکوب شدن مسیر توسط تیم های جلویی جای هیچ اما و اگری باقی نگذاشت و صعود نسبتا راحتی به این قله ۳۵۴۰ متری صورت گرفت. البته مسیر صعود این قله پس از دشت هویج شیب زیادی دارد و در نزدیکی قله نیازمند دور زدن صخره های زیر قله است که آشنایی با مسیر را آن هم در فصل زمستان اجتناب ناپذیر می کند!

زمستان امسال هم حال و هوای عجیب و غریبی دارد! از طرفی با لطف خدا بارش های نسبتا مناسبی در مناطق سردسیر و کوهستانی صورت گرفته. و از طرفی دیگر اکثر روزهای زمستان امسال کاملا گرم به نظر می رسد! امسال چهار بار برنامه زمستانی رفتم که در هیچکدام به بادگیر و گورتکس نیاز نشد! (البته از پوست کلفتی خودم فاکتور می گیرم!) و هوای گرم در کنار بارش ها ارمغانش برف های شل و ولی است که باید درونش تقلا کرد! کلا وقتی هوا گرمه لذت برنامه زمستونه به شدت کم می شه! تو این برنامه دیگه شرایط واقعا نوبر بود! مثل ... عرق می ریختم! و تا نزدیک قله از کلاه و دستکش هم خبری نبود!!

خدا جون زمستونتو شکر! به ما بنده هات رحم کن!

در پناه حق!

آغاز!


در مسیر ساکا!


قله ریزان ...


و نمایی نزدیکتر!


دیدار یار!!


زیبا رو!!


مدفون در برف!


دور نمای توچال ...


آتشکوه تا خلنو ...


ساکا ...


آرمیده در سپیدی ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماز و برفکوبی!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-05:49 ب.ظ

با سلام و آرزوی شادکامی برای شما!

خط الراس معظم دوبرار یکی از بخش های مهم رشته کوه بزرگ البرز واقع در البرز شرقی، در شمال شهر دماوند و جنوب روستاهای پلور و لاسم قرار دارد. این خط الراس کمابیش فنی و ۷۰ کیلومتری علاقمندان کوهنوردی را در فصول مختلف به سوی خود می خواند و خصوصا در زمستان صعود های کمی را به خود دیده است. ماز یکی از قلل کم ارتفاع این مجموعه بوده و در غرب آن قرار گرفته است. از طریق دره تیزاب واقع در شمال شهر دماوند و با عبور از فراز آبشار آن به دره ای وارد می شویم که در این فصل سال مملو از برف است. شروع برنامه ۷:۴۰ صبح! برای رسیدن به بالای آبشار تیزاب مسیر پاکوب را از سمت چپ رودخانه دنبال نموده و با رسیدن به دو راهی مشخصی مسیر را از جاده خاکی بالای دره در سمت چپ دنبال می کنیم. با ارتفاع گرفتن از مسیر کنار آبشار و قرار گرفتن بر فراز پرتگاه های آن از سمت مقابل به دره پشتی سرازیر می شویم. این مسیر تا انتهای دره و یال قله ماز دارای سه دو راهی است که به ترتیب به چپ، راست و در آخر چپ می پیچیم. با توجه به کم تردد و بکر بودن منطقه در زمستان و بارش های اخیر، برفکوبی سنگینی خصوصا از بالای آبشار به بعد که مسیر پا نخورده است در پیش داریم! پیمایش انفرادی چنین مسیری با برفکوبی مافوق تصور، انرژی خاصی می طلبد! عمق برف عموما تا زیر زانو بود و نوع برف از نوع پودری سخت که با فرو رفتن در آن به سختی می شد قدم بعدی را برداشت! بعضی جاها عمق برف به حدی بود که تنها عبور به صورت چهار دست و پا ممکن بود! من با رسیدن به انتهای دره یال مستقیمی را که به قله ای اندکی کوتاهتر از قله اصلی ماز و در جهت غرب آن منتهی می شود، ادامه دادم. قله اصلی ماز یال دیگری دارد که باید در انتهای دره به شرق منحرف شد. برفکوبی سنگین امکان حتی فکر کردن به تغییر مسیر را سلب می نماید! ۲۰۰ متری زیر قله کوله را گذاشته و با سرعت بیشتری مسیر باقیمانده را پیمودم و به قله پهنی رسیدم! من آنرا ماز ۲ می نامم! ارتفاع این قله بیش از ۳۳۰۰ متر برآورد گردید! در حالیکه باد قله پودر برف را به سر و صورت می کوبد، با دماوند عکسی به یادگار گرفته و به سرعت مسیر پیموده شده را بازگشتم. با وجود برفکوبی در مسیر رفت، برگشت نیز چندان کار ساده ای نبود و با برفکوبی مجدد در نهایت ساعت ۸:۰۰ شب به محل شروع برنامه و پایان مسیر رسیدم!
با تشکر از خانم ماهزاده نجار به خاطر راهنمایی و در اختیار قرار دادن اطلاعات مسیر!

و در پایان تصاویری از برنامه تقدیم می گردد:









پی نوشت: از شواهد امر به نظر می رسد در ارتفاعات تیزاب دماوند پدیده های شوم و نام آشنایی مثل ویلا سازی، جاده کشی، زمین خواری و ... با سرعت در حال اجرا است. طوری که در سرمای زمستان کوه را برای ساخت جاده شکافته و شبانه روزی مشغول کار هستند! مسؤولان محترم محیط زیست و منابع طبیعی و ... اگر خودشان را به خواب نزده اند و حق حساب و ... نگرفته اند، لطفاً رسیدگی فرمایند!!

!در پناه حق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo