کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

قلعه دختر - پاییز کم رمق!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 25 آذر 1396-01:11 ب.ظ

سلام به شما! امسال پاییز اونطور که باید پاییز نبود! کمبود کم سابقه بارش ها و آلودگی هوا در تهران بیش از هر چیزی به چشم می خورد. شاید این حس بین خیلی از کوهنوردان مشترک باشه. وقتی می بینی کوهها آخر پاییز خشکه و برف به چهره نداره نا خودآگاه خمودی و افسردگی به انسان سرایت می کنه!

بیش از دو ماه بود کوه نرفته بودم! با اینکه امسال، بعد از یک نقاهت طولانی، نیمه اول رو پر بار پشت سر گذاشتم، اما نیمه دوم نشونی از اون نیمه پر بار نداشت! یه مشکل دیگه افت توان بدنم در این ایام هست. این ممکنه ناشی از کاهش تحرک کلی و یا افزایش سن باشه! یا شایدم یه بیماری خاموش!! اما هر چی که هست در عمده برنامه ها بدنم سنگین تر از سال های قبل نشون داد و به شکل قابل لمسی کندتر شدم!!

بگذریم! خودم هم از این رخوت به تنگ اومده بودم و تصمیم جدی گرفتم که این آخر هفته خونه نمونم! قلعه دختر از مسیر آشنای آهار و ده تنگه، گزینه خوبی به نظرم اومد! هم زیاد سنگین نبود و هم به خاطر شمالی بودن شانس زیارت برف ایجاد می شد! در یک صبح جمعه نه زیاد زود از میدان اصلی روستای آهار حرکت خودم رو در جهت شمال غرب شروع کردم! اگر چه کوه ها خشک و کم برف بودند٬ اما بقایای برف هفته گذشته بعضی جاها توی مسیر خودنمایی می کرد. مسیر ده تنگه که حالا دیگه کاملا به جاده ماشین رو تبدیل شده !! را طی کردم. بعد از یه مکث کوتاه واسه خوردن صبحانه، به سمت گردنه زرگاه حرکت کردم! به علت بی برفی، مسیر از همیشه خلوت تر بود و خودم تنها مسیر را ادامه دادم. نزدیک گردنه زرگاه یه تیم رو در حال فرود از یال دیدم. ضلع جنوبی دره که جبهه شمالی قلعه دختر به حساب می آید، تا حدودی پوشیده از برف بود که غنیمتی بود تو این سال قحط!!

وقتی به گردنه رسیدم یه مکث کوتاه دیگه داشتم! گروه فوق الذکر آماده حرکت به پایین بودند. یکی از نفرات گروه (احتمالا سرپرست) گویا بخواد از من امتحان بگیره گفت: به سلامتی کجا؟ منم پاسخ دادم: قلعه دختر! بعدش در حالی که ساعت حدود ۱۱:۳۰ بود٬ برگشت گفت: فکر نمی کنین کمی دیر شده؟! من که از لحنش فهمیده بودم یکی از کارشناسان و دلسوزان اتومات هستن! قاطعانه و محکم پاسخ دادم: نخیر!!! انگار پاسخم بیش از حد قاطع بود، چون بنده خدا در نطفه خفه شد!!

خلاصه در حالی که بالاتر از گردنه برف بیشتر داشت خودشو نشون می داد و من تازه داشتم از کوهنوردی تو این شرایط حض می بردم، بعد از تلاشی نه چندان طولانی ساعت ۱۳:۰۰ به قله زیبای قلعه دختر رسیدم! با توجه به کم برف بودن مسیر از زمان خودم زیاد راضی نبودم!

برای برگشت چون جنوب قله کاملا خشک و خالی از برف بود، از مسیر شن اسکی و گردنه آهار بشم پایین اومدم! فکر می کردم این مسیر باید خیلی کوتاه تر از ده تنگه باشه، اما اینطور نشد. این مسیر خاکی تا روستا نسبت به دفعه قبلی خیلی طولانی به نظرم اومد!

مجموع صعود و فرود من در شرایط کاملا کم برف ۹ ساعت طول کشید که به نظرم زیاد میاد! و نکته آخر اینکه هوای آلوده شهر قشنگ تهران تا بعد از ظهر حتی داخل دره آهار را کاملا در بر گرفته بود!

تصاویری از قلعه دختر در کانال وبلاگ به آدرس:

climbinhaze@

همواره شاد و تندرست باشید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آداب اقامت در پناهگاه!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 10 مهر 1396-04:52 ب.ظ

سلام به دوستان و همراهان گرامی!

عنوان این پست موضوعی تکراری و آشناست! موضوعی که قبلا بحث های زیادی در محافل مختلف پیرامون آن انجام شده و البته نظریات مختلفی، که هر یک طرفداران خود را دارد، حول موضوع شکل گرفته است. اما به دلیل درگیری خیلی ها با این موضوع، بازهم دوباره پرداختن به آن خالی از لطف نیست. طبیعی است نویسنده از منظر و زاویه خود به این موضوع بپردازد و این نظر نیز ممکن است خالی از اشکال نباشد.

احتمالا برای شما هم پیش آمده که شبی را در یکی از پناه گاهها و جان پناه های کوهستانی به صبح برسانید. بنابراین به احتمال قوی با مشکل سر و صدا، تردد بی موقع و عدم امکان خواب و استراحت راحت مواجه شده اید.

با توجه به ماهیت وجود این مکان ها برخی از مشکلات تا حدی اجتناب ناپذیر هستند! فرضا زمان شروع حرکت و طی مسیر توسط گروه ها و تیم های مختلف، که معمولا ناهماهنگ هم هستند، قدری متفاوت است. تفاوت و عدم هماهنگی در برنامه ریزی برای صعود، فرود و استراحت سبب بی نظمی هایی خواهد شد که گریزی از آن نیست! از طرفی جان پناه هتل نیست و نمی شود توقع یک استراحت ایده آل را از آن داشت.

اما این یک روی سکه است! طرف دیگر بعد اخلاقی و فرهنگی موضوع در زمینه مراعات و احترام به هم نوع است. یعنی اگر ما ناگزیر به تردد و بر هم زدن آرامش دیگران شدیم، آیا نمی توانیم سعی کنیم این مزاحمت را به حداقل ممکن برسانیم؟!! یعنی به عنوان مثال دوستانی که مثلا ساعت دو نیمه شب وارد پناهگاهی می شوند که کوهنوردان دیگر مشغول استراحت هستند، آیا مجبورند تا یک ساعت و نیم با صدای بلند به قصه و خاطره گویی و بحث های گوهر بار سیاسی، فرهنگی و مذهبی پرداخته و آسایش را از دیگران سلب کنند؟!!

اگر هدف از کوهنوردی دور همی هست که اشکالی هم به آن وارد نیست، آیا تحت هر شرایطی باید این کار انجام شود و تابع هیچ ملاحظه ای نیست؟ به نظر شما اگر با افراد این چنینی برخورد مشابه داشته باشیم چه عکس العملی نشان خواهند داد؟!

بله دوستان پناهگاه و جان پناه یک مکان عمومی است که محل رفت و آمد بوده و کسی انتظار خواب و استراحت ایده آل و بدون مزاحمت نباید از آن داشته باشد! اما بد نیست که همه ما کمی ملاحظه و احترام بیشتر نسبت به دیگر همنوردان را در حد امکان رعایت کنیم. این کار سختی نیست کمی از خود گذشتگی نیاز دارد!

اما یک موضوع حاشیه ای بستن درب جان پناه از سوی افراد و گروه ها است که بعضا دیده می شود. این عمل هم فارغ از انگیزه آن٬ عمل غیر انسانی و ناپسندی است و می تواند مشکلات جدی برای دیگران ایجاد کند! فرض کنید شما با بستن درب به خواب بروید و شخصی در بیرون در شرایط اضطراری مثلا هوای خراب یا تعقیب حیوان وحشی و ... گیر افتاده باشد. حتی چند دقیقه تعلل ممکن است عواقب جبران ناپذیری برای فرد یا افراد بیرون مانده در پی داشته باشد!! پس خواهشا رعایت کنید دوستان!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خرو و نرو ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 12 شهریور 1396-01:39 ب.ظ

سلام به شما دوستان! این بار و در هفته ای که گذشت مهمان یکی دیگر از قله های زیبا و رفیع فلات ایران در سرزمین سوادکوه شدیم.

روستای سنگده، در نزدیکی پل سفید در جاده فیروزکوه به قائم شهر، متداول ترین مبدأ صعود و دسترسی به ارتفاعات خرو و نرو می باشد. منطقه جنگلی سنگده یکی از مناطق به نسبت بکر و زیبای جنگلی در شمال ایران و مازندران می باشد. پس از عبور از روستای سنگده و کارخانه چوب فریم می توان وارد جنگل شد. این جنگل دو راهی های زیادی دارد و برای رسیدن به مکان مورد نظر باید از راهنمای محلی و یا فایل جی پی اس کمک گرفت! پس از طی کردن مسیر خاکی و گذشتن از چشمه تالار سربند در ابتدای مسیر جنگل مرسی سی از خودرو پیاده شده و راه خاکی مشخصی را تا مرتع و کلبه بندبن بر فراز جنگل ادامه می دهیم! این جا دارای چشمه بوده و مکان تقریبا مناسبی برای کمپ می باشد! البته باید با سگ های گله و مزاحمت آن ها کنار بیایید! تا اینجا حدود یک ساعت و نیم زمان می برد! بعد از بند بن از یال سمت چپ و با پی گرفتن پاکوب با عبور از کنار درخت سوخته، که نشان خوبی برای ادامه مسیر هم هست، وارد دهلیز پر شیبی می شویم که انتهای آن به گوسفند سرای دوم و ابتدای خط الراس می رسد.

ادامه پاکوب به سمت راست (غرب) از زیر خط الراس عبور نموده و با رسیدن به مکانی موسوم به سه گوسفند (به محلی سه گوسفنک!) که سه صخره بزرگ کنار هم هستند بر فراز خط الراس قرار می گیرد. تازه از اینجا می توان نماهای جنوبی خط الراس را به تماشا نشست! مجددا با ادامه صعود و تراورس چند برج صخره ای فرعی و تغییر جهت از شمال به جنوب خط الراس، پس از پنج ساعت از کمپ پای بر قله اصلی خرو و نرو که با تابلو فلزی مشخص شده می گذاریم! اینجا نمای جالبی از ارتفاعات سوادکوه، کوه های سمنان از جمله نیزوا و قدمگاه، دماوند و جنگل های زیبای سوادکوه به چشم می خورند!

راه بازگشت را از همان مسیر رفته شده پی گرفته و مجددا به کمپ و ابتدای جاده جنگلی باز می گردیم.

لازم به ذکر می دانم، پیدا کردن قله اصلی روی خط الراس بدون کمک راهنما و یا فایل جی پی اس بسیار دشوار است. در هوای مه آلود هم احتمال گم کردن مسیر و درگیر پرتگاه و صخره های مسیر شدن بسیار بالاست! پس در چنین شرایطی از صعود به این قله اجتناب کنید!

به امید دیدار مجدد!

تصاویر خرو و نرو در کانال قله های مه گرفته به آدرس:

climbinhaze@

پ.ن: وجه تسمیه این کوه برایم سؤال شده. در صورت اطلاع سپاس گزار خواهم شد!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آفرود ... ارجمند به نوا!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 28 مرداد 1396-10:53 ب.ظ

آفرود این روزها یک رشته ورزشی شناخته می شه و طرفداران خاص خودش را دارد. عبور از طبیعت و مسیر های کوهستانی، جنگلی، کویر و ... به کمک خودروهای عمدتا دو دیفرانسیل که این روزها رونق زیادی گرفته و علاقمندان آن رو به افزایش هستند و ...

استقبال از آفرود هم مثل کوهنوردی و دیگر رشته های طبیعت گردی معضلاتی به دنبال دارد و در صورتی که فرهنگ و قوانین آن تبیین نشود، می تواند اثرات مخربی بر طبیعت داشته باشد. در این مورد موافقان و مخالفان سرسختی وجود دارند و هر کدام دلایل خود را در تأیید و رد این رشته می توانند داشته باشند. فارق از تحلیل این موضوع، به نظر می رسد اکتفا به جاده ها و مسیرهای موجود و عدم ورود لاستیک به خارج از مسیر که باعث تخریب بیشتر طبیعت می گردد، حداقل موضوع لازم الرعایه در مورد این رشته است.

در صورت رعایت این موضوع و عدم تخریب بیشتر طبیعت و عدم آلوده سازی آن، می توان از طبیعت گردی به این سبک لذت برد!

مسیرهای آفرود زیادی در ایران و اطراف تهران وجود دارند. یکی از این مسیرها، مسیری خاکی و عشایری در روستای ارجمند در نزدیک شهر فیروزکوه است. این مسیر با عبور از میان کوه ها و دره های البرز شرقی تا نزدیکی روستای نوا در جاده هراز پیش می رود.

در میان این مسیر قبلا دریاچه ای به نام ساهون وجود داشته که با کاهش آب و خشک شدن به آبگیر، مرداب و در نهایت چمنزار!! تبدیل شده است!

و در آخر باز هم توصیه می کنم در صورت مراجعه به طبیعت جهت آفرود از خط خطی کردن زمین و ایجاد مسیر جدید، اکیدا پرهیز کنید!

با تشکر!

تصاویری از آفرود در کانال قله های مه گرفته به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خطر تردد در کوهستان شلوغ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1396-02:05 ب.ظ

با شروع فصل تابستان و رشد آمار کوهنوردی و افزایش سالانه مراجعه به کوه های بلند ایران، پاره ای از مشکلات همزمان رخ می نمایند.

مسأله تخریب و آلودگی کوهستان و محیط زیست در صدر مشکلات قرار دارد. تا کنون صحبت های زیادی از سوی علاقمندان صورت گرفته که البته کمتر به اقدام عملی منتهی شده و تخریب با روندی فزاینده ادامه دارد و ...

اما در این مجال موضوع متفاوتی را مورد اشاره و یادآوری قرار داده ام. خطر انسانی ناشی از تردد زیاد در کوهستان!! در بسیاری از مسیرهای کوهنوردی از مبتدی تا پیشرفته٬ به جهت وجود خطرات ناشی از تردد انسان محدودیت هایی در عبور و صعود و فرود ایمن به وجود می آید. ریزش سنگ در مسیرهای ریزشی یکی از این خطرات است. یعنی زمانی که تیمی مشغول عبور از مسیری سنگلاخی و ریزشی در بالاست و تیم دیگری بی خبر و غافل مشغول تردد در زیر مسیر! نمونه این موضوع در جبهه غربی دماوند و جنوبی علم کوه بسیار دیده شده است. به طور کلی عبور از فراز و فرود سنگلاخ، شن اسکی، یخچال و امثال آن چنین خطراتی در پی دارد. حتی در مسیرهای فنی مثل گرده آلمانها که در بسیاری از بخش ها منتظر ماندن پشت نفرات صعود کننده خطراتی مثل سرمازدگی در پی دارد و سرد شدن بدن در سکون و انتظار که ریتم بدن و زمانبندی صعود را به هم می ریزد و ... که خود باعث افزایش ریسک و خطرات ثانوی است! حتی وقتی در یک روز تیم های زیادی به قله ای که بر لبه پرتگاه بوده و سطح کمی دارد صعود می کنند، خطر سقوط ناشی از ازدحام کلیه صعود کنندگان را تهدید می کنند. دو سال پیش حین صعود به علم کوه این خطر را به عینه لمس کردم و ...

حادثه اخیر منجر به مرگ شخصی در علم کوه و حادثه سال گذشته و سال های گذشته در دماوند غربی و ... مؤید جدی بودن موضوع است. شاید عده ای تقصیر را متوجه عدم وجود امکانات امداد و نجات بدانند که مجال دیگری می طلبد و در جای خود قابل بررسی است!

اما نباید این مسأله مهم را فراموش کرد که پیشگیری مقدم بر درمان است! یعنی وظیفه اصلی کوهنورد پیشگیری از بروز خطر و مراقبت از همنوردان و عابرین کوهستان است.

در این مورد پیشگیری چندان دشوار نیست:

- شناسایی نقاط خطر و رعایت کامل ایمنی هنگام عبور! امنیت نباید فدای سرعت و رسیدن به مقصد شود.

- عبور کننده از بالا دست و مسیر ریزشی نیز در برابر گام های خود مسؤول است و تا حد امکان نباید سبب سقوط و رها کردن سنگی شود، چرا که ممکن است در پایین دست سنگ کوچک رها شده بلای بزرگی برای جانی شود و ... پس در برابر تک تک قدم ها مسؤولیم و نباید به بهانه زود رسیدن و خستگی مسبب خطر برای دیگران باشیم!

و در نهایت این موضوع خود از دیگر آفت های صعود بی رویه و غیر مسؤولانه به کوهستان است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نکاتی که نباید سهل گرفته شود!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-11:27 ق.ظ

سلام به شما دوستان

برخی حواشی پیش آمده در برنامه صعود دماوند از جبهه غربی که البته خوشبختانه به خیر گذشت و اتفاق بدی در پی نداشت٬ مرا بر آن داشت تا دوباره بر نکاتی که البته قبلا بارها و بارها گفته شده مروری داشته باشم:

۱- صعود به قلل بلند حتی در فصل تابستان اگرچه این روزها بیش از حد فراگیر شده و بعضی ها حتی با عرقگیر رکابی و کفش اسپرتکس اقدام به آن می کنند، تمهیدات و آمادگی خاص خود را از جهت صعود و فرود مطمئن و بدون خطر می طلبد. سهل انگاری رایج در این امر گاه می تواند بسیار خطرناک بوده و تاوان سنگینی به دنبال داشته باشد.

۲- اقامت و صعود به ارتفاعات بلند نیازمند طی کردن درست پروسه هم هوایی است. ارتفاع زدگی خطری جدی بوده و هر کوهنورد متناسب با شرایط بدنی و شناخت از خود باید این پروسه را به خوبی و کامل طی کند. عملکرد بدن و فعالیت سنگین در ارتفاع بالا مقوله ای تخصصی است و نیاز به مطالعه در کنار کسب تجربه دارد. صعود بی مهابا به ارتفاع بالا تا سر حد توان و بدون طی کردن پروسه هم هوایی گاه می تواند بسیار خطرناک باشد!!

۳- بستن کوله و ضروریات و حذفیات آن اگرچه خیلی اوقات سرسری گرفته می شود، یکی از نکات کلیدی و بسیار مهم یک برنامه موفق و ایمن است! اینکه هر شخص بداند در یک برنامه مشخص چه چیزی واقعا لازم است و چه چیز خیر؟! سبک کردن بیش از حد کوله همانقدر خطا و خطر آفرین است که سنگین کردن بیش از حد آن دردسر ساز و تحلیل برنده کوهنورد می تواند باشد! هر شخص با شناخت از خود و تجربه به مرور باید به نقطه مناسب دست پیدا کند.

۴- اکتفای تنها به اطلاعات هواشناسی و یا گزارش ها و حتی تجارب قبلی از یک برنامه همیشه کافی نیست! شرایط جوی در ارتفاعات بالا بسیار متغیر و غیر قابل پیش بینی است. حتی شکل مسیر و مقدار برف و یخ و ... سال تا سال متفاوت است! از این لحاظ به جهت برنامه ریزی و تجهیزات مورد نیاز باید تا حد معقول جانب احتیاط را داشت و محافظه کارانه عمل نمود! این بند در کنار بند قبل مفهوم کامل تری پیدا می کند!

۵- انتخاب نفرات یکی از کارهای حساس برای یک برنامه دشوار و یک صعود بلند است. در مورد سطح توانایی، سوابق، تمرینات و تجهیزات در مورد صعود های اینچنینی باید وسواس بیشتری به خرج داد. داخل کردن فردی که آمادگی متناسب با برنامه نداشته باشد گاه می تواند به شدت خطر ساز و دردسر آفرین باشد!

۶- انتخاب مسیر مناسب و ایمن جهت صعود و فرود و دنبال کردن آن یکی از مهمترین وظایف سرپرست برنامه است. تکنولوژی جی پی اس و فراگیر شدن گوشی تلفن همراه هوشمند، استفاده از این تکنیک را تا حد خیلی خوبی تسهیل نموده! قرار گرفتن در مسیر ناشناخته (شن اسکی، برفچال و یخچال و ...) به خیال زودتر رسیدن و میان بر زدن و ... می تواند عواقبی گاه جبران ناپذیر به دنبال داشته باشد!

۷- رعایت مناسب زمان بندی با توجه به برنامه و تجربه نفرات و ... در نظر گرفتن زمان های مناسب و مطمئن برای صعود و بازگشت و ...

۸- و در نهایت مدیریت بحران! با فرض رعایت تمام نکات فوق باز هم در کوه و طبیعت حوادث پیش بینی نشده و خطرات همیشه در کمین هستند! پیش بینی جهت امداد و نجات و مدیریت بحران از ضروریات هر برنامه خصوصا نوع سنگین و سطح بالاست!

بیایید سهل انگاری را کنار بگذاریم و از زندگی شیرین همراه با سلامتی لذت ببریم! انشاء الله!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دماوند از جبهه غربی-تکرار تاریخ پس از ۶ سال!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-11:39 ب.ظ

سلام به شما خواننده عزیز!

شش سال پیش و آخر تیر ماه همراه بود با صعود به بام ایران از جبهه غربی! روزی که خبر مرگ کوهبانوی فقید ایران، لیلا اسفندیاری، دهان به دهان پیچید! و این روز و تاریخ را خاص و به یاد ماندنی تر کرد! این پست:

http://climb-in-haze.blogfa.com/post-146.aspx

اما بعد از این روز دیدار مجدد من و دماوند دقیقا شش سال به طول انجامید! شش سالی که ناراحتی مزمن زانو اصلی ترین دلیل آن بود و البته یک تلاش ناموفق از جبهه شمالی را به دنبال داشت! بله! تقدیر این بود تا بعد از شش سال ششمین دیدار در یک روز و از یک مسیر تکرار شود! در کل حتی اگر خرافاتی هم نباشم چنین تلاقی هایی برایم جالب هستند!

این صعود تقریبا بدون برنامه ریزی قبلی صورت گرفت. یعنی پیش برنامه هایی که کنسل شدند و مانع از اجرای برنامه اصلی نشدند! دو دوست عزیز برای اولین بار و آن هم دقیقه نود به برنامه انفرادی من اضافه شدند! عدم آمادگی و تمرین قبلی یکی از این دوستان مشکلاتی در حین صعود ایجاد کرد و می توانست منجر به اتفاقات بدی شود که خوشبختانه به خیر گذشت!! برنامه ای که در دقیقه ۹۰+۳ از جنوبی به غربی دماوند تغییر یافت و ...

این صعود محک مناسبی بود تا متوجه شوم که آمادگی و سرعتم مثل شش سال پیش نیست و شاید نیازمند تمرین منسجم تر و برنامه ریزی بهتری هستم. همچنین اینکه سن و سال فقط یک عدد نیست و به مرور تغییراتی ایجاد می کند و ...

همین که توانستم صعود موفقی داشته باشم و برنامه را به سلامت به پایان برسانم در نوع خودش و در حد خودم موفقیت خوبی است!

تصاویری از دماوند در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شمشک به دیزین جاده ای که تکلیفش روشن نیست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 30 خرداد 1396-02:38 ب.ظ

سلام به شما عزیزان!

این جاده کوهستانی، علاوه بر نزدیک کردن مسیر دسترسی پیست دیزین به تهران، یک راه میان بر و نزدیک کننده تهران، خصوصا شرق آن به چالوس از طریق جاده لواسانات و فشم می باشد!

البته اگر از ترافیک فشم در شب های آخر هفته و تعطیل فاکتور گرفته بشه!!

این جاده آن طور که من به خاطر دارم سال های گذشته تقریبا همه ایام سال به جز مواقع بارندگی در پاییز و زمستان باز بود! (لااقل تا گردنه دیزین!)

اما در پی حادثه بهمن زمستان ۱۳۸۸ و جان باختن ۸ نفر سخت گیری ها روی این جاده بیشتر شد و تقریبا در تمام زمستان و با اولین بارش برف بسته می شود. این بسته شدن تا اوایل بهار و قبل از آب شدن برف ها ادامه دارد. تا این جای کار با توجه به حادثه اتفاق افتاده و احتمال ریزش بهمن شاید بتوان ماجرا را تا حدی هضم نمود!!

اما اخیرا و در چند سال گذشته این محدودیت تا اواخر خرداد ماه ادامه می یابد. البته نکته جالب حالت گزینشی برای باز و بسته کردن جاده و عدم اطلاع رسانی درست چه از طریق رسانه ها و چه از طریق اطلاع رسانی در ابتدای جاده است!

مشاهدات خود من در یک ماه اخیر:

۱۳ خرداد جاده باز

۱۴ و ۱۵ خرداد مصادف با تعطیلات بسته!

۲۵ خرداد بسته بدون اعلام قبلی! که البته با کمک مردم و به زور بازگشایی شد! جمعه ۲۶ خرداد باز در حد عبور یک ماشین! و امروز سه شنبه سی خرداد طبق اعلام رسانه ها مجددا بسته! (این مورد را از نزدیک چک نکردم!!)

به نظر این سردرگمی و یک بام و دو هوایی نتیجه اش فقط اتلاف وقت و معطلی مردمی هست که قصد استفاده از جاده را دارند!

اگر حقیقتا این جاده نا ایمن هست، باید مدت مشخصی بسته و ایمن سازی بشه. اگر هم قصد ایمن سازی وجود ندارد برای همیشه بسته و اطلاع رسانی شود.

یا لااقل اگر بنا بر یک روز باز و یک روز بسته به صورت فعلی هست، ابتدای جاده لواسان یا میدان فشم به شکل مناسب و قابل مشاهده ای اطلاع رسانی بشه تا وقت کسی بی خودی تلف نشه و ملت از برنامه شون عقب نمونن!

به خدا اصلا کار سختی نیست!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما قدر آزاد کوه بدانیم!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 27 خرداد 1396-08:58 ق.ظ

یکبار دیگر فرصتی دست داد برای دیدار دلبر، شاهزاده کج گردن و باز از مسیر وارنگرود!

این بار هم به سان بار قبل شب قدری مهمان یار شدیم و از جمالش بهره ها بردیم! برنامه دو روزه و فشرده و پر فشار بود! رفت و برگشت به شاهزاده از وارنگرود بیش از ۴۰ کیلومتر پیاده روی در بر دارد و آمادگی مناسبی می طلبد! این بار شاهزاده با هوایی صاف ولی سرد و طوفانی پذیرای عاشقانش بود!

مسیر نسبت به دیدارهای قبلی کم سبز تر و کم گل تر بود! شاید ما کمی زود آمده بودیم! شاید امسال هوا دیرتر گرم شده بود و یا شاید هم به گفته محیط بانان کاهش باران بهاری مزید بر علت بود!! اما هر چه که بود شاهزاده و باب وارنگرود آن، آن قدر ها زیبا هست که با این شرایط هم بتوان از دیدنش لذت برد!

و تصاویر ما از پابوسی این شاهزاده زیبا در:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله سماموس جبهه جنوبی-۱۳ و ۱۴ خرداد ۹۶

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 21 خرداد 1396-09:37 ب.ظ

با سلام به شما عزیزان. نیمه خرداد به واسطه تعطیلات آن، چند سالی است که فرصت مناسبی برای سفر و البته طبیعت گردی و کوهنوردی شده است. در چند سال اخیر افزایش اشتیاق برای سفر به طبیعت و هجمه به مناطق کوهستانی تغییرات قابل توجهی در طبیعت بکر ایران به دنبال داشته. علاوه بر موج فزاینده گروههای کوهنوردی با پدیده هایی مثل جاده کشی، آفرود، موتور سواری و ... در کوهستان و طبیعت روبرو هستیم. با توجه به عدم نظارت وکنترل جدی در این مورد شاهد آسیب های زیادی به طبیعت هستیم. امروز کمتر منطقه ای در طبیعت ایران می توان یافت که مصون از تجاوز و تخریب انسان مانده باشد.

سماموس بام گیلان یکی از قله های بکر و زیبا با موقعیت و طبیعت منحصر به فردش، یکی از کوه هایی است که از گزند آسیب در امان نیست. این قله زیبا یکی از نزدیکترین بلندی های البرز با ارتفاع بیش از ۳۷۰۰ متر به دریای خزر و کاملا مشرف بر آن می باشد. قله سماموس از شمال به ییلاق جواهر دشت و چابکسر ، از شرق و شمال شرقی به جواهر ده و رامسر، از جنوب شرق به منطقه جنت رودبار و از غرب و جنوب غربی به اشکورات مشرف می باشد. ارتفاعات الموت مثل خشچال و سیالان در جنوب قله خود نمایی می کنند.

مسیر صعود ما از انتهای جاده خاکی واقع در نمک دره در منطقه جنت رودبار رامسر آغاز می شود. مسیری طولانی ما را به ییلاق لپاسر در استان گیلان و در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ می رساند. دشت لپاسر مملو از آب، چمن و گل های زرد رنگ در این موقع سال بوده و مناظر بسیار چشم نوازی در برابر بینندگان قرار می دهد. جای جای آن پوشیده از گل و لای و باتلاق است. داخل دشت کلبه هایی سنگی جهت اجاره وجود دارد. شب منطقه بسیار سرد است و دما در نیمه خرداد به زیر صفر می رسد!!

مسیر صعود قله از یال جنوبی با ادامه پاکوب مشخصی از کنار کلبه ها و در جهت شمال به مرور روی یال قرار گرفته و پس از زمانی حدود ۴-۵ ساعت به قله سماموس منتهی می گردد. ییلاق جواهر دشت و دریای زیبای کاسپین، اگر کمی خوش اقبال باشید، از تپه ای در شمال قله اصلی قابل رؤیت می باشند! بر فراز قله ساختمان امام زاده و به روایتی مقبره شاه سماموس قرار دارد. قله دماوند در دور دست ها چونان همیشه با اقتدار رخ نموده و دلبری می کند!!

قله سماموس و مسیر صعود ما، یکی از مسیرهای متداول موتور کراس که معمولا از قزوین به این سو می آیند، می باشد. مسیر زیر لاستیک های موتور های پر تعداد شخم می خورد و سکوت کوهستان که صدای این موتور ها کاملا آن را از بین برده! به نظر با این همه سر و صدا حیات وحش مدت هاست از منطقه کوچ کرده اند!!

تذکر: این مسیر یکی از طولانی ترین و در عین حال زیباترین مسیرهای صعود به سماموس می باشد. جهت صعود به لپاسر و فرود از آن زمان کافی (حداقل ۴ تا ۵ ساعت) جهت اجتناب از به شب خوردن در نظر بگیرید!

با آرزوی بهروزی! ایام به کامتان باد!!

عکس های برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله تالون ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1396-10:51 ق.ظ

با سلام به شما عزیزان همراه!

فصل بهار و به ویژه ماه اردیبهشت از اهمیت خاصی برای طبیعت دوستان و کوهنوردان برخوردار است. چرا که در اکثر مناطق کشور به خصوص نیمه شمالی، طبیعت از طراوت خاصی برخوردار است. در این زمان هر کسی در حد توان می تواند از طبیعت بهره ببرد. البته به شرطی که متعهد به حفظ آن بوده و از تخریب و آلوده کردن آن بپرهیزد!!

و اما روستای تالون یکی از روستاهای بکر و زیبا در دامنه های جنوبی البرز مرکزی، واقع در غرب استان تهران و نزدیک امام زاده داوود قرار دارد. شاید گذر آزادراه معروف تهران-شمال از نزدیک این روستا و حفر تونل در دل کوه های منطقه در آینده اهمیت آن را بیشتر کند. روستاهای رندان و تالون در جاده ای فرعی منشعب از جاده اصلی امام زاده داوود و در غرب این جاده قرار دارند. این روستاها از نظر جغرافیایی در شمال روستای معروف تر سنگان قرار گرفته اند. این روستاها که در جنوب خط الرأس توچال-پل خواب قرار دارند، به سبب داشتن آبشار به مانند روستای سنگان مورد توجه قرار گرفته اند.

برای رسیدن به آبشار تالون پس از پارک خودرو قبل از ورودی روستا و در ابتدای گیت پروژه آزاد راه، با یک پیاده روی بسیار کوتاه و سبک به پایین آن خواهیم رسید. رسیدن به بالای آبشار از پاکوب سمت چپ مناسب تر است. البته از سمت راست هم می توان با کمی در گیر شدن با سنگ به بالای آبشار و دره پشتی رسید.

ادامه مسیر با دنبال کردن پاکوب در کنار رودخانه به دشت بالایی و گوسفند سرای مسیر می رسد. در این قسمت باید در تعقیب مسیر درست دقت کرد، چرا که بعضی از پاکوب ها به بن بست یا مسیرهای صعب العبور در حاشیه رودخانه منتهی می شوند!

در محل گوسفند سرا به دو دره و یالی پر شیب بین آن ها می رسیم! هر سه آن ها با درجات سختی مختلف به خط الراس و قله که در غرب آن قرار دارد منتهی می شوند! دره سمت راست طولانی تر ولی کم شیب تر است. داخل دره ها و روی رودخانه، در این فصل، پوشیده از برف های به جا مانده از زمستان است!

روی خط الراس در قسمتی از مسیر ناگزیر از در گیری مختصر با سنگ خواهیم بود و بعد از آن با عبور از شیب آخر به قله تالون ۱ می رسیم. اینجا نمای زیبایی از خط الراس توچال و قله های بازارک، لوارک، پلنگچال و ... به چشم می خورد! علامت این قله تابلو یادبود و دکل مخابراتی شکسته روی قله است! به سبب مه آلود بودن و ناپایداری هوا بعد از مدت کمی مسیر بازگشت در پیش گرفته می شود. بازگشت از دره غربی که پرشیب تر است انجام شد که به خاطر خیس بودن خاک فرود راحت و بدون استهلاک صورت گرفت!

منطقه پر از بوته های ریواس و گیاهان دیگر بوده و به نظر می رسد تا اوج زیبایی چند هفته فاصله دارد!

تصاویر برنامه در کانال:

climbinhaze@

بهروز و بهاری باشید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه چی خوبه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1396-08:43 ق.ظ

با سلام و آرزوی اول هفته ای خوش!

مدتی که نمی تونستم کوه برم از کوهنویسی و حواشی اون دور بودم. البته الان هم که برگشتم علی رغم کم فروغ بودن کوهنویسی اما همان فضای سابق در حواشی به چشم می خوره!

قضاوت و نیت خوانی عجولانه در کنار کم ظرفیتی و غرض ورزی هم چنان فضای حاکم بر به اصطلاح نقد است. کسی مقاله ای می نویسد و نظر شخصی خود را درست یا غلط در مورد موضوعی بیان می کند. اما دیگرانی که به هر دلیلی با شخص رابطه خوبی ندارند یا نوشته به مذاقشان خوش نیامده و آن را به خود گرفته اند، به جای پاسخ منطقی از در تخریب و تمسخر شخص و نه پاسخ به منطق و نوشته طرف مقابل وارد می شوند! کسانی که به ظاهر قصد کوچک کردن کسی را دارند ولی در واقع خود کوچک می شوند!!

و خوشه چینانی که در حاشیه این دعواها دانه خود بر می چینند و برای عقده گشایی در آتش اختلاف و بی اخلاقی می دمند! کسانی که خود حتی تاب تحمل یک نظر مخالف ندارند و دیگران را به کینه توزی متهم می کنند!

با این فضا بیگانه نبوده و نیستم. کم ظرفیتی در تمام محافل بی داد می کند و بازار کساد کوهنویسی این روزها نیز چیزی جدا از آن نیست!

شاد و سرخوشم از اینکه دوباره قدم در طبیعت می گذارم و همان بهتر که از حاشیه دور و به آن بی تفاوت باشم! همه چی خوبه اینطوری!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جنگل الیمستان و قله امامزاده قاسم-بازگشت به کوه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1396-10:32 ق.ظ

سلام به خوانندگان عزیز! بعد از ماهها و به واقع بیش از یکسال دوری از کوهنوردی جدی، با حول و قوه الهی و به همراه جمعی از همراهان صمیمی٬ با صعود به قله امامزاده قاسم الیمستان فصل نوینی از کوهنوردی را آغاز نمودم! خدای را شاکرم که این برنامه بدون هیچ مشکلی و در کمال آمادگی سپری شد! همچنین از پزشک خودم آقای دکتر زهتاب کمال تشکر را برای بهبودی حاصل شده دارم.

البته می دانم که این پایان کار نیست بلکه آغازی دیگر است و باید کاملا با احتیاط و عاقلانه به فعالیت سابق برگردم و عجله در این مورد جایز نیست!

در هر صورت روز خوبی را در کنار دوستانی خوب گذراندیم و از طبیعت بهاری کم نظیر جنگل و ارتفاعات مازندران نهایت بهره را بردیم.

عکس های برنامه در:

climbinhaze@

بهترین آرزوها برای تک تک شما!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دره کول خرسان ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 4 اردیبهشت 1396-01:19 ب.ظ

کول خرسان از آن نام هایی است که به تازگی سر زبان ها افتاده. وصف این دره هر طبیعت دوستی را وسوسه می کند! من هم با اینکه نام آن را شنیده بودم برنامه ریزی دقیقی برای دیدن آن نکرده بودم و ناگهانی به فکر اجرای برنامه افتادم. از یکی از کسبه محترم شهر دزفول پرس و جو کردم و ایشان هم لطف کردند و اطلاعات کاملا غلط و گمراه کننده ای در اختیار گذاشتند. مثلا اینکه تا اونجا با ماشین ۱۰ ساعت راهه و جاده اش خیلی بده و منطقه نا امنه و ...

تحقیقات اینترنتی من این داستان ها رو تأیید نمی کرد. نمی خواستم فرصت از دست بره، این شد که جاده شهیون را از دزفول در پیش گرفتم. همینقدر می دانستم که دره نزدیک روستای بیشه بزان قرار داره! با رسیدن به این روستا که حدود سی کیلومتری شمال دزفول هست و پرسیدن از کسبه روستا ابتدای مسیر، که اندکی قبل از ورودی این روستا قرار داره، را پیدا کردم. اهالی من رو از امنیت منطقه و سر راست بودن مسیر مطمئن کردند و تنها از تنها بودن من متعجب شدند!! با پیدا کردن پارکینگ ابتدای مسیر و رؤیت دو عدد مینی بوس مطمئن شدم توی منطقه تنها نیستم و با خیالی آسوده تر از قبل پاکوب مسیر را ادامه دادم. چون دیر شروع کرده بودم و عملا نزدیک ظهر شده بود هوا کمی گرم بود که البته قابل تحمل بود! همون ابتدای مسیر شیب نسبتا تندی بود که به سمت پایین دره می رفت و برای من که بدنم سرد بود و زانومو تازه داشتم از آب بندی خارج می کردم، پیمودنش کمی سخت بود! بعد از ورود به دره پاکوبی که در کنار آب قرار دارد و هر از گاهی از یک سمت دره به آن سو می رود را ادامه دادم. طبیعت سر سبز و بکر، صدای پرندگان و آب رودخانه روح نواز و دل انگیز هستند.

پس از ساعتی دره تنگ تر شده به ورودی تنگه رسیدم. دیواره های بلند، جریان ملایم آب، خزه ها و گیاهانی که در رطوبت اینجا روی دیواره ها رشد کرده اند و آسمان که هر از گاهی رخ می نماید! مسیر دره سراشیبی غیر محسوسی دارد و هر چه پیش می روم تنگ و تنگ تر می شود! در بخش هایی از مسیر تاریکی بر روشنی غلبه دارد و نور خورشید به زحمت کف دره را روشن می کند!

دره در مسیر سیلاب است و عرض آن بسیار کم! در صورت بروز سیلاب هیچ راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد و شاید ارتفاع آب به ده متر برسد!! این را از روی سنگ و چوب هایی که بالای دره گیر افتاده اند می شد فهمید! آن روز هوا تا حدودی ابری بود و با توجه به توضیحات بالا یک چشمم مدام به آسمان بود که نکند بارشی در کار باشد! می دانستم در این صورت فرصت و شانس زیادی برای فرار نخواهم داشت! چندین گروه داخل دره در حال تردد بودند. بعد از چند ساعت ادامه مسیر و نرسیدن به نشانه مشخصی از پایان آن، به جهت نخوردن به شب، با توجه به اینکه دیر هم استارت زده بودم راه آمده را بازگشتم. به هر حال همین مقدار از پیمودن راه نیز به اندازه کافی راضی کننده بود و شاید تمام نکردن مسیر بهانه ای باشد برای دوباره سر زدن به آن!

تصاویری از برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبشار شوی-شکوهی در مسیر زوال ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 28 فروردین 1396-08:07 ق.ظ

هفته گذشته سفری فشرده و پر بار به خوزستان این دیار زیبا و زر خیز داشتم و از چند اثر طبیعی در این استان بازدید کردم.

یکی از آن ها که سال ها آرزوی من بوده، آبشار شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای ایران زمین در مرز استان خوزستان و لرستان بود. سالیان گذشته تنها راه دسترسی آبشار ایستگاه تله زنگ در مسیر راه آهن تهران-اهواز بوده که راه دسترسی نسبتا دشواری محسوب می شده است. در سال های اخیر با جاده کشی و بهسازی مسیر از منطقه شهیون در شمال شهرستان دزفول، جاده ای خاکی تا نزدیک آبشار کشیده شده که دسترسی آن را سهل تر از گذشته نموده است. البته با وجود کشیدن این جاده پیمایش توسط ماشین های سواری چندان سهل نیست و فشار زیادی به آن وارد می کند! بعد از طی این جاده و رسیدن به روستای شوی (امام زاده پیرچل) کوهپیمایی در مسیری مشخص و در کنار رودخانه بعد از حدود یک ساعت ما را به آبشار های مسیر می رساند. آبشار اصلی و معروف شوی در واقع سومین آبشار در این دره است. علی رغم مشخص نمودن مسیر، پیمودن این راه خالی از مشکل برای کوهپیمایان آماتور نیست و در چند قسمت نیاز به عبور از رودخانه و یا دست به سنگ شدن در کنار آن را دارد!

طبیعت منطقه و مسیر بی نهایت زیباست! صدای پای آب در همه جا به گوش می رسد. آبشار اصلی آنقدر زیبا و با شکوه است که چشم از آن نمی توان برداشت و دل نمی توان کند!!

اما متأسفانه صدای تخریب و نابودی این زیبایی ها نیز از فاصله نه چندان دوری به گوش می رسد!! دره را دود جوجه کباب و همهمه مسافران پر تعداد فرا گرفته! چهره نامبارک زباله در مسیر چشم آزاری می کند! و حتی کسی که با شامپو درون رودخانه حمام می کند و ... انگار ما ملت همیشه در صحنه و غیور عادت کرده ایم که هر چه چیزی زیباتر باشد با سرعت و ولع بیشتری آن را زشت کنیم!

باید از عزیزان و مسؤولینی که جاده می سازند پرسید برای حفظ میراث طبیعی هم آیا فکری کرده اند؟! جالب اینجاست که در پارکینگ روستا کمتر ماشین شخصی به چشم می خورد و بیشتر مینی بوس هایی که مشخصا متعلق به تور ها هستند حضور دارند. آیا نهادی وجود دارد که به رفتار تور ها نظارت کند یا رسالت تورها تنها کسب در آمد از طریق بردن گردشگر توجیه نشده و تخریب طبیعت است؟! واقعا چقدر روی ایجاد فرهنگ گردشگری کار می کنیم؟! کاش بخشی از درآمد تور ها و گروه ها صرف فرهنگ سازی و آموزش طبیعت گردی مسؤولانه شود!

بگذریم که هر چه گفته ایم و گفته اند کمتر به گوش کسی فرو رفته و تنها باید با اندوه شاهد زوال روز به روز زیبایی و شکوه طبیعت کم نظیر ایران باشیم. فکر کنم باید خوشحال باشم که آبشار شوی را قبل از نابودی و از بین رفتن به نظاره نشستم!!

عکس های آبشار را در کانال تلگرام وبلاگ به آدرس climbinhaze@ شاهد باشید.

به زودی با گزارش های دیگری به روز خواهم بود!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


Admin Logo
themebox Logo