کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

آفرود ... ارجمند به نوا!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 28 مرداد 1396-10:53 ب.ظ

آفرود این روزها یک رشته ورزشی شناخته می شه و طرفداران خاص خودش را دارد. عبور از طبیعت و مسیر های کوهستانی، جنگلی، کویر و ... به کمک خودروهای عمدتا دو دیفرانسیل که این روزها رونق زیادی گرفته و علاقمندان آن رو به افزایش هستند و ...

استقبال از آفرود هم مثل کوهنوردی و دیگر رشته های طبیعت گردی معضلاتی به دنبال دارد و در صورتی که فرهنگ و قوانین آن تبیین نشود، می تواند اثرات مخربی بر طبیعت داشته باشد. در این مورد موافقان و مخالفان سرسختی وجود دارند و هر کدام دلایل خود را در تأیید و رد این رشته می توانند داشته باشند. فارق از تحلیل این موضوع، به نظر می رسد اکتفا به جاده ها و مسیرهای موجود و عدم ورود لاستیک به خارج از مسیر که باعث تخریب بیشتر طبیعت می گردد، حداقل موضوع لازم الرعایه در مورد این رشته است.

در صورت رعایت این موضوع و عدم تخریب بیشتر طبیعت و عدم آلوده سازی آن، می توان از طبیعت گردی به این سبک لذت برد!

مسیرهای آفرود زیادی در ایران و اطراف تهران وجود دارند. یکی از این مسیرها، مسیری خاکی و عشایری در روستای ارجمند در نزدیک شهر فیروزکوه است. این مسیر با عبور از میان کوه ها و دره های البرز شرقی تا نزدیکی روستای نوا در جاده هراز پیش می رود.

در میان این مسیر قبلا دریاچه ای به نام ساهون وجود داشته که با کاهش آب و خشک شدن به آبگیر، مرداب و در نهایت چمنزار!! تبدیل شده است!

و در آخر باز هم توصیه می کنم در صورت مراجعه به طبیعت جهت آفرود از خط خطی کردن زمین و ایجاد مسیر جدید، اکیدا پرهیز کنید!

با تشکر!

تصاویری از آفرود در کانال قله های مه گرفته به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خطر تردد در کوهستان شلوغ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1396-02:05 ب.ظ

با شروع فصل تابستان و رشد آمار کوهنوردی و افزایش سالانه مراجعه به کوه های بلند ایران، پاره ای از مشکلات همزمان رخ می نمایند.

مسأله تخریب و آلودگی کوهستان و محیط زیست در صدر مشکلات قرار دارد. تا کنون صحبت های زیادی از سوی علاقمندان صورت گرفته که البته کمتر به اقدام عملی منتهی شده و تخریب با روندی فزاینده ادامه دارد و ...

اما در این مجال موضوع متفاوتی را مورد اشاره و یادآوری قرار داده ام. خطر انسانی ناشی از تردد زیاد در کوهستان!! در بسیاری از مسیرهای کوهنوردی از مبتدی تا پیشرفته٬ به جهت وجود خطرات ناشی از تردد انسان محدودیت هایی در عبور و صعود و فرود ایمن به وجود می آید. ریزش سنگ در مسیرهای ریزشی یکی از این خطرات است. یعنی زمانی که تیمی مشغول عبور از مسیری سنگلاخی و ریزشی در بالاست و تیم دیگری بی خبر و غافل مشغول تردد در زیر مسیر! نمونه این موضوع در جبهه غربی دماوند و جنوبی علم کوه بسیار دیده شده است. به طور کلی عبور از فراز و فرود سنگلاخ، شن اسکی، یخچال و امثال آن چنین خطراتی در پی دارد. حتی در مسیرهای فنی مثل گرده آلمانها که در بسیاری از بخش ها منتظر ماندن پشت نفرات صعود کننده خطراتی مثل سرمازدگی در پی دارد و سرد شدن بدن در سکون و انتظار که ریتم بدن و زمانبندی صعود را به هم می ریزد و ... که خود باعث افزایش ریسک و خطرات ثانوی است! حتی وقتی در یک روز تیم های زیادی به قله ای که بر لبه پرتگاه بوده و سطح کمی دارد صعود می کنند، خطر سقوط ناشی از ازدحام کلیه صعود کنندگان را تهدید می کنند. دو سال پیش حین صعود به علم کوه این خطر را به عینه لمس کردم و ...

حادثه اخیر منجر به مرگ شخصی در علم کوه و حادثه سال گذشته و سال های گذشته در دماوند غربی و ... مؤید جدی بودن موضوع است. شاید عده ای تقصیر را متوجه عدم وجود امکانات امداد و نجات بدانند که مجال دیگری می طلبد و در جای خود قابل بررسی است!

اما نباید این مسأله مهم را فراموش کرد که پیشگیری مقدم بر درمان است! یعنی وظیفه اصلی کوهنورد پیشگیری از بروز خطر و مراقبت از همنوردان و عابرین کوهستان است.

در این مورد پیشگیری چندان دشوار نیست:

- شناسایی نقاط خطر و رعایت کامل ایمنی هنگام عبور! امنیت نباید فدای سرعت و رسیدن به مقصد شود.

- عبور کننده از بالا دست و مسیر ریزشی نیز در برابر گام های خود مسؤول است و تا حد امکان نباید سبب سقوط و رها کردن سنگی شود، چرا که ممکن است در پایین دست سنگ کوچک رها شده بلای بزرگی برای جانی شود و ... پس در برابر تک تک قدم ها مسؤولیم و نباید به بهانه زود رسیدن و خستگی مسبب خطر برای دیگران باشیم!

و در نهایت این موضوع خود از دیگر آفت های صعود بی رویه و غیر مسؤولانه به کوهستان است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نکاتی که نباید سهل گرفته شود!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-11:27 ق.ظ

سلام به شما دوستان

برخی حواشی پیش آمده در برنامه صعود دماوند از جبهه غربی که البته خوشبختانه به خیر گذشت و اتفاق بدی در پی نداشت٬ مرا بر آن داشت تا دوباره بر نکاتی که البته قبلا بارها و بارها گفته شده مروری داشته باشم:

۱- صعود به قلل بلند حتی در فصل تابستان اگرچه این روزها بیش از حد فراگیر شده و بعضی ها حتی با عرقگیر رکابی و کفش اسپرتکس اقدام به آن می کنند، تمهیدات و آمادگی خاص خود را از جهت صعود و فرود مطمئن و بدون خطر می طلبد. سهل انگاری رایج در این امر گاه می تواند بسیار خطرناک بوده و تاوان سنگینی به دنبال داشته باشد.

۲- اقامت و صعود به ارتفاعات بلند نیازمند طی کردن درست پروسه هم هوایی است. ارتفاع زدگی خطری جدی بوده و هر کوهنورد متناسب با شرایط بدنی و شناخت از خود باید این پروسه را به خوبی و کامل طی کند. عملکرد بدن و فعالیت سنگین در ارتفاع بالا مقوله ای تخصصی است و نیاز به مطالعه در کنار کسب تجربه دارد. صعود بی مهابا به ارتفاع بالا تا سر حد توان و بدون طی کردن پروسه هم هوایی گاه می تواند بسیار خطرناک باشد!!

۳- بستن کوله و ضروریات و حذفیات آن اگرچه خیلی اوقات سرسری گرفته می شود، یکی از نکات کلیدی و بسیار مهم یک برنامه موفق و ایمن است! اینکه هر شخص بداند در یک برنامه مشخص چه چیزی واقعا لازم است و چه چیز خیر؟! سبک کردن بیش از حد کوله همانقدر خطا و خطر آفرین است که سنگین کردن بیش از حد آن دردسر ساز و تحلیل برنده کوهنورد می تواند باشد! هر شخص با شناخت از خود و تجربه به مرور باید به نقطه مناسب دست پیدا کند.

۴- اکتفای تنها به اطلاعات هواشناسی و یا گزارش ها و حتی تجارب قبلی از یک برنامه همیشه کافی نیست! شرایط جوی در ارتفاعات بالا بسیار متغیر و غیر قابل پیش بینی است. حتی شکل مسیر و مقدار برف و یخ و ... سال تا سال متفاوت است! از این لحاظ به جهت برنامه ریزی و تجهیزات مورد نیاز باید تا حد معقول جانب احتیاط را داشت و محافظه کارانه عمل نمود! این بند در کنار بند قبل مفهوم کامل تری پیدا می کند!

۵- انتخاب نفرات یکی از کارهای حساس برای یک برنامه دشوار و یک صعود بلند است. در مورد سطح توانایی، سوابق، تمرینات و تجهیزات در مورد صعود های اینچنینی باید وسواس بیشتری به خرج داد. داخل کردن فردی که آمادگی متناسب با برنامه نداشته باشد گاه می تواند به شدت خطر ساز و دردسر آفرین باشد!

۶- انتخاب مسیر مناسب و ایمن جهت صعود و فرود و دنبال کردن آن یکی از مهمترین وظایف سرپرست برنامه است. تکنولوژی جی پی اس و فراگیر شدن گوشی تلفن همراه هوشمند، استفاده از این تکنیک را تا حد خیلی خوبی تسهیل نموده! قرار گرفتن در مسیر ناشناخته (شن اسکی، برفچال و یخچال و ...) به خیال زودتر رسیدن و میان بر زدن و ... می تواند عواقبی گاه جبران ناپذیر به دنبال داشته باشد!

۷- رعایت مناسب زمان بندی با توجه به برنامه و تجربه نفرات و ... در نظر گرفتن زمان های مناسب و مطمئن برای صعود و بازگشت و ...

۸- و در نهایت مدیریت بحران! با فرض رعایت تمام نکات فوق باز هم در کوه و طبیعت حوادث پیش بینی نشده و خطرات همیشه در کمین هستند! پیش بینی جهت امداد و نجات و مدیریت بحران از ضروریات هر برنامه خصوصا نوع سنگین و سطح بالاست!

بیایید سهل انگاری را کنار بگذاریم و از زندگی شیرین همراه با سلامتی لذت ببریم! انشاء الله!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دماوند از جبهه غربی-تکرار تاریخ پس از ۶ سال!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 31 تیر 1396-11:39 ب.ظ

سلام به شما خواننده عزیز!

شش سال پیش و آخر تیر ماه همراه بود با صعود به بام ایران از جبهه غربی! روزی که خبر مرگ کوهبانوی فقید ایران، لیلا اسفندیاری، دهان به دهان پیچید! و این روز و تاریخ را خاص و به یاد ماندنی تر کرد! این پست:

http://climb-in-haze.blogfa.com/post-146.aspx

اما بعد از این روز دیدار مجدد من و دماوند دقیقا شش سال به طول انجامید! شش سالی که ناراحتی مزمن زانو اصلی ترین دلیل آن بود و البته یک تلاش ناموفق از جبهه شمالی را به دنبال داشت! بله! تقدیر این بود تا بعد از شش سال ششمین دیدار در یک روز و از یک مسیر تکرار شود! در کل حتی اگر خرافاتی هم نباشم چنین تلاقی هایی برایم جالب هستند!

این صعود تقریبا بدون برنامه ریزی قبلی صورت گرفت. یعنی پیش برنامه هایی که کنسل شدند و مانع از اجرای برنامه اصلی نشدند! دو دوست عزیز برای اولین بار و آن هم دقیقه نود به برنامه انفرادی من اضافه شدند! عدم آمادگی و تمرین قبلی یکی از این دوستان مشکلاتی در حین صعود ایجاد کرد و می توانست منجر به اتفاقات بدی شود که خوشبختانه به خیر گذشت!! برنامه ای که در دقیقه ۹۰+۳ از جنوبی به غربی دماوند تغییر یافت و ...

این صعود محک مناسبی بود تا متوجه شوم که آمادگی و سرعتم مثل شش سال پیش نیست و شاید نیازمند تمرین منسجم تر و برنامه ریزی بهتری هستم. همچنین اینکه سن و سال فقط یک عدد نیست و به مرور تغییراتی ایجاد می کند و ...

همین که توانستم صعود موفقی داشته باشم و برنامه را به سلامت به پایان برسانم در نوع خودش و در حد خودم موفقیت خوبی است!

تصاویری از دماوند در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شمشک به دیزین جاده ای که تکلیفش روشن نیست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 30 خرداد 1396-02:38 ب.ظ

سلام به شما عزیزان!

این جاده کوهستانی، علاوه بر نزدیک کردن مسیر دسترسی پیست دیزین به تهران، یک راه میان بر و نزدیک کننده تهران، خصوصا شرق آن به چالوس از طریق جاده لواسانات و فشم می باشد!

البته اگر از ترافیک فشم در شب های آخر هفته و تعطیل فاکتور گرفته بشه!!

این جاده آن طور که من به خاطر دارم سال های گذشته تقریبا همه ایام سال به جز مواقع بارندگی در پاییز و زمستان باز بود! (لااقل تا گردنه دیزین!)

اما در پی حادثه بهمن زمستان ۱۳۸۸ و جان باختن ۸ نفر سخت گیری ها روی این جاده بیشتر شد و تقریبا در تمام زمستان و با اولین بارش برف بسته می شود. این بسته شدن تا اوایل بهار و قبل از آب شدن برف ها ادامه دارد. تا این جای کار با توجه به حادثه اتفاق افتاده و احتمال ریزش بهمن شاید بتوان ماجرا را تا حدی هضم نمود!!

اما اخیرا و در چند سال گذشته این محدودیت تا اواخر خرداد ماه ادامه می یابد. البته نکته جالب حالت گزینشی برای باز و بسته کردن جاده و عدم اطلاع رسانی درست چه از طریق رسانه ها و چه از طریق اطلاع رسانی در ابتدای جاده است!

مشاهدات خود من در یک ماه اخیر:

۱۳ خرداد جاده باز

۱۴ و ۱۵ خرداد مصادف با تعطیلات بسته!

۲۵ خرداد بسته بدون اعلام قبلی! که البته با کمک مردم و به زور بازگشایی شد! جمعه ۲۶ خرداد باز در حد عبور یک ماشین! و امروز سه شنبه سی خرداد طبق اعلام رسانه ها مجددا بسته! (این مورد را از نزدیک چک نکردم!!)

به نظر این سردرگمی و یک بام و دو هوایی نتیجه اش فقط اتلاف وقت و معطلی مردمی هست که قصد استفاده از جاده را دارند!

اگر حقیقتا این جاده نا ایمن هست، باید مدت مشخصی بسته و ایمن سازی بشه. اگر هم قصد ایمن سازی وجود ندارد برای همیشه بسته و اطلاع رسانی شود.

یا لااقل اگر بنا بر یک روز باز و یک روز بسته به صورت فعلی هست، ابتدای جاده لواسان یا میدان فشم به شکل مناسب و قابل مشاهده ای اطلاع رسانی بشه تا وقت کسی بی خودی تلف نشه و ملت از برنامه شون عقب نمونن!

به خدا اصلا کار سختی نیست!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما قدر آزاد کوه بدانیم!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 27 خرداد 1396-08:58 ق.ظ

یکبار دیگر فرصتی دست داد برای دیدار دلبر، شاهزاده کج گردن و باز از مسیر وارنگرود!

این بار هم به سان بار قبل شب قدری مهمان یار شدیم و از جمالش بهره ها بردیم! برنامه دو روزه و فشرده و پر فشار بود! رفت و برگشت به شاهزاده از وارنگرود بیش از ۴۰ کیلومتر پیاده روی در بر دارد و آمادگی مناسبی می طلبد! این بار شاهزاده با هوایی صاف ولی سرد و طوفانی پذیرای عاشقانش بود!

مسیر نسبت به دیدارهای قبلی کم سبز تر و کم گل تر بود! شاید ما کمی زود آمده بودیم! شاید امسال هوا دیرتر گرم شده بود و یا شاید هم به گفته محیط بانان کاهش باران بهاری مزید بر علت بود!! اما هر چه که بود شاهزاده و باب وارنگرود آن، آن قدر ها زیبا هست که با این شرایط هم بتوان از دیدنش لذت برد!

و تصاویر ما از پابوسی این شاهزاده زیبا در:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله سماموس جبهه جنوبی-۱۳ و ۱۴ خرداد ۹۶

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 21 خرداد 1396-09:37 ب.ظ

با سلام به شما عزیزان. نیمه خرداد به واسطه تعطیلات آن، چند سالی است که فرصت مناسبی برای سفر و البته طبیعت گردی و کوهنوردی شده است. در چند سال اخیر افزایش اشتیاق برای سفر به طبیعت و هجمه به مناطق کوهستانی تغییرات قابل توجهی در طبیعت بکر ایران به دنبال داشته. علاوه بر موج فزاینده گروههای کوهنوردی با پدیده هایی مثل جاده کشی، آفرود، موتور سواری و ... در کوهستان و طبیعت روبرو هستیم. با توجه به عدم نظارت وکنترل جدی در این مورد شاهد آسیب های زیادی به طبیعت هستیم. امروز کمتر منطقه ای در طبیعت ایران می توان یافت که مصون از تجاوز و تخریب انسان مانده باشد.

سماموس بام گیلان یکی از قله های بکر و زیبا با موقعیت و طبیعت منحصر به فردش، یکی از کوه هایی است که از گزند آسیب در امان نیست. این قله زیبا یکی از نزدیکترین بلندی های البرز با ارتفاع بیش از ۳۷۰۰ متر به دریای خزر و کاملا مشرف بر آن می باشد. قله سماموس از شمال به ییلاق جواهر دشت و چابکسر ، از شرق و شمال شرقی به جواهر ده و رامسر، از جنوب شرق به منطقه جنت رودبار و از غرب و جنوب غربی به اشکورات مشرف می باشد. ارتفاعات الموت مثل خشچال و سیالان در جنوب قله خود نمایی می کنند.

مسیر صعود ما از انتهای جاده خاکی واقع در نمک دره در منطقه جنت رودبار رامسر آغاز می شود. مسیری طولانی ما را به ییلاق لپاسر در استان گیلان و در ارتفاع حدود ۳۰۰۰ می رساند. دشت لپاسر مملو از آب، چمن و گل های زرد رنگ در این موقع سال بوده و مناظر بسیار چشم نوازی در برابر بینندگان قرار می دهد. جای جای آن پوشیده از گل و لای و باتلاق است. داخل دشت کلبه هایی سنگی جهت اجاره وجود دارد. شب منطقه بسیار سرد است و دما در نیمه خرداد به زیر صفر می رسد!!

مسیر صعود قله از یال جنوبی با ادامه پاکوب مشخصی از کنار کلبه ها و در جهت شمال به مرور روی یال قرار گرفته و پس از زمانی حدود ۴-۵ ساعت به قله سماموس منتهی می گردد. ییلاق جواهر دشت و دریای زیبای کاسپین، اگر کمی خوش اقبال باشید، از تپه ای در شمال قله اصلی قابل رؤیت می باشند! بر فراز قله ساختمان امام زاده و به روایتی مقبره شاه سماموس قرار دارد. قله دماوند در دور دست ها چونان همیشه با اقتدار رخ نموده و دلبری می کند!!

قله سماموس و مسیر صعود ما، یکی از مسیرهای متداول موتور کراس که معمولا از قزوین به این سو می آیند، می باشد. مسیر زیر لاستیک های موتور های پر تعداد شخم می خورد و سکوت کوهستان که صدای این موتور ها کاملا آن را از بین برده! به نظر با این همه سر و صدا حیات وحش مدت هاست از منطقه کوچ کرده اند!!

تذکر: این مسیر یکی از طولانی ترین و در عین حال زیباترین مسیرهای صعود به سماموس می باشد. جهت صعود به لپاسر و فرود از آن زمان کافی (حداقل ۴ تا ۵ ساعت) جهت اجتناب از به شب خوردن در نظر بگیرید!

با آرزوی بهروزی! ایام به کامتان باد!!

عکس های برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قله تالون ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1396-10:51 ق.ظ

با سلام به شما عزیزان همراه!

فصل بهار و به ویژه ماه اردیبهشت از اهمیت خاصی برای طبیعت دوستان و کوهنوردان برخوردار است. چرا که در اکثر مناطق کشور به خصوص نیمه شمالی، طبیعت از طراوت خاصی برخوردار است. در این زمان هر کسی در حد توان می تواند از طبیعت بهره ببرد. البته به شرطی که متعهد به حفظ آن بوده و از تخریب و آلوده کردن آن بپرهیزد!!

و اما روستای تالون یکی از روستاهای بکر و زیبا در دامنه های جنوبی البرز مرکزی، واقع در غرب استان تهران و نزدیک امام زاده داوود قرار دارد. شاید گذر آزادراه معروف تهران-شمال از نزدیک این روستا و حفر تونل در دل کوه های منطقه در آینده اهمیت آن را بیشتر کند. روستاهای رندان و تالون در جاده ای فرعی منشعب از جاده اصلی امام زاده داوود و در غرب این جاده قرار دارند. این روستاها از نظر جغرافیایی در شمال روستای معروف تر سنگان قرار گرفته اند. این روستاها که در جنوب خط الرأس توچال-پل خواب قرار دارند، به سبب داشتن آبشار به مانند روستای سنگان مورد توجه قرار گرفته اند.

برای رسیدن به آبشار تالون پس از پارک خودرو قبل از ورودی روستا و در ابتدای گیت پروژه آزاد راه، با یک پیاده روی بسیار کوتاه و سبک به پایین آن خواهیم رسید. رسیدن به بالای آبشار از پاکوب سمت چپ مناسب تر است. البته از سمت راست هم می توان با کمی در گیر شدن با سنگ به بالای آبشار و دره پشتی رسید.

ادامه مسیر با دنبال کردن پاکوب در کنار رودخانه به دشت بالایی و گوسفند سرای مسیر می رسد. در این قسمت باید در تعقیب مسیر درست دقت کرد، چرا که بعضی از پاکوب ها به بن بست یا مسیرهای صعب العبور در حاشیه رودخانه منتهی می شوند!

در محل گوسفند سرا به دو دره و یالی پر شیب بین آن ها می رسیم! هر سه آن ها با درجات سختی مختلف به خط الراس و قله که در غرب آن قرار دارد منتهی می شوند! دره سمت راست طولانی تر ولی کم شیب تر است. داخل دره ها و روی رودخانه، در این فصل، پوشیده از برف های به جا مانده از زمستان است!

روی خط الراس در قسمتی از مسیر ناگزیر از در گیری مختصر با سنگ خواهیم بود و بعد از آن با عبور از شیب آخر به قله تالون ۱ می رسیم. اینجا نمای زیبایی از خط الراس توچال و قله های بازارک، لوارک، پلنگچال و ... به چشم می خورد! علامت این قله تابلو یادبود و دکل مخابراتی شکسته روی قله است! به سبب مه آلود بودن و ناپایداری هوا بعد از مدت کمی مسیر بازگشت در پیش گرفته می شود. بازگشت از دره غربی که پرشیب تر است انجام شد که به خاطر خیس بودن خاک فرود راحت و بدون استهلاک صورت گرفت!

منطقه پر از بوته های ریواس و گیاهان دیگر بوده و به نظر می رسد تا اوج زیبایی چند هفته فاصله دارد!

تصاویر برنامه در کانال:

climbinhaze@

بهروز و بهاری باشید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همه چی خوبه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1396-08:43 ق.ظ

با سلام و آرزوی اول هفته ای خوش!

مدتی که نمی تونستم کوه برم از کوهنویسی و حواشی اون دور بودم. البته الان هم که برگشتم علی رغم کم فروغ بودن کوهنویسی اما همان فضای سابق در حواشی به چشم می خوره!

قضاوت و نیت خوانی عجولانه در کنار کم ظرفیتی و غرض ورزی هم چنان فضای حاکم بر به اصطلاح نقد است. کسی مقاله ای می نویسد و نظر شخصی خود را درست یا غلط در مورد موضوعی بیان می کند. اما دیگرانی که به هر دلیلی با شخص رابطه خوبی ندارند یا نوشته به مذاقشان خوش نیامده و آن را به خود گرفته اند، به جای پاسخ منطقی از در تخریب و تمسخر شخص و نه پاسخ به منطق و نوشته طرف مقابل وارد می شوند! کسانی که به ظاهر قصد کوچک کردن کسی را دارند ولی در واقع خود کوچک می شوند!!

و خوشه چینانی که در حاشیه این دعواها دانه خود بر می چینند و برای عقده گشایی در آتش اختلاف و بی اخلاقی می دمند! کسانی که خود حتی تاب تحمل یک نظر مخالف ندارند و دیگران را به کینه توزی متهم می کنند!

با این فضا بیگانه نبوده و نیستم. کم ظرفیتی در تمام محافل بی داد می کند و بازار کساد کوهنویسی این روزها نیز چیزی جدا از آن نیست!

شاد و سرخوشم از اینکه دوباره قدم در طبیعت می گذارم و همان بهتر که از حاشیه دور و به آن بی تفاوت باشم! همه چی خوبه اینطوری!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جنگل الیمستان و قله امامزاده قاسم-بازگشت به کوه!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1396-10:32 ق.ظ

سلام به خوانندگان عزیز! بعد از ماهها و به واقع بیش از یکسال دوری از کوهنوردی جدی، با حول و قوه الهی و به همراه جمعی از همراهان صمیمی٬ با صعود به قله امامزاده قاسم الیمستان فصل نوینی از کوهنوردی را آغاز نمودم! خدای را شاکرم که این برنامه بدون هیچ مشکلی و در کمال آمادگی سپری شد! همچنین از پزشک خودم آقای دکتر زهتاب کمال تشکر را برای بهبودی حاصل شده دارم.

البته می دانم که این پایان کار نیست بلکه آغازی دیگر است و باید کاملا با احتیاط و عاقلانه به فعالیت سابق برگردم و عجله در این مورد جایز نیست!

در هر صورت روز خوبی را در کنار دوستانی خوب گذراندیم و از طبیعت بهاری کم نظیر جنگل و ارتفاعات مازندران نهایت بهره را بردیم.

عکس های برنامه در:

climbinhaze@

بهترین آرزوها برای تک تک شما!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دره کول خرسان ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 4 اردیبهشت 1396-01:19 ب.ظ

کول خرسان از آن نام هایی است که به تازگی سر زبان ها افتاده. وصف این دره هر طبیعت دوستی را وسوسه می کند! من هم با اینکه نام آن را شنیده بودم برنامه ریزی دقیقی برای دیدن آن نکرده بودم و ناگهانی به فکر اجرای برنامه افتادم. از یکی از کسبه محترم شهر دزفول پرس و جو کردم و ایشان هم لطف کردند و اطلاعات کاملا غلط و گمراه کننده ای در اختیار گذاشتند. مثلا اینکه تا اونجا با ماشین ۱۰ ساعت راهه و جاده اش خیلی بده و منطقه نا امنه و ...

تحقیقات اینترنتی من این داستان ها رو تأیید نمی کرد. نمی خواستم فرصت از دست بره، این شد که جاده شهیون را از دزفول در پیش گرفتم. همینقدر می دانستم که دره نزدیک روستای بیشه بزان قرار داره! با رسیدن به این روستا که حدود سی کیلومتری شمال دزفول هست و پرسیدن از کسبه روستا ابتدای مسیر، که اندکی قبل از ورودی این روستا قرار داره، را پیدا کردم. اهالی من رو از امنیت منطقه و سر راست بودن مسیر مطمئن کردند و تنها از تنها بودن من متعجب شدند!! با پیدا کردن پارکینگ ابتدای مسیر و رؤیت دو عدد مینی بوس مطمئن شدم توی منطقه تنها نیستم و با خیالی آسوده تر از قبل پاکوب مسیر را ادامه دادم. چون دیر شروع کرده بودم و عملا نزدیک ظهر شده بود هوا کمی گرم بود که البته قابل تحمل بود! همون ابتدای مسیر شیب نسبتا تندی بود که به سمت پایین دره می رفت و برای من که بدنم سرد بود و زانومو تازه داشتم از آب بندی خارج می کردم، پیمودنش کمی سخت بود! بعد از ورود به دره پاکوبی که در کنار آب قرار دارد و هر از گاهی از یک سمت دره به آن سو می رود را ادامه دادم. طبیعت سر سبز و بکر، صدای پرندگان و آب رودخانه روح نواز و دل انگیز هستند.

پس از ساعتی دره تنگ تر شده به ورودی تنگه رسیدم. دیواره های بلند، جریان ملایم آب، خزه ها و گیاهانی که در رطوبت اینجا روی دیواره ها رشد کرده اند و آسمان که هر از گاهی رخ می نماید! مسیر دره سراشیبی غیر محسوسی دارد و هر چه پیش می روم تنگ و تنگ تر می شود! در بخش هایی از مسیر تاریکی بر روشنی غلبه دارد و نور خورشید به زحمت کف دره را روشن می کند!

دره در مسیر سیلاب است و عرض آن بسیار کم! در صورت بروز سیلاب هیچ راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد و شاید ارتفاع آب به ده متر برسد!! این را از روی سنگ و چوب هایی که بالای دره گیر افتاده اند می شد فهمید! آن روز هوا تا حدودی ابری بود و با توجه به توضیحات بالا یک چشمم مدام به آسمان بود که نکند بارشی در کار باشد! می دانستم در این صورت فرصت و شانس زیادی برای فرار نخواهم داشت! چندین گروه داخل دره در حال تردد بودند. بعد از چند ساعت ادامه مسیر و نرسیدن به نشانه مشخصی از پایان آن، به جهت نخوردن به شب، با توجه به اینکه دیر هم استارت زده بودم راه آمده را بازگشتم. به هر حال همین مقدار از پیمودن راه نیز به اندازه کافی راضی کننده بود و شاید تمام نکردن مسیر بهانه ای باشد برای دوباره سر زدن به آن!

تصاویری از برنامه در کانال تلگرام به آدرس:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبشار شوی-شکوهی در مسیر زوال ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 28 فروردین 1396-08:07 ق.ظ

هفته گذشته سفری فشرده و پر بار به خوزستان این دیار زیبا و زر خیز داشتم و از چند اثر طبیعی در این استان بازدید کردم.

یکی از آن ها که سال ها آرزوی من بوده، آبشار شوی از بزرگترین و زیباترین آبشارهای ایران زمین در مرز استان خوزستان و لرستان بود. سالیان گذشته تنها راه دسترسی آبشار ایستگاه تله زنگ در مسیر راه آهن تهران-اهواز بوده که راه دسترسی نسبتا دشواری محسوب می شده است. در سال های اخیر با جاده کشی و بهسازی مسیر از منطقه شهیون در شمال شهرستان دزفول، جاده ای خاکی تا نزدیک آبشار کشیده شده که دسترسی آن را سهل تر از گذشته نموده است. البته با وجود کشیدن این جاده پیمایش توسط ماشین های سواری چندان سهل نیست و فشار زیادی به آن وارد می کند! بعد از طی این جاده و رسیدن به روستای شوی (امام زاده پیرچل) کوهپیمایی در مسیری مشخص و در کنار رودخانه بعد از حدود یک ساعت ما را به آبشار های مسیر می رساند. آبشار اصلی و معروف شوی در واقع سومین آبشار در این دره است. علی رغم مشخص نمودن مسیر، پیمودن این راه خالی از مشکل برای کوهپیمایان آماتور نیست و در چند قسمت نیاز به عبور از رودخانه و یا دست به سنگ شدن در کنار آن را دارد!

طبیعت منطقه و مسیر بی نهایت زیباست! صدای پای آب در همه جا به گوش می رسد. آبشار اصلی آنقدر زیبا و با شکوه است که چشم از آن نمی توان برداشت و دل نمی توان کند!!

اما متأسفانه صدای تخریب و نابودی این زیبایی ها نیز از فاصله نه چندان دوری به گوش می رسد!! دره را دود جوجه کباب و همهمه مسافران پر تعداد فرا گرفته! چهره نامبارک زباله در مسیر چشم آزاری می کند! و حتی کسی که با شامپو درون رودخانه حمام می کند و ... انگار ما ملت همیشه در صحنه و غیور عادت کرده ایم که هر چه چیزی زیباتر باشد با سرعت و ولع بیشتری آن را زشت کنیم!

باید از عزیزان و مسؤولینی که جاده می سازند پرسید برای حفظ میراث طبیعی هم آیا فکری کرده اند؟! جالب اینجاست که در پارکینگ روستا کمتر ماشین شخصی به چشم می خورد و بیشتر مینی بوس هایی که مشخصا متعلق به تور ها هستند حضور دارند. آیا نهادی وجود دارد که به رفتار تور ها نظارت کند یا رسالت تورها تنها کسب در آمد از طریق بردن گردشگر توجیه نشده و تخریب طبیعت است؟! واقعا چقدر روی ایجاد فرهنگ گردشگری کار می کنیم؟! کاش بخشی از درآمد تور ها و گروه ها صرف فرهنگ سازی و آموزش طبیعت گردی مسؤولانه شود!

بگذریم که هر چه گفته ایم و گفته اند کمتر به گوش کسی فرو رفته و تنها باید با اندوه شاهد زوال روز به روز زیبایی و شکوه طبیعت کم نظیر ایران باشیم. فکر کنم باید خوشحال باشم که آبشار شوی را قبل از نابودی و از بین رفتن به نظاره نشستم!!

عکس های آبشار را در کانال تلگرام وبلاگ به آدرس climbinhaze@ شاهد باشید.

به زودی با گزارش های دیگری به روز خواهم بود!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سال نو و شروعی نو!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 فروردین 1396-01:50 ب.ظ

سلام به شما خوانندگان و همراهان عزیز! سلامی که بعد از غیبتی چند ماهه گرمتر و چسبیدنی تر از همیشه است برایم!

بعد از مدتی که به دلیل آسیب دیدگی و مشغله از کوه و کوه نویسی دور شدم، پس از رفع کسالت نسبی و توان مجدد یافتن برای گام گذاشتن در طبیعت، تصمیم گرفتم تا اینجا را هم خانه تکانی نمایم و چراغی نو روشن کنم!

البته این روزها حال و روز کوهنویسی به سیاق چند سال گذشته نیست و نوع فعالیت ها عوض شده! دیگر کانال های تلگرامی جایگزین وبلاگ ها شده اند و وبلاگستان به محیطی سوت و کور و کم فروغ مبدل شده. چه می شود کرد؟! نمی توان تا ابد مقاومت کرد و از غافله تغییرات جا ماند!

اگرچه خودم به شخصه و تا الان نتوانسته ام با این موضوع کنار بیایم، اما برای رابطه مؤثر تر و آسان تر کانال قله های مه گرفته را در کنار این وبلاگ راه اندازی کرده ام. به این امید که بتوانیم دوباره با هم گفتگو کنیم و رابطه بهتری داشته باشیم. و اما لینک کانال قله های مه گرفته:

climbinhaze@

به امید دیدار بیشتر شما عزیزان!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیر تیغ!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1395-11:08 ق.ظ

سلام به شما. مدتی است اینجا سوت کور است که دلیل آن بر شما پوشیده نیست. آسیب دیدگی مرا به استراحتی اجباری فرستاد و از دنیای کوه و کوهنویسی دور کرد و چراغ این خانه نیز کم فروغ شد.

در این مدت البته مشغول تحقیق و مراجعه به پزشک های مختلف بودم برای گرفتن تصمیم درست! تا اینکه بالاخره تصمیم نهایی را گرفتم و توانستم پزشکی را که بتوانم به طور نسبی به او اعتماد کنم بیابم و خود را به عمل بسپارم!

جراحی acl یا همان رباط صلیبی قدامی جراحی نسبتا ساده ای است که دوران نقاهت و ریکاوری زمان بر و سختی دارد. به طور ساده در این جراحی رباط آسیب دیده با تکه ای از تاندون های اطراف (اوتوگرافت) جایگزین گردیده و با پیچ قابل جذب در استخوان های طرفین زانو محکم می شود. پروسه خون گیری و از سر گیری حیات تاندون جایگزین شده تا یکسال طول می کشد. در این زمان انجام ورزش های مخصوص و بازیابی توان عضلات تحلیل رفته از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در حال حاضر مشغول طی کردن دوران نقاهت هستم و امیدوارم بتوانم در آینده نه خیلی دور به دامن کوه و طبیعت برگردم! به امید آن روز!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رباط صلیبی، مساله اینست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-09:37 ب.ظ

سلام به خوانندگان و همراهان گرامی. در سال جدید فرصت نشده بود تا با شما سخن بگویم. امیدوارم روزهای بهاری خوبی را در ابتدای سال جدید بگذرانید. سال ۹۴ سال خوب و نسبتا پرباری در کوهنوردی برایم بود و برنامه های خوبی چه انفرادی، چه خانوادگی و چه با دوستان اجرا شد. سالی با تجارب کمابیش جدید و صعود هایی به نسبت چالشی در زمستان! فکر می کنم سال گذشته پر تعداد ترین تلاش ها را در این ده سال تجربه کوه ، پشت سر گذاشتم. و البته این تلاش و فشار به نوعی اثر خود را نشان داد و در برنامه پایانی، شیرکوه یزد، پایان تلخی برای سالی پربار رقم زد!

آسیب و درد زانو بین کوهنوردان مساله جدید و ناشناخته ای نیست. آمادگی عضلانی ناکافی، عدم رعایت اصول صحیح گام برداری خصوصا در سرازیری و گاهی اجرای برنامه ای بالاتر از حد توان می تواند منجر به آسیب شود. البته این گاهی با عوامل جنبی و بی ربط به این ورزش همراه می شود و مشکل را حادتر می کند. نوروز چهار پنج سال پیش زمان آغاز یک مشکل مزمن برایم بود. بعد از یک رانندگی ده دوازده ساعته و کلاچ ترمز های پیاپی در ترافیک نوروزی جاده چالوس، احساس کردم مفاصل زانویم بیش از حد خسته و رنجور شده. دو روز بعد حین سوار شدن روی دوچرخه با یک حرکت ساده و یک فشار ناگهانی اندک، صدایی در زانویم احساس کردم و بعد از آن چند روز درد و لنگ زدن و ...

تلاش کردم با مدارا، استراحت، آبگرم و ... بحران را پشت سر بگذارم. چند هفته ای طول کشید تا به وضع نسبتا عادی برگردم و البته ناراحتی هنگام حرکات شدید مثل دویدن هنوز حس می شد. آن سال به دلیل مشغله کمتر کوه رفتم و کم کم اوضاع عادی شد. با احتیاط و البته زانو بند کوهنوردی را مجددا شروع کردم و به مرور به همان دوران قبل برگشتم البته با زانو بند!!

تقریبا مشکل پایم حل شده و تحت کنترل به نظر می رسید و به فعالیت های نسبتا سنگین کوهنوردی بدون مشکل خاصی ادامه دادم. تا برنامه دماوند پارسال! حین برگشت از کوه با خود گفتم که چند سال است مشکلی ندارم و می توانم زانو بند را کنار بگذارم! اما این فکر غلط خیلی سریع غافلگیرم کرد و نشان داد مشکل آتش زیر خاکستر است! خالی کردن و پیچ خوردن و درد خیلی زود دوباره برگشت!! برنامه دماوند به هر شکل گذشت و چون بعدش ناراحتی خاصی احساس نکردم، مساله کما فی السابق پشت گوش افتاد!

و اما شیرکوه! این بار با زانو بند مشکل دوباره تکرار شد! دو سه بار صداهای نگران کننده و درد خیلی بدی حس کردم. نه! این بار مشکل کاملا جدی بود. بعد از برگشت و در ایام عید بیشتر روزها با ناخوشی گذشت و به نوعی با درد از خواب بیدار می شدم!

تصمیم گرفتم این دفعه قضیه را جدی بگیرم! دیروز جواب MRI خبر از پارگی رباط صلیبی (ACL) زانوی راست می داد! نمی دانم این اتفاقا دقیقا کی افتاده! اما آنچه مشخص است سهل انگاری عامل بروز و یا لااقل حاد شدن چنین مشکلی بوده. راستش هنوز نتیجه به اطلاع پزشک نرسیده و نمی دانم کار به جراحی می رسد یا نه؟ اما مشخصا مدتی را باید دور از کوه باشم تا ببینیم که در آینده چه اتفاقی می افتد.

دلیل طرح موضوع هم این بود که اگر احیانا شما هم با چنین مشکلاتی روبرو هستید و مثل من اهل جدی گرفتنش نیستید بهتر است تا دیر نشده و مشکل پیچیده نشده، اقدام کنید! هر چی نباشه امسال سال اقدام و عمله!!

همیشه سالم باشید!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo