تبلیغات
قله های مه گرفته

کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

سال نو و شروعی نو!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 فروردین 1396-12:50 ب.ظ

سلام به شما خوانندگان و همراهان عزیز! سلامی که بعد از غیبتی چند ماهه گرمتر و چسبیدنی تر از همیشه است برایم!

بعد از مدتی که به دلیل آسیب دیدگی و مشغله از کوه و کوه نویسی دور شدم، پس از رفع کسالت نسبی و توان مجدد یافتن برای گام گذاشتن در طبیعت، تصمیم گرفتم تا اینجا را هم خانه تکانی نمایم و چراغی نو روشن کنم!

البته این روزها حال و روز کوهنویسی به سیاق چند سال گذشته نیست و نوع فعالیت ها عوض شده! دیگر کانال های تلگرامی جایگزین وبلاگ ها شده اند و وبلاگستان به محیطی سوت و کور و کم فروغ مبدل شده. چه می شود کرد؟! نمی توان تا ابد مقاومت کرد و از غافله تغییرات جا ماند!

اگرچه خودم به شخصه و تا الان نتوانسته ام با این موضوع کنار بیایم، اما برای رابطه مؤثر تر و آسان تر کانال قله های مه گرفته را در کنار این وبلاگ راه اندازی کرده ام. به این امید که بتوانیم دوباره با هم گفتگو کنیم و رابطه بهتری داشته باشیم. و اما لینک کانال قله های مه گرفته:

climbinhaze@

به امید دیدار بیشتر شما عزیزان!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیر تیغ!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 27 تیر 1395-10:08 ق.ظ

سلام به شما. مدتی است اینجا سوت کور است که دلیل آن بر شما پوشیده نیست. آسیب دیدگی مرا به استراحتی اجباری فرستاد و از دنیای کوه و کوهنویسی دور کرد و چراغ این خانه نیز کم فروغ شد.

در این مدت البته مشغول تحقیق و مراجعه به پزشک های مختلف بودم برای گرفتن تصمیم درست! تا اینکه بالاخره تصمیم نهایی را گرفتم و توانستم پزشکی را که بتوانم به طور نسبی به او اعتماد کنم بیابم و خود را به عمل بسپارم!

جراحی acl یا همان رباط صلیبی قدامی جراحی نسبتا ساده ای است که دوران نقاهت و ریکاوری زمان بر و سختی دارد. به طور ساده در این جراحی رباط آسیب دیده با تکه ای از تاندون های اطراف (اوتوگرافت) جایگزین گردیده و با پیچ قابل جذب در استخوان های طرفین زانو محکم می شود. پروسه خون گیری و از سر گیری حیات تاندون جایگزین شده تا یکسال طول می کشد. در این زمان انجام ورزش های مخصوص و بازیابی توان عضلات تحلیل رفته از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در حال حاضر مشغول طی کردن دوران نقاهت هستم و امیدوارم بتوانم در آینده نه خیلی دور به دامن کوه و طبیعت برگردم! به امید آن روز!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رباط صلیبی، مساله اینست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-08:37 ب.ظ

سلام به خوانندگان و همراهان گرامی. در سال جدید فرصت نشده بود تا با شما سخن بگویم. امیدوارم روزهای بهاری خوبی را در ابتدای سال جدید بگذرانید. سال ۹۴ سال خوب و نسبتا پرباری در کوهنوردی برایم بود و برنامه های خوبی چه انفرادی، چه خانوادگی و چه با دوستان اجرا شد. سالی با تجارب کمابیش جدید و صعود هایی به نسبت چالشی در زمستان! فکر می کنم سال گذشته پر تعداد ترین تلاش ها را در این ده سال تجربه کوه ، پشت سر گذاشتم. و البته این تلاش و فشار به نوعی اثر خود را نشان داد و در برنامه پایانی، شیرکوه یزد، پایان تلخی برای سالی پربار رقم زد!

آسیب و درد زانو بین کوهنوردان مساله جدید و ناشناخته ای نیست. آمادگی عضلانی ناکافی، عدم رعایت اصول صحیح گام برداری خصوصا در سرازیری و گاهی اجرای برنامه ای بالاتر از حد توان می تواند منجر به آسیب شود. البته این گاهی با عوامل جنبی و بی ربط به این ورزش همراه می شود و مشکل را حادتر می کند. نوروز چهار پنج سال پیش زمان آغاز یک مشکل مزمن برایم بود. بعد از یک رانندگی ده دوازده ساعته و کلاچ ترمز های پیاپی در ترافیک نوروزی جاده چالوس، احساس کردم مفاصل زانویم بیش از حد خسته و رنجور شده. دو روز بعد حین سوار شدن روی دوچرخه با یک حرکت ساده و یک فشار ناگهانی اندک، صدایی در زانویم احساس کردم و بعد از آن چند روز درد و لنگ زدن و ...

تلاش کردم با مدارا، استراحت، آبگرم و ... بحران را پشت سر بگذارم. چند هفته ای طول کشید تا به وضع نسبتا عادی برگردم و البته ناراحتی هنگام حرکات شدید مثل دویدن هنوز حس می شد. آن سال به دلیل مشغله کمتر کوه رفتم و کم کم اوضاع عادی شد. با احتیاط و البته زانو بند کوهنوردی را مجددا شروع کردم و به مرور به همان دوران قبل برگشتم البته با زانو بند!!

تقریبا مشکل پایم حل شده و تحت کنترل به نظر می رسید و به فعالیت های نسبتا سنگین کوهنوردی بدون مشکل خاصی ادامه دادم. تا برنامه دماوند پارسال! حین برگشت از کوه با خود گفتم که چند سال است مشکلی ندارم و می توانم زانو بند را کنار بگذارم! اما این فکر غلط خیلی سریع غافلگیرم کرد و نشان داد مشکل آتش زیر خاکستر است! خالی کردن و پیچ خوردن و درد خیلی زود دوباره برگشت!! برنامه دماوند به هر شکل گذشت و چون بعدش ناراحتی خاصی احساس نکردم، مساله کما فی السابق پشت گوش افتاد!

و اما شیرکوه! این بار با زانو بند مشکل دوباره تکرار شد! دو سه بار صداهای نگران کننده و درد خیلی بدی حس کردم. نه! این بار مشکل کاملا جدی بود. بعد از برگشت و در ایام عید بیشتر روزها با ناخوشی گذشت و به نوعی با درد از خواب بیدار می شدم!

تصمیم گرفتم این دفعه قضیه را جدی بگیرم! دیروز جواب MRI خبر از پارگی رباط صلیبی (ACL) زانوی راست می داد! نمی دانم این اتفاقا دقیقا کی افتاده! اما آنچه مشخص است سهل انگاری عامل بروز و یا لااقل حاد شدن چنین مشکلی بوده. راستش هنوز نتیجه به اطلاع پزشک نرسیده و نمی دانم کار به جراحی می رسد یا نه؟ اما مشخصا مدتی را باید دور از کوه باشم تا ببینیم که در آینده چه اتفاقی می افتد.

دلیل طرح موضوع هم این بود که اگر احیانا شما هم با چنین مشکلاتی روبرو هستید و مثل من اهل جدی گرفتنش نیستید بهتر است تا دیر نشده و مشکل پیچیده نشده، اقدام کنید! هر چی نباشه امسال سال اقدام و عمله!!

همیشه سالم باشید!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخر سال با طعم شیرکوه یزد - اجازه صعود صادر نشد!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:پنجشنبه 27 اسفند 1394-12:07 ب.ظ

سلام به تمام همراهان و دوستان قله های مه گرفته! پیشاپیش نوروزی تؤام با حال خوش برای تک تک شما عزیزان آرزو دارم!

سال جدید در حال رسیدن بود و من تقریباً مطمئن بودم که برنامه ای برای سفر نوروزی نخواهم داشت. از طرفی انضباط بیش از حدم در محل کار موجب شده بود که مرخصی ها روی هم تلنبار شده و در آستانه سوختن قرار بگیرد! این می توانست فرصت خوبی برای یک سفر ماقبل نوروزی باشد، اما چه می شود کرد وقتی مدرسه محل تحصیل فرزند شما بیش از حد مقرراتی باشد و اجازه یک هفته مدرسه نرفتن صادر نشود! خوب چه می شد کرد؟! ما اهالی کوه در این شرایط همیشه یک جایگزین داریم! بله ... و باز هم کوه!!!
با توجه به فرصت چند روزه هفته آخر سال، امکان سفر به نقاط دورتر فراهم بود. کوه هایی که در ایام معمولی بعد مسافت و نیاز به زمان مانع از فکر جدی بر روی آن ها می شود. همان کوه هایی که به دلیل دوری از پاییتخت بکر تر و ناشناخته تر مانده اند! شیرکوه یکی از گزینه هایی بود که سال ها در فکر صعودش بودم و این فرصت ایجاد نشده بود! جستجو های اینترنتی برای جمع آوری اطلاعات و احتمالا فایل مسیر آغاز شد. با توجه به دوری راه ترجیح می دادم نهایت استفاده را از منطقه ببرم، بنابراین صعود به برفخانه طزرجان این قله زیبا و نسبتاً فنی را نیز در برنامه قرار دادم.
روحیه عمدتاً تکرو و کمابیش خجالتی من سبب می شد که به دنبال پیدا کردن همنورد نروم. از طرفی آخر سال بود و کدام دیوانه ای مثل من پیدا می شد که خانه و زندگی را رها کند و دل در گرو کوه دهد؟! نهایت تلاشم را برای جمع آوری اطلاعات مطمئن و قابل اتکا انجام دادم. البته می دانستم فایل های مسیر که روی سایت ویکی لاک قرار داده می شوند، لزوما قابل اتکا و استناد نیستند و علاوه بر داشتن بعضی خطا ها و نقایص اطلاعات آنها تابع شرایط فصل است. یعنی ممکن است هر مسیری در هر فصلی قابل استفاده نباشد و ... 
اما مشکل مهم دیگر من عدم دسترسی به اطلاعات به روز فصلی و میزان برف و یخ منطقه و مسیرها بود. با توجه به گرمای زود رس هوا در آخر زمستان حدس می زدم که باید با برف و یخ کمی مواجه شوم که بعداً فهمیدم لااقل در مورد برفخانه تصور کاملا اشتباهی بود! سایت های هواشناسی را چک کردم که نوید هوای آفتابی همراه با باد زیاد را می داد! البته راجع به باد پیش بینی درستی بود. اما هوای آفتابی؟!! زهی خیال باطل ... 
اصلا یکی از جذابیت های کوهنوردی به همین غیر قابل پیش بینی و کنترل بودن این طور شرایط است و اگر بخواهیم صد در صد مطمئن گام برداریم شاید هیچگاه مجاب به گام برداشتن در این مسیر نشویم!
این بار بر خلاف اکثر اوقات مقدمه کمی طولانی شد!! و اما اصل داستان! دوشنبه 24 اسفند 94 عازم یزد و ده بالا شدم. مشخصا هدف روز اول برنامه رسیدن و استقرار در پای مسیر بود. از تهران تا یزد و سپس تفت و ده بالا را بدون معطلی خاصی پیمودم و حدود 5:00 بعد از ظهر به ده بالا رسیدم. در ورودی این روستا و پس از فاصله اندکی در سمت راست مسیر محله شیخ علیشاه و شیرکوه با تابلویی مشخص شده است. تقریبا در انتهای محله و نزدیک به آغاز مسیر کوهنوردی، مسجدی وجود دارد که درب آن همیشه باز است و از امکان روشنایی و برق هم برخوردار می باشد و محل نسبتاً خوبی برای شب مانی است. اما تقریباً هیچگونه امکانات دیگری از جمله گرمایش، شیر آب و دستشویی و ... در تاریخ مراجعه من وجود نداشت و باید از قبل پیش بینی شود!! موقع رسیدن فهمیدم عجله بیش از حدم باعث شده پر کردن کپسول گاز را فراموش کنم و این برای سه روز برنامه کوهنوردی فاجعه بود! این شد که داخل روستا پرسان پرسان سراغ جایی که گاز پر کنند را گرفتم و بالاخره با کمی خوش شانسی در روستای هم جوار ده بالا یعنی طزرجان آن را یافتم. طزرجان مسیر اصلی صعود به برفخانه نیز هست! با ورود به این روستا و رؤیت نمای با ابهت و پر از برف و یخ برفخانه متوجه شدم که در صورت تلاش کار سختی برای صعود خواهم داشت! در هر حال برنامه اصلی و اولیه من شیرکوه بود و سعی کردم فعلاً بر روی آن تمرکز کنم.
صبح روز دوم با توجه به مشخص بودن مسیر و به کمک فایل آن پیاده روی آغاز شد. روستای ده بالا از حد تصور من سردسیر تر بود طوری که درختان هنوز سبز نشده بودند و تنها برخی از درختان مملو از شکوفه های صورتی بودند! طبیعت دامنه کوه هم هنوز تقریباً در خواب زمستانی بود و تک بوته هایی را می شد در آستانه رویش دید! پس از پیمایش شیب ابتدایی مسیر به صخره هایی بلند و زیبا قبل از ورودی دره نجیب می رسیم. مسیر با تراورس از زیر این صخره ها و اندکی فرود، با رفتن به طرف مقابل دره، عملاً وارد دره نجیب می شود. دره نجیب در واقع دهلیزی پر شیب و نسبتاً طولانی است که علائم راهنما و سنگچین هایی مسیر صعود را کمابیش نشان می دهد و با کمی دقت می توان راه را از میان آن پیدا کرد. بعد از پایان این دهلیز به نزدیک خط الراس و پناهگاه شیرکوه می رسیم! پیمایش این مسیر در شرایط بدون برف و البته کوله سنگین حدود 4 تا 5 ساعت زمان احتیاج دارد. ارتفاع پناهگاه در حدود 3450 می باشد!
با اینکه پیش بینی هوا شناسی هوای آفتابی بود، اما موج بارش که از غرب وارد کشور شده بود ارتفاعات شیرکوه را نیز تحت تأثیر قرار داد! از همان ابتدای صبح و حتی شب قبل از آن قله شیرکوه و دیگر قلل منطقه در ابر فرو رفته بود و هوا چندان برای صعود ایده آل نبود! با رسیدن به پناهگاه ساعتی استراحت کردم و منتظر بهتر شدن شرایط جوی شدم. یکی دو ساعتی گذشت و تغییری حاصل نشد! یعنی نه شرایط بهتر می شد و نه بدتر! هوای ابری بدون بارش قابل ذکر و البته همراه با باد! با وجود دو دل بودن با اتکا به فایل مسیر و البته توکل به خدا تصمیم گرفتم تلاشم را انجام دهم و مسیر را به سمت قله در پیش گرفتم. کلا مسیر شیرکوه از پناهگاه به سمت قله بر خلاف بخش نخست، دارای شیبی ملایم و البته بسیار طولانی است. همچنین حالت تپه ماهوری مسیر یابی را در شرایط آب و هوایی بد دشوار می کند. اگرچه میله هایی در برخی نقاط نصب شده اما در صورت بروز مه و کولاک و کاهش میدان دید، اصلا تعداد آن ها کافی به نظر نمی رسد. بدون توجه به زمان ساعاتی را به سمت قله حرکت کردم. با وجود باد و بارش جزئی اما شرایط چندان دشوار نبود و میدان دید کافی! اما با نزدیک شدن به غروب شرایط کاملا وارونه شد و علاوه بر شدت گرفتن باد و بارش، دید به شکل محسوسی کم شده امکان تشخیص ادامه مسیر ممکن نبود! با جی پی اس گوشی تلفن همراه موقعیت خود را چک کردم. ارتفاع 4014! از نظر ارتفاعی فاصله چندانی تا قله 4075 متری شیرکوه نداشتم. اما از نظر مسافت ظاهرا هنوز مقدار قابل توجهی مانده بود!!
ادامه مسیر نه تنها عقلانی که حتی ممکن هم نبود! کمی نگران بازگشت بودم. تا حدودی از رد پاها و کمی حس ششم کمک گرفتم. می دانستم سمت راستم دره عمیق و پرتگاه هولناکی است. پس ترجیح می دادم حتی الامکان نزدیک به خط الراس و مایل به چپ مسیر را ادامه دهم. به دلیل ترس از دشارژ باطری گوشی در هوای سرد و طوفانی مدام آنرا چک نمی کردم و برای مواقع بحرانی تر نگه داشته بودم!
بعد از مدتی به جایی نزدیک خط الراس رسیدم که سرعت وزش باد  بسیار شدید بود و ابرها با سرعت از روی سرم می گذشت. برداشتن حتی یک گام غیر ممکن بود و فقط سعی می کردم باد از روی زمین بلندم نکند! یک لحظه پایین مسیر را از لابلای ابرها دیدم! کویری زیبا و بی انتها!!! مطمئناً ادامه مسیر درست نبود! با زحمت به گوشی متوسل شدم! بله ترس از پرتگاه سمت راست باعث شده بود زیادی به چپ بکشم و در مسیر اشتباه قرار بگیرم. خوشبختانه به موقع متوجه شدم و با اصلاح جهت حرکت و البته استفاده از حواس و ابزار بالاخره بعد از ساعتی سالم به پناهگاه برگشتم!
روز روز من نبود و با همین میزان تلاش هم خیلی خطر کرده بودم، بدون رسیدن به نتیجه! تلاشم برای شیرکوه به پایان رسید. شب به امید بهبودی هوا و ادامه تلاش این بار روی برفخانه به خواب رفتم!
صبح روز بعد (چهارشنبه 26 اسفند) هوایی صاف و ایده آل البته باز هم همراه با وزش باد در شیرکوه و اطراف حاکم بود. صعود شیرکوه در این هوا کاملا دست یافتنی به نظر می رسید! اما دیگر انگیزه برای تلاش دوباره روی آن نداشتم و حواسم روی قله دشوار برفخانه متمرکز بود. با توجه به وجود برف قابل ملاحظه و دورنمای نا امید کننده مسیر چندان به صعود موفقیت آمیز به آن نیز خوشبین نبودم و تنها می خواستم تلاش و حضور در دامنه های برفخانه را تجربه کنم.
اما تمام این تصورات و بیم و امید های من ساعتی بعد رنگ باخت! حین فرود از دره نجیب شیب مسیر کار خودش را کرد و آسیب دیدگی مزمن زانوی راستم دوباره یادش آمد که حالی از من بپرسد! یکی دو بار از شدت درد نقش زمین شدم. رؤیای من برای تلاش روی برفخانه رنگ باخت و آرام و لنگ لنگان خود را به پای مسیر رسانده و با خیالی راحت عازم شهر و خانه شدم. به هر حال این هم یک جور تقدیر بود!
شیرکوه کوهستانی زیبا و آلپی کوچک و مصفا در قلب کویر ایران است. امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانم تلاشم را روی این کوهستان ادامه دهم!
با آرزوی ایامی خوش، تصاویر برنامه تقدیم شما باد:










نوروزتان بهاری باد!! 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسی برگزیده از دماوند...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 19 بهمن 1394-09:21 ب.ظ

چندی پیش در سفر به منطقه زیار و لاسم در نزدیک پلور تصویری از دماوند زیبا ثبت کردم. این قاب خاطره در سایت summitpost مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و به عنوان عکس برگزیده هفته انتخاب شد. و اینک آن را به خوانندگان عزیز قله های مه گرفته تقدیم می کنم:

سایز واقعی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ریزان - زمستانی گرم!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:جمعه 16 بهمن 1394-08:41 ب.ظ

سلام به شما! ریزان یکی از قله های شناخته شده البرز مرکزی واقع در منطقه لواسانات و در نزدیکی روستای افجه قرار دارد. افجه یکی از روستاهای مورد توجه کوهنوردان و طبیعت دوستان است. قرار داشتن دشت زیبای هویج یا گرچال، آبشار و دشت سوتستون، قله های ساکا، آتشکوه، ریزان، پرسون، اندره و ... در نزدیکی این روستا و همچنین راه تاریخی گردنه افجه بشم به لار، مجموعه کاملی از طبیعت گردی و کوهنوردی را در فصول مختلف سال در اختیار علاقمندان قرار داده است. البته از اقبالی که اخیرا جماعت چشمه باز به این منطقه خصوصا دشت گرچال نشان داده اند، که حاکی از اشباع شدن کوههای تهران و سر ریز دوستان به اطراف است، باید نگران بود و در آینده بسیار نزدیک شاهد تبدیل این منطقه زیبا به زباله دانی خواهیم بود!!

پیش از این و در سال های گذشته دو تلاش برای صعود ریزان داشتم. اولی زمستانه و ناموفق بود که ناشی از بلد نبودن مسیر و دومی در بهار و موفق! طبعا این سومین برنامه با توجه به تجارب قبلی باید موفق از آب در می آمد که اینطور هم شد. هوایی ایده آل و البته بیش از اندازه گرم و پاکوب شدن مسیر توسط تیم های جلویی جای هیچ اما و اگری باقی نگذاشت و صعود نسبتا راحتی به این قله ۳۵۴۰ متری صورت گرفت. البته مسیر صعود این قله پس از دشت هویج شیب زیادی دارد و در نزدیکی قله نیازمند دور زدن صخره های زیر قله است که آشنایی با مسیر را آن هم در فصل زمستان اجتناب ناپذیر می کند!

زمستان امسال هم حال و هوای عجیب و غریبی دارد! از طرفی با لطف خدا بارش های نسبتا مناسبی در مناطق سردسیر و کوهستانی صورت گرفته. و از طرفی دیگر اکثر روزهای زمستان امسال کاملا گرم به نظر می رسد! امسال چهار بار برنامه زمستانی رفتم که در هیچکدام به بادگیر و گورتکس نیاز نشد! (البته از پوست کلفتی خودم فاکتور می گیرم!) و هوای گرم در کنار بارش ها ارمغانش برف های شل و ولی است که باید درونش تقلا کرد! کلا وقتی هوا گرمه لذت برنامه زمستونه به شدت کم می شه! تو این برنامه دیگه شرایط واقعا نوبر بود! مثل ... عرق می ریختم! و تا نزدیک قله از کلاه و دستکش هم خبری نبود!!

خدا جون زمستونتو شکر! به ما بنده هات رحم کن!

در پناه حق!

آغاز!


در مسیر ساکا!


قله ریزان ...


و نمایی نزدیکتر!


دیدار یار!!


زیبا رو!!


مدفون در برف!


دور نمای توچال ...


آتشکوه تا خلنو ...


ساکا ...


آرمیده در سپیدی ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ماز و برفکوبی!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 26 دی 1394-04:49 ب.ظ

با سلام و آرزوی شادکامی برای شما!

خط الراس معظم دوبرار یکی از بخش های مهم رشته کوه بزرگ البرز واقع در البرز شرقی، در شمال شهر دماوند و جنوب روستاهای پلور و لاسم قرار دارد. این خط الراس کمابیش فنی و ۷۰ کیلومتری علاقمندان کوهنوردی را در فصول مختلف به سوی خود می خواند و خصوصا در زمستان صعود های کمی را به خود دیده است. ماز یکی از قلل کم ارتفاع این مجموعه بوده و در غرب آن قرار گرفته است. از طریق دره تیزاب واقع در شمال شهر دماوند و با عبور از فراز آبشار آن به دره ای وارد می شویم که در این فصل سال مملو از برف است. شروع برنامه ۷:۴۰ صبح! برای رسیدن به بالای آبشار تیزاب مسیر پاکوب را از سمت چپ رودخانه دنبال نموده و با رسیدن به دو راهی مشخصی مسیر را از جاده خاکی بالای دره در سمت چپ دنبال می کنیم. با ارتفاع گرفتن از مسیر کنار آبشار و قرار گرفتن بر فراز پرتگاه های آن از سمت مقابل به دره پشتی سرازیر می شویم. این مسیر تا انتهای دره و یال قله ماز دارای سه دو راهی است که به ترتیب به چپ، راست و در آخر چپ می پیچیم. با توجه به کم تردد و بکر بودن منطقه در زمستان و بارش های اخیر، برفکوبی سنگینی خصوصا از بالای آبشار به بعد که مسیر پا نخورده است در پیش داریم! پیمایش انفرادی چنین مسیری با برفکوبی مافوق تصور، انرژی خاصی می طلبد! عمق برف عموما تا زیر زانو بود و نوع برف از نوع پودری سخت که با فرو رفتن در آن به سختی می شد قدم بعدی را برداشت! بعضی جاها عمق برف به حدی بود که تنها عبور به صورت چهار دست و پا ممکن بود! من با رسیدن به انتهای دره یال مستقیمی را که به قله ای اندکی کوتاهتر از قله اصلی ماز و در جهت غرب آن منتهی می شود، ادامه دادم. قله اصلی ماز یال دیگری دارد که باید در انتهای دره به شرق منحرف شد. برفکوبی سنگین امکان حتی فکر کردن به تغییر مسیر را سلب می نماید! ۲۰۰ متری زیر قله کوله را گذاشته و با سرعت بیشتری مسیر باقیمانده را پیمودم و به قله پهنی رسیدم! من آنرا ماز ۲ می نامم! ارتفاع این قله بیش از ۳۳۰۰ متر برآورد گردید! در حالیکه باد قله پودر برف را به سر و صورت می کوبد، با دماوند عکسی به یادگار گرفته و به سرعت مسیر پیموده شده را بازگشتم. با وجود برفکوبی در مسیر رفت، برگشت نیز چندان کار ساده ای نبود و با برفکوبی مجدد در نهایت ساعت ۸:۰۰ شب به محل شروع برنامه و پایان مسیر رسیدم!
با تشکر از خانم ماهزاده نجار به خاطر راهنمایی و در اختیار قرار دادن اطلاعات مسیر!

و در پایان تصاویری از برنامه تقدیم می گردد:









پی نوشت: از شواهد امر به نظر می رسد در ارتفاعات تیزاب دماوند پدیده های شوم و نام آشنایی مثل ویلا سازی، جاده کشی، زمین خواری و ... با سرعت در حال اجرا است. طوری که در سرمای زمستان کوه را برای ساخت جاده شکافته و شبانه روزی مشغول کار هستند! مسؤولان محترم محیط زیست و منابع طبیعی و ... اگر خودشان را به خواب نزده اند و حق حساب و ... نگرفته اند، لطفاً رسیدگی فرمایند!!

!در پناه حق



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سرکچال ها - ۲۰ و ۲۱ آذر

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 22 آذر 1394-08:50 ب.ظ

سلام به شما عزیزان. در تعطیلاتی که گذشت صعود به یکی دیگر از قلل البرز مرکزی انجام گرفت. صعود سرکچال ها در شرایط زمستانی یک صعود نسبتا دشوار به حساب می آید که به صورت یک یا دو روزه قابل اجرا است. با توجه به طولانی بودن یال زمستانی و برفکوبی سنگین به فراخور شرایط جوی، صعود یکروزه از روستای سپیدستان در منطقه شمشک و مسیر پناهگاه لجنی کاملا فشرده و دشوار بوده و آمادگی بالایی می طلبد. صعود دو روزه با شب مانی در پناهگاه گزینه معقول تری است که البته طبیعتا زحمت کوله کشی به دشواری برنامه اضافه خواهد شد. با توجه به انتخاب گزینه دوم و لزوم عبور از پناهگاه، در مسیرهای ثبت شده در اینترنت مسیر یال زمستانی را نیافتیم. این موضوع سبب شد بخشی از صعود را از مسیر تابستانی و با بریدن دهلیز های خطرناک انجام دهیم که همراه با زحمت و ریسک بود. همچنین هوای به نسبت گرم و آرام و تابش آفتاب سبب نرم شدن برف ها و برفکوبی سنگین در هر مسیر انتخابی بود! یکی دیگر از مشکلات و خطرات این مسیر صعود و فرود از شیب تند و صخره ای زیر پناهگاه لجنی است که مخاطرات خاص خود را دارد و باید با احتیاط کامل انجام شود. نکته دیگر اینکه در مورد انتخاب مسیر چندان به گفته های افراد محلی و حتی کوهنوردان حاضر در منطقه نباید اعتماد کرد، مگر آن که فرد شناخته شده بوده و به تجربه و دانش او کاملا واقف باشیم.

صعود بعد از پناهگاه از یال مشخصی به سوی اولین قله صورت گرفته و با ادامه مسیر به سمت شرق و عبور از خط الراس نسبتا باریکی که تماما پوشیده از نقاب های برفی است به قله اصلی با ارتفاع حدود ۴۲۰۰ متر منتهی می شود. صعود ما در جوی آرام و هوایی ایده آل صورت گرفت و بدون مشکل خاصی مسیر پناهگاه تا قله اصلی در زمان ۴ ساعت و نیم طی شد. البته در صورت بروز طوفان این صعود می تواند بسیار دشوار و خطرناک باشد! با توجه به خطرات مسیر تابستانی و برفکوبی شدن یال زمستانی توسط سایر تیم های حاضر در منطقه، در بازگشت از این مسیر استفاده شد که طولانی و در عین حال ایمن بود.

کوهنوردی در شرایط زمستانی و ارتفاعات بلند لازمه تجارب خاصی است. شب مانی در ارتفاعات در سرمای زمستان تمهیدات خاص خود را چه از نظر تجهیزات و چه از نظر دانش و تجربه این نوع برنامه ها می طلبد. استفاده از تجهیزات غیر استاندارد و ناقص اگر چه با هموار کردن سختی هایی بر خود بعضا کار آدم را راه می اندازد، ولی مشخصا کار عاقلانه ای نیست.

با آرزوی ایامی شاد تصاویر برنامه را تقدیم می کنم. بدرود!

قله و گردنه لجنی


نمای کلون بستک


مهرچال و پیرزن کلوم


سرکچال 2 و نقاب های برفی!


قله اصلی سرکچال


دور نمای توچال


به سوی کلون بستک!


قبله همیشگی قلوب عاشقان کوهساران!!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیرزن کلوم - جوان مرد سر سخت!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 7 آذر 1394-09:31 ب.ظ

سلام به شما خواننده عزیز!

این دومین صعود من به قله 3850 متری پیرزن کلوم در نزدیکی روستای گرمابدر از مجموعه قلل البرز مرکزی بود. این صعود با همراهی یکی از دوستان خوب کوهنورد انجام شد. طبق آرشیو های موجود صعود قبلی به آذر ماه 5 سال پیش بر می گشت که پاییز بسیار کم بارشی شاهد بودیم. اما این بار و به مدد بارش های مناسب پاییز سال جاری، برنامه سخت تری برایمان رقم خورد. علاوه بر حجم برف، وزش باد شدید در یال منتهی به قله و خط الراس صعودی سخت را موجب شد. با وجود برفکوبی که تیمی جلوتر از ما زحمت آن را کشیده بود و به نوعی کار ما را راحت می کرد، با استارت 7:40 دقیقه صبح از روستا، حدود 4:00 بعد از ظهر پای بر چکاد سرفراز پیرزن کلوم نهادیم. یکبار دیگر با حسرت نگاهی به مهرچال نموده و مسیر صعود شده را بازگشتیم! با توجه به طولانی شدن صعود عمده مسیر بازگشت را در تاریکی طی کردیم. البته با توجه به شرایط خوب جوی، همراه داشتن فایل مسیر روی تلفن همراه و همچنین چراغ قوه و از همه مهمتر سر حال بودن خودمان، این خوردن به شب به نوعی تصمیمی آگاهانه بود و مشکل خاصی در بازگشت برایمان در بر نداشت.
پیرزن کلوم این قله سر سخت در فصل زمستان از روستای گرمابدر و یال شمالی صعود می شود. شیب مسیر عمدتاً بسیار زیاد است و منطقه برفگیر. در میانه مسیر و قبل از یال آخر منتهی به قله، تپه صخره ای و نسبتاً صعب العبوری وجود دارد که باید در گذر از آن دقت کرد. ما این مسیر را از دهلیزی مایل به راست عبور نمودیم. وزش باد یکی از خصوصیات دائمی پیرزن کلوم به نظر می رسد! با توجه به حجم برف، شیب و درجه سختی مسیر، لازم است زمان کافی برای صعود و فرود در نظر گرفت و جهت اجتناب از برخورد به تاریکی استارت حرکت حتی الامکان صبح زود انجام گیرد.
به رسم همیشه تصاویری از طبیعت زیبای البرز تقدیمتان باد:

   





پی نوشت: گاهی در کوه و هنگام صعود قله، به افرادی بر می خوریم که ما را از صعود به دلایل مختلف نهی می کنند. بعضی از آنها ممکن است نیت خیر خواهانه ای داشته باشند. اشاره به ساعت و گذشت زمان و خوردن به تاریکی توجیهی معقول برای اینگونه نصیحت هاست. اگرچه قانون ساعت بازگشت در برنامه های کوه در حالت کلی قانون مهم و مفیدی است و ریسک صعود ها را به حداقل می رساند، اما ممکن است افرادی آگاهانه و با اشراف به جمیع شرایط این ریسک را برای صعود به قله قبول کنند و ...
اما دوستان نصیحت کننده من! این هشدار های شما تا زمانی که فقط در حد هشدار باشد پذیرفتنی و شنیدنی است. اما وقتی با جملاتی مثل "تا قله خیلی راه مونده!" و یا "نمی تونید صعود کنید" و ... مواجه می شویم به ما حق بدهید به نیت کاملا خیرخواهانه شما کمی بدبین شویم! اون هم موقعی که نسبت به قله مورد نظر شناخت و تجربه قبلی داشته باشیم و مطمئن باشیم که با عرض معذرت دارید دروغ می گید!!

در پناه حق!   



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کمر پشت - قله سرکوه و امام زاده عباس علی ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 3 آبان 1394-07:12 ب.ظ

سلام! ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان بر شما تسلیت باد! امیدوارم همه ما از پیروان راستین حضرتش باشیم و بتوانیم پیام کربلا را از لابلای زنگار جهل و تحریف و خرافه دریابیم.
قله های جنگلی همواره از جذابیت های خاصی بین طبیعت گردان و کوهنوردان برخوردارند. مناظر بدیع، سرسبزی و طراوت و هوای مطبوع اگر اقبال یارمان باشد، روز خوبی می تواند رقم بزند. پاییز برگ ریز که به پادشاه فصل ها معروف است، با توجه به تغییرات رنگ برگ درختان، این زیبایی را صد چندان می کند!
منطقه سواد کوه حد فاصل شهرهای فیروزکوه و قائم شهر یکی از غنی ترین مناطق نزدیک به تهران از نظر جنگل نوردی و وجود مسیرهای بکر و متنوع است.
روستای کمرپشت که تقریباً در ورودی جاده خطیرکوه و کمی قبل از آن قرار گرفته، دارای یکی از جنگل های زیبا و به نسبت بکر و تمیز در این منطقه است. جاده فرعی پرپیچ و خم ما را پس از دقایقی به این روستا خواهد رساند. این روستا نزدیک روستای ارفع ده و تقریباً در جهت روبرو واقع گردیده.
منطقه جنگلی کمر پشت، قله و خط الراس سرکوه و در نهایت امام زاده عباس علی در انتهای شرقی خط الراس، از زیبایی های منطقه هستند که می توان یک روز کامل را به آن ها اختصاص داد. همچنین می توان از کلبه جنگلی جهت شب مانی استفاده نمود. از قله سرکوه و همچنین امام زاده عباس علی دید خوبی به روستای ارفع ده و قله ارفع کوه، قله قدمگاه، قله های خرو - نرو و سایر ارتفاعات و جنگل های سواد کوه وجود دارد. امام زاده عباس علی جاده ماشین رو خاکی و مناسبی هم دارد که از روستای لمرد از توابع خطیرکوه قابل دسترسی می باشد.
در روز خوب من شما هم سهیم باشید:









روزهایتان سبز و رنگارنگ باد!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

علم کوه از حصارچال ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 6 مهر 1394-10:13 ب.ظ

سلام بر شما عزیزان. روزها و لحظات خوبی برایتان آرزو دارم.

صعود تابستانی علم کوه آن هم از مسیر حصارچال کار جدید و شاقی نیست! در این مورد گزارش های زیادی در اینترنت وجود دارد. این مسیر بدون شک یکی از پر تردد ترین مسیرهای کوهنوردی در فصل تابستان است، که به دلیل زیبایی و سهولت نسبی مورد اقبال زیادی از کوهنوردان سراسر کشور قرار می گیرد. البته باید امیدوار بود این هجمه بی امان، در سال های آتی چیزی از طبیعت زیبای منطقه و حصارچال باقی بگذارد!!
چند سال پیش پیمایش مسیر تنگ گلو تا دره سه هزار، سبب شد که منطقه زیبای حصارچال را زیارت کنم. اما قصه صعود امسال آن هم از این مسیر، متفاوت و جالب بود!
گاهی اوقات اشتباه در مسیریابی آن هم در حد لالیگا! برای آدمی که قبلاً چند مرتبه به علم کوه سفر کرده، ممکن است باعث شود به جای مسیر سرچال که به قصد صعود تخت سلیمان در نظر گرفته اید، پس از دو ساعت پیاده روی خود را در میانه راه طولانی تنگ گلو و حصارچال پیدا کنید!! وقتی با دوستی که به امید تو برای اولین بار راهی منطقه ای شده همراه باشی این سوتی جبران ناپذیرتر می نماید! اما جالب این بود که دوست همراه من در آرزوی صعود علم کوه بود و با این اشتباه انگار خدا برای او خواسته بود! وقتی بعد از دو ساعت پیاده روی در مسیر اشتباه نه حال برگشت داشته باشی و نه هیچ ماشینی جا داشته باشد تو را سوار کند، مجبوری مثل قهرمان ها و کوهنورد های 50 سال پیش این مسیر بیست و اندی کیلومتری را پیاده گز کنی و البته در برابر کف و هوراهای کوهنورد های ماشین سوار، ژست مغرورانه خودت را برای حفظ آبرو از دست ندهی!!
به هر ترتیب اشتباه ما چندان هم بد نبود و سبب شد به حصارچال زیبا سفر کنیم و بار دیگر علم کوه پر غرور را در آغوش بکشیم. روی قله علم کوه چنان ترافیکی از خیل علاقمندان بود که جمعیت همینطوری هل می داد و روی قله می رفت طوری که یکی دو بار کاملا احساس کردم که عن قریب کسی از روی سنگ های لغزان به کف علم چال سقوط کند!
و نوستالژی صعود به کوه های رفیع این سرزمین که باز تکرار شد. آواز های اجباری، گروهی که به صورت مداوم و با صدای بلند از 1 تا صد می شمردند و با رسیدن به عدد 85 به مناسبت نامعلومی جیغ می زدند! وقتی با اعتراض یکی از کوهنوردان دیگر گروهها مواجه شدند، گفتند که ما به جای تزریق دگزا این کار را می کنیم که به قول معروف تا حالا تو عمرم اینجوری توجیه نشده بودم! و ...
و بازگشت، بازگشت به کلاردشت بهشت گمشده دیروز و شهر توریستی و بی سامان امروز که خیابان هایش به جاده خاکی شبیه تر است و در آخر عمر گرانمایه که تا نیمه های شب در ترافیک جاده های شمالستان تلف می شود و ...
عشق است علم کوه و دیگر هیچ:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حفاظت از دماوند تدبیر می طلبد نه شعار و عمل متناقض!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 10 شهریور 1394-09:36 ب.ظ

با سلام به خوانندگان عزیز. مسأله حفاظت از کوهستان، سامان دهی آن و آسیب های ناشی از صعود های کنترل نشده و بی سامان، علی الخصوص در مورد دماوند بام زیبای ایران، موضوع تازه ای نیست که چندین بار شخصاً به آن پرداخته ام و ...

در خبرها و در سایت کوهنامه می خوانیم:

 

نشست پاکسازی کوه دماوند برگزار شد

 

 

در متن خبر و در بخشی می خوانیم:

"امین معین خواستار بازنگری مسیرهای صعود شد و اعلام نمود که مسیرهای صعود باید بسته شود."

با تمام احترامی که برای آقای معین دوست خوبم قائلم، معتقدم این حرف غیر عملی و فاقد پایه و اساس منطقی است. در واقع نوعی افراط ناشی از احساسات در آن به چشم می خورد!

 

و اما در وبلاگ مؤسسه علمی پزشکی کوهستان و در خبری دیگر آمده:

 

اکوکمپ کوهستانی شمالی دماوند افتتاح شد

 

در این خبر از زبان "فیاضی" مدیر کل کمیته طبیعت گردی کشور نوشته شده:

"هجوم خارج از ظرفیت کوهنوردان ایرانی به جبهه جنوبی دماوند باعث آلودگی محیط زیست، آسیب دیدن پوشش گیاهی و جانوری منطقه و از بین رفتن آرامش کوهستان در این رخ دماوند شده است و این مسئله نه برای این اثر طبیعی ملی قابل قبول است و نه وجه‏ه ی مناسبی برای گردشگری کوهستان در ایران دارد و ایجاد اکوکمپ کوهستانی شمالی دماوند که بر اساس استانداردهای روز دنیا طراحی و ساخته شده است، نیازی مبرم در این حوزه به شمار می‏رفت."

خلاصه این پاراگراف را می توان این گونه ترجمه نمود: مسیر جنوبی را به باد فنا دادیم و نابود کردیم و دیگه چیزی ازش نمونده و حالا نوبت مسیر شمالی است، که به بهانه اکوکمپ کوهستان، باید به همان سرنوشت دچار شود!!

 

آن طور که مشاهده می شود، مجموعه اظهارات و اقدامات مسؤولین مرتبط با طبیعت و محیط زیست، حاکی از تناقض و اظهارات غیر ممکن و یا غیر کارشناسی با رگه هایی از انگیزه سودجویانه است! یعنی از طرفی می گوییم باید مسیر ها را بست و به کسی اجازه صعود نداد و از طرف دیگر کمپ کوهستانی و هتل تأسیس می کنیم!!

 

بهتر است متولیان موضوع با اتخاذ یک وحدت رویه اقداماتی ممکن و عملی و در عین حال مسؤولانه انجام دهند.

باور کنید با برنامه ریزی، نظارت درست و مسؤولانه و وضع قوانین قابل اجرا می توان صعود های گله وار را محدود و کنترل نمود، جلوی آلوده کردن محیط کوهستان را گرفت و در عین حال به کوهنوردان مسؤول در قبال طبیعت اجازه فعالیت داد.

انشاء الله در این مورد در آینده نزدیک بیشتر خواهم نوشت!

در پناه حق باشید!

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اختلال در بلاگفا همچنان ادامه دارد!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 3 شهریور 1394-07:34 ب.ظ

امروز در مراجعه به برخی وبلاگ های کوهنوردی در بلاگفا با مشکل مواجه شدم. اینطور که یا اصلا وبلاگ را باز نمی کرد یا اگر باز می کرد نمی شد در آن ها نظر داد!! اختلالات پیاپی این سرویس دهنده باعث کاهش بیش از پیش اعتماد به آن خواهد بود! واقعا من یکی لااقل از ترک بلاگفا خیلی خوشحالم!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دماوند شمالی - 20 تا 22 مرداد 94

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:جمعه 23 مرداد 1394-09:04 ب.ظ

با سلام و آرزوی ایامی خوش بر شما خواننده گرامی.

تابستان فصل تب و تاب کوهنوردان است. فصلی که هر کس در حد بضاعتش سعی می کند بهترین برنامه ها را اجرا کند. فصل صعود های پر جمعیت به قلل بلند و ...
این اشتیاق روز افزون در بین گروهها و افراد کوهنورد، معضلاتی برای کوهستان و طبیعت پیرامون آن به همراه دارد. و البته منافعی برای کسانی که از این خیل و هجمه سوء استفاده می کنند. گروههای کوهنوردی که صعود های توریستی و لوکس با اخذ مبالغ گزاف از افراد ترتیب می دهند و البته کمترین مسؤولیتی در برابر محیط آسیب پذیر کوهستان حس نمی کنند. کوهپایه نشینان و افراد سود جو که از این آشفته بازار پول های بی حساب و قابل توجهی به جیب می زنند و ...
و البته مظلوم ترین و بی دفاع ترین چیز در میان این آشفتگی کوهها و طبیعت ماست که روز به روز به نابودی نزدیک می شود.
گویا همه ما مسابقه ای ترتیب داده ایم که عده ای با هزینه کردن و عده ای با کسب سود های باد آورده و بی حساب با سرعتی هر چه بیشتر نابودی کوهها، این میراث یگانه سرزمینمان، را جشن بگیریم.


و اما گزارشی مختصر از برنامه:
با هماهنگی و همراهی یکی از دوستان کوهنورد صبح سه شنبه 20 مرداد عازم خانه کوهنورد ناندل و منزل آقای صالحی شدیم. قصد ما صعود جبهه شمالی دماوند بود. این صعود برای من به دلیل تکمیل صعود از هر چهار جبهه به دماوند اهمیت داشت! در خانه کوهنوردان با کوهنورد منفردی از تبریز آشنا شدیم که برای اولین بار، آن هم از مسیر شمالی، قصد صعود به بام ایران را داشت. به نوعی خواسته و نا خواسته این شخص به تیم  دو نفره ما اضافه شد! بعد از مدت نه چندان کمی انتظار برای رسیدن نیسان، که رانندگان آن غالباً از اقوام آقای صالحی هستند، به سمت سنگ بزرگ پای مسیر شمالی راهی شدیم. کرایه 70000 تومان را برای سه نفر با راننده طی کردیم که البته قرار بود همزمان با ما تیم 6 نفره دیگری از بجنورد را به مسیر شمال شرقی و گوسفند سرای گردنه سر ببرد. گرانی کرایه ماشین برایمان قابل توجه بود، چرا که دو هفته پیش مسیر بسیار طولانی تر تنگ گلو تا ونداربن در علم کوه را با کرایه نفری 10000 تومان طی کرده بودیم! گویا متناسب با ارتفاع قله کرایه ها هم رشد می کند! حدود 12:30 استارت حرکت از کنار سنگ بزرگ با کوله های بالای 20 کیلو زده شد. وقتی کوهنوردان دیگری از کنارمان دست در جیب می گذشتند و کوله بارشان را قاطرهایی که بین 40 تا 50 هزار تومان برای هر کوله می گرفت، حمل می کردند گاهی در دل به دیوانگی و کم عقلی خودمان می خندیدم! به دلیل کم آبی در مسیر شمالی آب نسبتاً زیادی حمل می کردیم که دلیل اصلی سنگینی کوله ها بود. آرام به سمت پناهگاه اول موسوم به 4000 ارتفاع گرفتیم. در ابتدا تمایل داشتیم تا قبل از غروب خود را به پناهگاه 5000 رسانده و کار را برای روز دوم سبکتر کنیم. اما سنگینی کوله سبب خستگی مضاعف و درد در ناحیه کمر و پایم شد و توان ادامه حرکت نداشتم! در میان انبوه جمعیت اطراف پناهگاه چادر را برپا نموده و مشغول شب مانی خود شدیم.
علی رغم توصیه برخی از افراد ساعت 6:00 صبح روز چهارشنبه صعود به سمت قله را آغاز کردیم. با توجه به سختی مسیر شمالی این ساعت زمانی کاملاً دیر برای استارت از 4000 محسوب می شد! از همان ابتدا ریتم کند گروه خصوصاً کوهنورد تبریزی مرا در مورد ادامه کار نگران می کرد. بعد از سه ساعت از میان مسیر پر شیب که آخر آن سنگی و مختصری بد قلق بود به پناهگاه دوم موسوم به 5000 رسیدیم. ظاهراً به تازگی جان پناه های یال شمالی دماوند مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته بود و وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت. البته اطراف پناهگاه 5000 به طرز باور نکردنی مملو از زباله بود که چهره بسیار زشتی به این منطقه داده بود! به راستی بی فرهنگی قشر به اصطلاح کوهنورد حد و مرزی نمی شناسد! 
دوستان همنورد من یک ساعتی را به خوردن و استراحت پرداختند!! با توجه به تجربه ام از برنامه های دماوند این وقفه تیر خلاص را به برنامه مان زد!! ساعت 10 صبح و ادامه مسیر دشوار به سمت قله! بازهم با ریتمی کند و غیر یکنواخت، که ناشی از نبودن نفرات در یک سطح آمادگی بود، به مسیر ادامه دادیم. بالاتر از پناهگاه 5000 گرده ای قرار دارد که باید از سمت راست آن و مشرف بر یخچال دست به سنگ عبور نمود که به نظرم یکی از سخت ترین و خطرناک ترین نقاط مسیر است. ظاهراً قبلاً طناب ثابتی در این بخش وجود داشته که به جز یک تکه طناب پاره اثری از آن مشاهده نشد! انصافاً مسیر شمالی دماوند در قیاس با دیگر مسیر ها درجه سختی بسیار بیشتری دارد. شیب بسیار تند، مسیری عمدتاً شن اسکی و البته بعضاً دست به سنگ های بد قلق و گنگ از میان مسیرهای سنگی نا مطمئن! سختی مسیر در کنار ریتم نامناسب از نظر روانی فرسودگی بسیار زیادی در تیم ما ایجاد کرده و عملاً شانس صعود موفق به قله کم و کمتر می شد.
حدود ساعت 3 بعد از ظهر و بعد از افت و خیز های زیاد و دست و پنجه نرم کردن با مسیر دشوار در حالی که در ارتفاع حدود 5300 بودیم و بوی گوگرد کم کم محسوس شده بود، با توجه به ناپایدار بودن هوا، ریتم کند تیم و فرسایش جسمی و روحی به صعود خود خاتمه داده و راه برگشت را پیش گرفتیم. شخص تبریزی که گویا به هر قیمت قصد صعود قله را داشت و البته از نظر بدنی کاملاً خالی کرده بود، ابتدا از این تصمیم بسیار دلخور شد که با توجه به شرایط و مصمم بودن ما به بازگشت چاره ای جز تبعیت نداشت! و ...
به هر ترتیب و دلیلی این صعود نیمه تمام ماند و تجربه ای با ارزش به لحاظ برنامه ریزی برای صعود های نسبتاً دشوار در اختیار ما قرار داد. این که برای چنین برنامه ای باید از آمادگی روحی و جسمی افراد مطمئن بود و اینکه هر کسی را بدون شناخت قبلی در تیم اضافه نکنیم. همچنین تقید به زمان بندی مناسب و رعایت ریتم صعود و ... که شاید از ملزومات یک برنامه موفق تیمی باشد.

در پایان امیدوارم مسؤولان فکری بابت صعود های بی رویه که بلای جان کوهستان شده بکنند و تا بیش از این دیر نشده جلوی نابودی قریب الوقوع آن را بگیرند!

در پناه حق!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گل های کوه ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:پنجشنبه 1 مرداد 1394-09:50 ب.ظ

این عکس ها مربوط می شوند به مسیر وارنگرود به آزادکوه که دارای پوشش گیاهی غنی و متنوعی در البرز مرکزی می باشد.

گل های کوه تقدیم به شما باد:











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


Admin Logo
themebox Logo