تبلیغات
قله های مه گرفته

کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

علم کوه از حصارچال ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 6 مهر 1394-10:13 ب.ظ

سلام بر شما عزیزان. روزها و لحظات خوبی برایتان آرزو دارم.
صعود تابستانی علم کوه آن هم از مسیر حصارچال کار جدید و شاقی نیست! در این مورد گزارش های زیادی در اینترنت وجود دارد. این مسیر بدون شک یکی از پر تردد ترین مسیرهای کوهنوردی در فصل تابستان است، که به دلیل زیبایی و سهولت نسبی مورد اقبال زیادی از کوهنوردان سراسر کشور قرار می گیرد. البته باید امیدوار بود این هجمه بی امان، در سال های آتی چیزی از طبیعت زیبای منطقه و حصارچال باقی بگذارد!!
چند سال پیش پیمایش مسیر تنگ گلو تا دره سه هزار، سبب شد که منطقه زیبای حصارچال را زیارت کنم. اما قصه صعود امسال آن هم از این مسیر، متفاوت و جالب بود!
گاهی اوقات اشتباه در مسیریابی آن هم در حد لالیگا! برای آدمی که قبلاً چند مرتبه به علم کوه سفر کرده، ممکن است باعث شود به جای مسیر سرچال که به قصد صعود تخت سلیمان در نظر گرفته اید، پس از دو ساعت پیاده روی خود را در میانه راه طولانی تنگ گلو و حصارچال پیدا کنید!! وقتی با دوستی که به امید تو برای اولین بار راهی منطقه ای شده همراه باشی این سوتی جبران ناپذیرتر می نماید! اما جالب این بود که دوست همراه من در آرزوی صعود علم کوه بود و با این اشتباه انگار خدا برای او خواسته بود! وقتی بعد از دو ساعت پیاده روی در مسیر اشتباه نه حال برگشت داشته باشی و نه هیچ ماشینی جا داشته باشد تو را سوار کند، مجبوری مثل قهرمان ها و کوهنورد های 50 سال پیش این مسیر بیست و اندی کیلومتری را پیاده گز کنی و البته در برابر کف و هوراهای کوهنورد های ماشین سوار، ژست مغرورانه خودت را برای حفظ آبرو از دست ندهی!!
به هر ترتیب اشتباه ما چندان هم بد نبود و سبب شد به حصارچال زیبا سفر کنیم و بار دیگر علم کوه پر غرور را در آغوش بکشیم. روی قله علم کوه چنان ترافیکی از خیل علاقمندان بود که جمعیت همینطوری هل می داد و روی قله می رفت طوری که یکی دو بار کاملا احساس کردم که عن قریب کسی از روی سنگ های لغزان به کف علم چال سقوط کند!
و نوستالژی صعود به کوه های رفیع این سرزمین که باز تکرار شد. آواز های اجباری، گروهی که به صورت مداوم و با صدای بلند از 1 تا صد می شمردند و با رسیدن به عدد 85 به مناسبت نامعلومی جیغ می زدند! وقتی با اعتراض یکی از کوهنوردان دیگر گروهها مواجه شدند، گفتند که ما به جای تزریق دگزا این کار را می کنیم که به قول معروف تا حالا تو عمرم اینجوری توجیه نشده بودم! و ...
و بازگشت، بازگشت به کلاردشت بهشت گمشده دیروز و شهر توریستی و بی سامان امروز که خیابان هایش به جاده خاکی شبیه تر است و در آخر عمر گرانمایه که تا نیمه های شب در ترافیک جاده های شمالستان تلف می شود و ...
عشق است علم کوه و دیگر هیچ:





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حفاظت از دماوند تدبیر می طلبد نه شعار و عمل متناقض!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 10 شهریور 1394-10:36 ب.ظ

با سلام به خوانندگان عزیز. مسأله حفاظت از کوهستان، سامان دهی آن و آسیب های ناشی از صعود های کنترل نشده و بی سامان، علی الخصوص در مورد دماوند بام زیبای ایران، موضوع تازه ای نیست که چندین بار شخصاً به آن پرداخته ام و ...

در خبرها و در سایت کوهنامه می خوانیم:

 

نشست پاکسازی کوه دماوند برگزار شد

 

 

در متن خبر و در بخشی می خوانیم:

"امین معین خواستار بازنگری مسیرهای صعود شد و اعلام نمود که مسیرهای صعود باید بسته شود."

با تمام احترامی که برای آقای معین دوست خوبم قائلم، معتقدم این حرف غیر عملی و فاقد پایه و اساس منطقی است. در واقع نوعی افراط ناشی از احساسات در آن به چشم می خورد!

 

و اما در وبلاگ مؤسسه علمی پزشکی کوهستان و در خبری دیگر آمده:

 

اکوکمپ کوهستانی شمالی دماوند افتتاح شد

 

در این خبر از زبان "فیاضی" مدیر کل کمیته طبیعت گردی کشور نوشته شده:

"هجوم خارج از ظرفیت کوهنوردان ایرانی به جبهه جنوبی دماوند باعث آلودگی محیط زیست، آسیب دیدن پوشش گیاهی و جانوری منطقه و از بین رفتن آرامش کوهستان در این رخ دماوند شده است و این مسئله نه برای این اثر طبیعی ملی قابل قبول است و نه وجه‏ه ی مناسبی برای گردشگری کوهستان در ایران دارد و ایجاد اکوکمپ کوهستانی شمالی دماوند که بر اساس استانداردهای روز دنیا طراحی و ساخته شده است، نیازی مبرم در این حوزه به شمار می‏رفت."

خلاصه این پاراگراف را می توان این گونه ترجمه نمود: مسیر جنوبی را به باد فنا دادیم و نابود کردیم و دیگه چیزی ازش نمونده و حالا نوبت مسیر شمالی است، که به بهانه اکوکمپ کوهستان، باید به همان سرنوشت دچار شود!!

 

آن طور که مشاهده می شود، مجموعه اظهارات و اقدامات مسؤولین مرتبط با طبیعت و محیط زیست، حاکی از تناقض و اظهارات غیر ممکن و یا غیر کارشناسی با رگه هایی از انگیزه سودجویانه است! یعنی از طرفی می گوییم باید مسیر ها را بست و به کسی اجازه صعود نداد و از طرف دیگر کمپ کوهستانی و هتل تأسیس می کنیم!!

 

بهتر است متولیان موضوع با اتخاذ یک وحدت رویه اقداماتی ممکن و عملی و در عین حال مسؤولانه انجام دهند.

باور کنید با برنامه ریزی، نظارت درست و مسؤولانه و وضع قوانین قابل اجرا می توان صعود های گله وار را محدود و کنترل نمود، جلوی آلوده کردن محیط کوهستان را گرفت و در عین حال به کوهنوردان مسؤول در قبال طبیعت اجازه فعالیت داد.

انشاء الله در این مورد در آینده نزدیک بیشتر خواهم نوشت!

در پناه حق باشید!

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اختلال در بلاگفا همچنان ادامه دارد!!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 3 شهریور 1394-08:34 ب.ظ

امروز در مراجعه به برخی وبلاگ های کوهنوردی در بلاگفا با مشکل مواجه شدم. اینطور که یا اصلا وبلاگ را باز نمی کرد یا اگر باز می کرد نمی شد در آن ها نظر داد!! اختلالات پیاپی این سرویس دهنده باعث کاهش بیش از پیش اعتماد به آن خواهد بود! واقعا من یکی لااقل از ترک بلاگفا خیلی خوشحالم!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دماوند شمالی - 20 تا 22 مرداد 94

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:جمعه 23 مرداد 1394-10:04 ب.ظ

با سلام و آرزوی ایامی خوش بر شما خواننده گرامی.

تابستان فصل تب و تاب کوهنوردان است. فصلی که هر کس در حد بضاعتش سعی می کند بهترین برنامه ها را اجرا کند. فصل صعود های پر جمعیت به قلل بلند و ...
این اشتیاق روز افزون در بین گروهها و افراد کوهنورد، معضلاتی برای کوهستان و طبیعت پیرامون آن به همراه دارد. و البته منافعی برای کسانی که از این خیل و هجمه سوء استفاده می کنند. گروههای کوهنوردی که صعود های توریستی و لوکس با اخذ مبالغ گزاف از افراد ترتیب می دهند و البته کمترین مسؤولیتی در برابر محیط آسیب پذیر کوهستان حس نمی کنند. کوهپایه نشینان و افراد سود جو که از این آشفته بازار پول های بی حساب و قابل توجهی به جیب می زنند و ...
و البته مظلوم ترین و بی دفاع ترین چیز در میان این آشفتگی کوهها و طبیعت ماست که روز به روز به نابودی نزدیک می شود.
گویا همه ما مسابقه ای ترتیب داده ایم که عده ای با هزینه کردن و عده ای با کسب سود های باد آورده و بی حساب با سرعتی هر چه بیشتر نابودی کوهها، این میراث یگانه سرزمینمان، را جشن بگیریم.


و اما گزارشی مختصر از برنامه:
با هماهنگی و همراهی یکی از دوستان کوهنورد صبح سه شنبه 20 مرداد عازم خانه کوهنورد ناندل و منزل آقای صالحی شدیم. قصد ما صعود جبهه شمالی دماوند بود. این صعود برای من به دلیل تکمیل صعود از هر چهار جبهه به دماوند اهمیت داشت! در خانه کوهنوردان با کوهنورد منفردی از تبریز آشنا شدیم که برای اولین بار، آن هم از مسیر شمالی، قصد صعود به بام ایران را داشت. به نوعی خواسته و نا خواسته این شخص به تیم  دو نفره ما اضافه شد! بعد از مدت نه چندان کمی انتظار برای رسیدن نیسان، که رانندگان آن غالباً از اقوام آقای صالحی هستند، به سمت سنگ بزرگ پای مسیر شمالی راهی شدیم. کرایه 70000 تومان را برای سه نفر با راننده طی کردیم که البته قرار بود همزمان با ما تیم 6 نفره دیگری از بجنورد را به مسیر شمال شرقی و گوسفند سرای گردنه سر ببرد. گرانی کرایه ماشین برایمان قابل توجه بود، چرا که دو هفته پیش مسیر بسیار طولانی تر تنگ گلو تا ونداربن در علم کوه را با کرایه نفری 10000 تومان طی کرده بودیم! گویا متناسب با ارتفاع قله کرایه ها هم رشد می کند! حدود 12:30 استارت حرکت از کنار سنگ بزرگ با کوله های بالای 20 کیلو زده شد. وقتی کوهنوردان دیگری از کنارمان دست در جیب می گذشتند و کوله بارشان را قاطرهایی که بین 40 تا 50 هزار تومان برای هر کوله می گرفت، حمل می کردند گاهی در دل به دیوانگی و کم عقلی خودمان می خندیدم! به دلیل کم آبی در مسیر شمالی آب نسبتاً زیادی حمل می کردیم که دلیل اصلی سنگینی کوله ها بود. آرام به سمت پناهگاه اول موسوم به 4000 ارتفاع گرفتیم. در ابتدا تمایل داشتیم تا قبل از غروب خود را به پناهگاه 5000 رسانده و کار را برای روز دوم سبکتر کنیم. اما سنگینی کوله سبب خستگی مضاعف و درد در ناحیه کمر و پایم شد و توان ادامه حرکت نداشتم! در میان انبوه جمعیت اطراف پناهگاه چادر را برپا نموده و مشغول شب مانی خود شدیم.
علی رغم توصیه برخی از افراد ساعت 6:00 صبح روز چهارشنبه صعود به سمت قله را آغاز کردیم. با توجه به سختی مسیر شمالی این ساعت زمانی کاملاً دیر برای استارت از 4000 محسوب می شد! از همان ابتدا ریتم کند گروه خصوصاً کوهنورد تبریزی مرا در مورد ادامه کار نگران می کرد. بعد از سه ساعت از میان مسیر پر شیب که آخر آن سنگی و مختصری بد قلق بود به پناهگاه دوم موسوم به 5000 رسیدیم. ظاهراً به تازگی جان پناه های یال شمالی دماوند مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته بود و وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت. البته اطراف پناهگاه 5000 به طرز باور نکردنی مملو از زباله بود که چهره بسیار زشتی به این منطقه داده بود! به راستی بی فرهنگی قشر به اصطلاح کوهنورد حد و مرزی نمی شناسد! 
دوستان همنورد من یک ساعتی را به خوردن و استراحت پرداختند!! با توجه به تجربه ام از برنامه های دماوند این وقفه تیر خلاص را به برنامه مان زد!! ساعت 10 صبح و ادامه مسیر دشوار به سمت قله! بازهم با ریتمی کند و غیر یکنواخت، که ناشی از نبودن نفرات در یک سطح آمادگی بود، به مسیر ادامه دادیم. بالاتر از پناهگاه 5000 گرده ای قرار دارد که باید از سمت راست آن و مشرف بر یخچال دست به سنگ عبور نمود که به نظرم یکی از سخت ترین و خطرناک ترین نقاط مسیر است. ظاهراً قبلاً طناب ثابتی در این بخش وجود داشته که به جز یک تکه طناب پاره اثری از آن مشاهده نشد! انصافاً مسیر شمالی دماوند در قیاس با دیگر مسیر ها درجه سختی بسیار بیشتری دارد. شیب بسیار تند، مسیری عمدتاً شن اسکی و البته بعضاً دست به سنگ های بد قلق و گنگ از میان مسیرهای سنگی نا مطمئن! سختی مسیر در کنار ریتم نامناسب از نظر روانی فرسودگی بسیار زیادی در تیم ما ایجاد کرده و عملاً شانس صعود موفق به قله کم و کمتر می شد.
حدود ساعت 3 بعد از ظهر و بعد از افت و خیز های زیاد و دست و پنجه نرم کردن با مسیر دشوار در حالی که در ارتفاع حدود 5300 بودیم و بوی گوگرد کم کم محسوس شده بود، با توجه به ناپایدار بودن هوا، ریتم کند تیم و فرسایش جسمی و روحی به صعود خود خاتمه داده و راه برگشت را پیش گرفتیم. شخص تبریزی که گویا به هر قیمت قصد صعود قله را داشت و البته از نظر بدنی کاملاً خالی کرده بود، ابتدا از این تصمیم بسیار دلخور شد که با توجه به شرایط و مصمم بودن ما به بازگشت چاره ای جز تبعیت نداشت! و ...
به هر ترتیب و دلیلی این صعود نیمه تمام ماند و تجربه ای با ارزش به لحاظ برنامه ریزی برای صعود های نسبتاً دشوار در اختیار ما قرار داد. این که برای چنین برنامه ای باید از آمادگی روحی و جسمی افراد مطمئن بود و اینکه هر کسی را بدون شناخت قبلی در تیم اضافه نکنیم. همچنین تقید به زمان بندی مناسب و رعایت ریتم صعود و ... که شاید از ملزومات یک برنامه موفق تیمی باشد.

در پایان امیدوارم مسؤولان فکری بابت صعود های بی رویه که بلای جان کوهستان شده بکنند و تا بیش از این دیر نشده جلوی نابودی قریب الوقوع آن را بگیرند!

در پناه حق!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گل های کوه ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:پنجشنبه 1 مرداد 1394-10:50 ب.ظ

این عکس ها مربوط می شوند به مسیر وارنگرود به آزادکوه که دارای پوشش گیاهی غنی و متنوعی در البرز مرکزی می باشد.

گل های کوه تقدیم به شما باد:











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آزادکوه - عاشقانه ای زیبا!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:سه شنبه 30 تیر 1394-08:11 ب.ظ

با سلام و آرزوی ایامی خوش ...

آزادکوه، آن هم از مسیر وارنگرود و دشت و برکه کمانکوه، برای من فقط یک کوه، یک ارتفاع و یا یک منطقه طبیعی نیست! عشق بازی است و زندگی! جایی که از آن انرژی می گیرم و در پناه غرور و زیبایی اش مسحور می شوم و نیرومند! جایی که دردهایم را فراموش می کنم و در محضر ابهتش درد دل ها می کنم و اندکی شاید سبک می شوم. جایی که می شود به دنیای بزرگ با تمام آلودگی ها، سوء تفاهم ها و حقارت و مسخرگی هایش خندید و از کنارش بی تفاوت گذشت! جایی که مرور می کنم من بودن و مرد بودن را و ایستادن بر سر آن با تمام وجود را و ...
این بار تنها! عازم دیدار این یار و عشق قدیمی شدم . این فرصت بسیار مناسبی بود برای خلوت کردن با خود و او! اگرچه به رسم تعطیلات چند روزه نباید انتظار خلوتی و سکوت می داشتم، ولی برعکس خیلی از مواقع کسانی که اطراف دریاچه اطراق کرده بودند با وقار تر و با شخصیت تر از معمول و حد انتظار من بودند و چندان مزاحم خلوت من و آزاد کوه نشدند! این بود که دو شب اقامت در این بهشت رؤیایی و روحانی، آن هم در شبهای رمضان که اتفاقاً مصادف با شب قدر نیز بود، خاطره ای شد بسی خوش و به یادماندنی با کوله باری از معنویت! بگذریم ...!
مسیر وارنگرود و دشت کمانکوه بی شک یکی از زیباترین مسیرهای کوهنوردی در ایران است. مسیری طولانی و با شیب ملایم! اگر قصد صعود به شاهزاده گردن کج را داشته باشی، این مسیر بسیار طولانی تر نیز خواهد بود. پس شاید بهتر باشد مثل من، به جهت استفاده بهتر از طبیعت و فرسایش کمتر جسمی، برنامه را دو و نیم روزه اجرا کنید و یک شب بیشتر از محضر آزادکوه استفاده کنید. قبلاً دو بار این مسیر را آزموده بودم که یکبار موفق و بار دوم ناموفق بود. تجربه این سه صعود به من نشان داد که این منطقه هوای کاملاً متغیر و غیر قابل پیش بینی دارد و حتی در گرمترین روزهای سال باید برای انواع شرایط آب و هوایی و بارش آمادگی داشت! این موضوع لزوم همراه داشتن چادر و زیر انداز مناسب و لباس اضافی را بیش از دیگر مناطق البرز گوشزد می کند.
همچنین مسیر از برکه کمانکوه تا گردنه چورن یک مسیر طولانی، پر افت و خیز و تا حدودی در برخی نقاط گنگ است! این موضوع نیز لزوم آشنایی کامل با مسیر و حتی الامکان همراه داشتن فایل جی پی اس (track) خصوصاً در شرایط آب و هوایی بد را ایجاب می کند. قبلاً یکبار گم شدن در هوای مه آلود در این مسیر را تجربه کرده و با سختی و چاشنی شانس موفق به پیدا کردن مسیر و بازگشت شدیم!!
زیاده عرضی نیست، الا تصاویری اندک از زیبایی های بی کران منطقه که تقدیم می شود. به امید رضایت شما!











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلون بستک - تابستان و هجوم به کوه و طبیعت!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:شنبه 6 تیر 1394-07:57 ب.ظ

آغاز فصل تابستان و تعطیلی درس و تحصیل فرصت خوبی است برای رفتن به کوه و طبیعت. البته اگر این کار هدفمند و با برنامه ریزی به شکلی که آسیبی به کوهستان وارد نشود، انجام گیرد، خوب و پسندیده است. در یک کلام این کار باید مسؤولانه و با نظارت متولیان امر انجام شود. اما متأسفانه آن چه که در چند سال اخیر شاهدیم خلاف این رویه است.
با آغاز این فصل گروههای کوهنوردی که به شکل قارچ گونه در جای جای کشور رشد یافته اند، بدون احساس مسؤولیت خاص در قبال طبیعت، به برنامه ریزی و اجرای صعودهای مختلف در طبیعت ایران دست می زنند. طبیعتاً با توجه به منفعت مالی این گروهها محدودیتی برای شرکت کنندگان خصوصاً در برنامه های سبک قائل نمی شوند. از طرفی به دلیل عدم وجود تفریح سالم و مشخص در فضای عمومی جامعه و همچنین عدم وجود محیطی که جوانان از حداقل آزادی ها در برقراری ارتباط برخوردار باشند، خیل جوانان مشتاق به شرکت در این برنامه ها هستند. شاید تنها جایی که می توان یک آزادی نسبی و بدون مزاحمت را تجربه کرد، همین کوه و طبیعت است. لذا اتفاقی که در عمل رخ می دهد هجوم و لشکر کشی به کوهستان به خصوص مناطق معروف و مهم کوهنوردی است.
مشکلات این موضوع بر افراد آگاه و دلسوز پوشیده نیست! تخریب و آلودگی کوهستان، از بین رفتن طبیعت بکر و فرار حیات وحش از آنها. از بین رفتن پوشش گیاهی، سلب امکان فعالیت از علاقمندان واقعی کوهستان و ...!
قبلاً در وبلاگ قدیم قله های مه گرفته با طرح ایده ای به نام "کوهبان"، بر لزوم دخالت نهادهای مسؤول در این موضوع و ایجاد محدودیت هایی جهت توقف و کند سازی روند تخریب کوهستان و طبیعت آن تأکید گردید. البته ما ایرانیها نوعاً عادت داریم که هشدارها و آژیرهای قرمز خطر را چندان جدی نگیریم و تا موقعی که وقوع فاجعه به مرحله کمال نرسد کاری نمی کنیم. متأسفانه در این مورد هم حرکت مفیدی مشاهده نمی شود و تا اطلاع ثانوی باید با افسوس تنها نظاره گر این تخریب و نابودی باشیم.
از همین الان خیل مشتاقان صعود به دماوند و علم کوه و سبلان و ... را می توان دید که چه بر سر مابقی طبیعت این مناطق ارزشمند و مهم کوهنوردی کشور خواهند آورد.
خرداد امسال به همراه همسرم به قله کلون بستک این چهار هزاری زیبا و سهل الوصول صعود کردیم و از طبیعت آن لذت بردیم. چند شب پیش نیز به بهانه شب مانی در طبیعت عازم گردنه دیزین و دکل مخابراتی شدیم. صبح فردای آن روز تعداد بالای صعود کنندگان که در غالب گروههای پر تعداد عازم صعود بودند و به جرأت بالغ بر صد نفر می شدند، علاوه بر آن که لذت شب زیبای ما را به کاممان تلخ کرد، باعث شگفتی تؤام با نگرانی از این همه جمعیت صعود کننده به یک قله چهار هزاری در یک روز بود!
امیدوارم این سیل بی رحم تخریب و لشکر کشی با درایت دلسوزان واقعی کوهستان قدری مهار شود.
در پایان تصاویری از کلون بستک و البته خیل مشتاقانش به شما تقدیم می شود:







درود بر شما خوبان باد!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اثاث کشی و پوست اندازی!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 1 تیر 1394-10:13 ب.ظ

سلام به شما دوست عزیز. قبل از اینجا چند سالی در بلاگفا و با همین نام از کوه و طبیعت نوشتم. با همه فراز و نشیب ها و فعالیت و رخوت ها و با تمام خاطرات تلخ و شیرین بودیم و نوشتیم! تا اینکه بحران بلاگفا کوهنویسی نیمه جان این روزها را به اغما برد. مدتی صبر کردیم و امیدمان هر روز نا امید تر شد. این شد که بلاخره کوچ را انتخاب کردیم. قله های مه گرفته قدیمی با آن آرشیو چند ساله و خاطراتی به قدمت عصری از یک زندگی، دیگر به روز نخواهد شد! باشد تا به این بهانه طرحی نو تر از قبل در اندازیم. منتظر قله های مه گرفته جدید متفاوت تر از قبل باشید. به زودی باز خواهم گشت ....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  


Admin Logo
themebox Logo