تبلیغات
قله های مه گرفته - در محضر آزادکوه ...

کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

در محضر آزادکوه ...

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:دوشنبه 10 تیر 1398-08:00 ق.ظ

سلام! به سبک سال های اخیر و ماه تیر فیل یاد هندوستان کرد و یکبار دیگر راهی وارنگرود در جاده دیزین گردید!! این بار قوم ظالمین جاده فشم دیزین را به جد بسته بودند! حال این به بهانه جاده نا ایمن بود یا بهانه ای برای منفعت عده ای ژن خوب قلیل الله اعلم! در هر حال نتیجه این شد که در یک صبح جمعه وسط تعطیلات از جاده کرج و چالوس تا وارنگرود مسیر یکساعت و نیمه، شش ساعت به درازا کشید و شیرازه برنامه می رفت که از هم بپاشد!! اما نه! مگر می توان از عشق آزاد کوه گذشت؟!!

ساعت اندی از ۱۲ ظهر گذشته و من در زیر آفتاب گرم مسیر طولانی با باری سنگین بر دوش می پیمایم! هیچ لختی اضافه ای جایز نیست، چون بهتر است قبل از گاه غروب برای برپایی سر پناه به میعاد گاه عاشقان کنار برکه عاشقی (کمانکوه!!) رسیده باشم! اما دره وارنگرود همیشه مهربان بوده و حتی ظهر تابستانش نیز با باد خنک و جان فزا همراه است! او نمی گذارد به این مهمان مشتاق در راه مانده سخت بگذرد! منزل ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارم. دره شیر کمر، محیط بانی، گردنه سوتک، گردنه اول و دوم کمان و بلاخره دشت و برکه کمانکوه!! سعی کردم با کمترین اتلاف وقت به اینجا رسیده باشم. البته کوله سنگین دو روزه، استراحت شب قبل!! و مشکلات راه و جاده اثر خود را گذاشته و بیش از معمول خسته و پریشان شده ام! این است سزای عاشقی ...

اندکی تا غروب مانده و در خنکای سایه سار آزادکوه سقفی روی سر خود برقرار کرده و در همسایگی دیگر عاشقان به داخل کیسه خواب سریده و با بالا انداختن دو قرص به خواب فرو رفتم!! شب به صبحگاهان رسید و حالا فرصت بهتری برای دیدن مناظر فراهم بود. حظی برده و چند قاب خاطره ثبت کرده و این بار به قصد چکاد یخچال راهی مسیر جدیدی شدم!!

خط الراس کمانکوه تا یخچال چون دژی نفوذ ناپذیر به نظر می رسد که از هر سو با صخره ها و یخچال های پر شیب احاطه شده! نه فایل مسیری داشتم و نه تجربه قبلی!! لذا باید با اتکا به حواس شش گانه تلاش می کردم! به سوی یال بالا کشیدم و به سمت صخره های شمالی قله حرکت کردم. تلاش از این مسیر بی فایده می نمود! به کمک دوستی که در مسیر توفیق آشنایی اش دست داد، به سمت یال شرقی کوه را دور زدیم! بعد از تراورس دهلیز شمال شرقی مشرف به دره ناحیه روی یال شرقی سوار شدیم! بدنم خسته بود و ذهنم مردد! لذا از دست به سنگ آخر منصرف شدم و روی یخچال را از کمی دورتر بوسیدم!!

بازگشت یک برفچال پر شیب و عمیق تراورس شد! تنها کار لازم نگاه نکردن به پایین شیب و فکر نکردن به عواقب سر خوردن احتمالی بود!!! پرونده این تلاش بسته شد و به کمپ بازگشتم!

گاه بازگشت هوس ماجراجویی دیگری کردم! بعد از گردنه اول کمانکوه به جای تراورس، مستقیم به دشت و دره شرقی سوتک سرازیر شدم!! دشتی بود بسیار زیبا، بکر، پر آب و پر گل! و در پس آن دره ای تنگ و پر شیب، پر آب و باز هم بکر! رد پاهای مبهم کمک بزرگی بود برای عبور از این آبشار دره بد قلق!! به هر روی به سلامت از این ماجرا گذشته و با کمی ماجرای دیگر با سگ های دره وارنگرود در آغاز شبانگاه شنبه و آخر تعطیلات پای سالار جاده ها رسیدم!!

خوشبختانه برگشت به دور از کور گره های ترافیکی و با جاده یکطرفه راحت به منزل رسیدم!

تصاویر این عشق بازی را در کانال و صفحه اینستاگرام دنبال کنید:

climbinhaze@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo