تبلیغات
قله های مه گرفته - مطالب فروردین 1395

کوهنوردی، طبیعت گردی و ایران گردی با رویکردی مسؤولانه

رباط صلیبی، مساله اینست!

نویسنده :حسام محرر
تاریخ:یکشنبه 22 فروردین 1395-09:37 ب.ظ

سلام به خوانندگان و همراهان گرامی. در سال جدید فرصت نشده بود تا با شما سخن بگویم. امیدوارم روزهای بهاری خوبی را در ابتدای سال جدید بگذرانید. سال ۹۴ سال خوب و نسبتا پرباری در کوهنوردی برایم بود و برنامه های خوبی چه انفرادی، چه خانوادگی و چه با دوستان اجرا شد. سالی با تجارب کمابیش جدید و صعود هایی به نسبت چالشی در زمستان! فکر می کنم سال گذشته پر تعداد ترین تلاش ها را در این ده سال تجربه کوه ، پشت سر گذاشتم. و البته این تلاش و فشار به نوعی اثر خود را نشان داد و در برنامه پایانی، شیرکوه یزد، پایان تلخی برای سالی پربار رقم زد!

آسیب و درد زانو بین کوهنوردان مساله جدید و ناشناخته ای نیست. آمادگی عضلانی ناکافی، عدم رعایت اصول صحیح گام برداری خصوصا در سرازیری و گاهی اجرای برنامه ای بالاتر از حد توان می تواند منجر به آسیب شود. البته این گاهی با عوامل جنبی و بی ربط به این ورزش همراه می شود و مشکل را حادتر می کند. نوروز چهار پنج سال پیش زمان آغاز یک مشکل مزمن برایم بود. بعد از یک رانندگی ده دوازده ساعته و کلاچ ترمز های پیاپی در ترافیک نوروزی جاده چالوس، احساس کردم مفاصل زانویم بیش از حد خسته و رنجور شده. دو روز بعد حین سوار شدن روی دوچرخه با یک حرکت ساده و یک فشار ناگهانی اندک، صدایی در زانویم احساس کردم و بعد از آن چند روز درد و لنگ زدن و ...

تلاش کردم با مدارا، استراحت، آبگرم و ... بحران را پشت سر بگذارم. چند هفته ای طول کشید تا به وضع نسبتا عادی برگردم و البته ناراحتی هنگام حرکات شدید مثل دویدن هنوز حس می شد. آن سال به دلیل مشغله کمتر کوه رفتم و کم کم اوضاع عادی شد. با احتیاط و البته زانو بند کوهنوردی را مجددا شروع کردم و به مرور به همان دوران قبل برگشتم البته با زانو بند!!

تقریبا مشکل پایم حل شده و تحت کنترل به نظر می رسید و به فعالیت های نسبتا سنگین کوهنوردی بدون مشکل خاصی ادامه دادم. تا برنامه دماوند پارسال! حین برگشت از کوه با خود گفتم که چند سال است مشکلی ندارم و می توانم زانو بند را کنار بگذارم! اما این فکر غلط خیلی سریع غافلگیرم کرد و نشان داد مشکل آتش زیر خاکستر است! خالی کردن و پیچ خوردن و درد خیلی زود دوباره برگشت!! برنامه دماوند به هر شکل گذشت و چون بعدش ناراحتی خاصی احساس نکردم، مساله کما فی السابق پشت گوش افتاد!

و اما شیرکوه! این بار با زانو بند مشکل دوباره تکرار شد! دو سه بار صداهای نگران کننده و درد خیلی بدی حس کردم. نه! این بار مشکل کاملا جدی بود. بعد از برگشت و در ایام عید بیشتر روزها با ناخوشی گذشت و به نوعی با درد از خواب بیدار می شدم!

تصمیم گرفتم این دفعه قضیه را جدی بگیرم! دیروز جواب MRI خبر از پارگی رباط صلیبی (ACL) زانوی راست می داد! نمی دانم این اتفاقا دقیقا کی افتاده! اما آنچه مشخص است سهل انگاری عامل بروز و یا لااقل حاد شدن چنین مشکلی بوده. راستش هنوز نتیجه به اطلاع پزشک نرسیده و نمی دانم کار به جراحی می رسد یا نه؟ اما مشخصا مدتی را باید دور از کوه باشم تا ببینیم که در آینده چه اتفاقی می افتد.

دلیل طرح موضوع هم این بود که اگر احیانا شما هم با چنین مشکلاتی روبرو هستید و مثل من اهل جدی گرفتنش نیستید بهتر است تا دیر نشده و مشکل پیچیده نشده، اقدام کنید! هر چی نباشه امسال سال اقدام و عمله!!

همیشه سالم باشید!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo